فلسفة اقتصاد اسلامي

warning: Creating default object from empty value in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\taxonomy\taxonomy.pages.inc on line 33.

روش استنباط نظرية اقتصادي از كتاب و سنت

عدم نمايش در فروشگاه: 
نمايش در فروشگاه

سال نهم، شماره اول، پياپي 17، پاييز و زمستان 1396

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
17
شماره صفحه: 
29

فلسفة اقتصاد اسلامي: وجوه معناداري، شيوه‌هاي تكوين، رسالت و مسائل پيش‌رو

، سال دوم، شماره اول، پياپي سوم، پاييز و زمستان 1389، صفحه 149 ـ 178

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.1, Fall & Winter 2010-11

وحيد مقدم*

چكيده

بيش از سه دهه است كه بحث از معناداري «علم اقتصاد اسلامي»، و ماهيت آن، به يكي از دغدغه‌هاي انديشمندان مسلمان تبديل شده است؛ اين بحث تحت تأثير ديدگاه‌هاي متفاوت در مورد نحوة تعامل ميان اسلام و مدرنيته قرار دارد. كاربرد هر ديدگاه در اقتصاد منجر به نوع خاصّي از تعامل بين انديشة اسلامي و اقتصاد مدرن و در نتيجه نوع خاصّي از اقتصاد اسلامي و روش‌شناسي آن خواهد شد. فرضية اساسي مقالة حاضر آن است كه قرار گرفتن اقتصاد اسلامي در مرحلة پيش‌علم و اتّفاق‌نظر نداشتن بر سر مباني تصوّري و تصديقي و روش‌شناسي آن، تكوين فلسفه اقتصاد اسلامي را در چارچوب نظرية تمدّن‌گرايي اسلامي ضروري مي‌سازد. يافته‌هاي اين تحقيق، كه به روش تحليلي انجام شده، نشان‌دهنده برتري روش توسعة فلسفة علم اسلامي و به‌كارگيري آن در حوزة اقتصاد نسبت به اسلامي‌سازي فلسفة اقتصاد و روش‌هاي مستقيم و غيرمستقيم توليد دانش اقتصاد اسلامي است. از اين‌رو، رسالت فلسفة اقتصاد اسلامي، تأمين مباني اقتصاد اسلامي و تكوين روش‌شناسي با بهره‌گيري از فلسفة اسلامي در حوزه‌هاي مختلف آن است. مباحثي چون نحوة تعامل مكتب، نظام و دانش اقتصاد اسلامي، روش نظريه‌پردازي و ارزيابي نظريه‌ها در اقتصاد اسلامي، ارزيابي نهادهاي مدرن اقتصاد، بحث علّيت، اصالت جامعه يا فرد و فلسفة تاريخ، از مباحث عمدة فلسفة اقتصاد اسلامي‌اند.

كليد واژه‌ها: مواجهة انديشة اسلامي با مدرنيته، اقتصاد اسلامي، فلسفة اقتصاد اسلامي، علم ديني، اسلامي‌سازي معرفت، فلسفة اقتصاد رايج.

طبقه‌بندي JEL: B41، Z12، Z19.

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
3
شماره صفحه: 
149

درآمدي بر چيستي، قلمرو، و چشم اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي

، سال دوم، شماره اول، پياپي سوم، پاييز و زمستان 1389، صفحه 65 ـ 92

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.1, Fall & Winter 2010-11

محمّدجواد توكلي*

چكيده

در دهه‌هاي اخير، گسترش مطالعات انتقادي فلسفة اقتصاد، محقّقان اقتصاد اسلامي را با سؤالي جدّي در مورد نقش مطالعات فلسفي در هويّت بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و ارتقاي آن مواجه ساخته است. در اين مقاله، با استفاده از روش تحليل فلسفي، به بررسي چيستي، قلمرو، و چشم‌اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي در مقايسه با فلسفة اقتصاد متعارف مي‌پردازيم. فرضية اصلي مقاله آن است كه اين دو زمينة مطالعاتي مي‌توانند در تعامل با يكديگر، با پرداختن به جنبه‌هاي معرفت‌شناختي، هستي‌شناختي،انسان‌شناختي، و ارزش‌شناختي گزاره‌هاي اقتصادي، به ارتقاي دانش اقتصادي كمك كنند. مطالعات فلسفة اقتصاد اسلامي ـ كه از نظر نوع نگاه فلسفي (مضاف) و متعلّق بررسي درجة دوم (مضاف‌اليه) از همتاي خود متمايز است، دو دسته منافع بيروني و دروني دارد. اين رويكرد با گسترش منابع، ابزارها، و متعلّق شناخت و ترويج نظام ارزشي متعالي، به بازسازي واقعيت اقتصادي در نظريه‌هاي اقتصادي ياري مي‌رساند. از اين گذشته، با اين بررسي‌ها، خودآگاهي اقتصاددانان نسبت به ماهيت و توان نظريه‌هاي اقتصاد اسلامي افزايش مي‌يابد و حلقه‌هاي مفقوده ميان مباني، نظريه‌پردازي، و اجرا در آثار اقتصاد اسلامي كشف مي‌شود؛ و بدين ترتيب زمينة هويّت‌بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و تصحيح مسير حركت آن فراهم مي‌گردد.

كليد واژه‌ها: فلسفة مضاف، فلسفة اقتصاد، فلسفة اقتصاد اسلامي، معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، ارزش‌شناسي.

.B41,B5: JELطبقه بندي

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
3
شماره صفحه: 
65
همزمانی محتوا