فلسفه اقتصاد

warning: Creating default object from empty value in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\taxonomy\taxonomy.pages.inc on line 33.

روش‌شناسي ايجاد شاخص تركيبي ارزيابي نوآوري در راستاي الگوي اسلامي و ايراني پيشرفت

سال دوم، شماره دوم، پياپي چهارم، بهار و تابستان 1390، صفحه 107 ـ 126

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.2, Spring & Summer 2011

سيدحبيب‌الله طباطبائيان*/ رضا نقي‌زاده**/ محمد نقي‌زاده***

چكيده

سنجش پيشرفت کشور در قالب الگوئي قابل اتکاء از اساسي‌ترين ارکان هرگونه برنامه‌ريزي محسوب مي‌شود. اين الگو مي‌تواند مبنايي براي شناسايي وضعيت واقعي عملکرد بازيگران عرصه‌هاي مختلف توسعه ملي باشد و زمينه همگرائي تمامي فعاليتهاي علمي، فني، صنعتي و اقتصادي را فراهم آورد. يکي از ابزارهاي سياست گذاري در حوزه‌هاي مرتبط با نوآوري، بهره‌گيري از شاخص‌هاي ترکيبي مي‌باشد. اين شاخص‌ها قابليت مقايسه‌اي را براي کشورهاي مختلف در عرصه نوآوري فراهم مي‌آورد. در اين بين نحوه توسعه اين شاخص‌ها در حوزه نوآوري و همچنين بررسي چگونگي توسعه ساير مدل‌ها و نقاط ضعف آن داراي اهميت ويژه است. در اين تحقيق سعي شده است تا با استفاده از روش تحليلي، الگوهاي پيشنهادي جهت توسعه شاخص‌هاي ترکيبي بررسي شود. در اين چارچوب برخي از مهمترين مدل‌هاي بين‌المللي مرتبط با نوآوري مورد بررسي قرار گرفته است. بر اساس يافته‌هاي مقاله، طراحي شاخص‌هاي تركيبي در راستاي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت نيازمند شكل‌گيري گروه‌هاي سه‌گانه نظريه‌پردازي، روش‌شناسي و جمع‌آوري داده است.

کليد واژه‌ها: شاخص ترکيبي، نوآوري، توسعه، الگوي اسلامي و ايراني پيشرفت

طبقه‌بندي JEL: C8, O21, C43, O31

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
4
شماره صفحه: 
107

روش‌شناسي تدوين شاخص پيشرفت انساني بر اساس گفتمان قرآني

سال دوم، شماره دوم، پياپي چهارم، بهار و تابستان 1390، صفحه 31 ـ 56

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.2, Spring & Summer 2011

محمّدجواد توكلي*

چكيده

نماگر‌ها و شاخص توسعه نقشي اساسي در ارزيابي و بهبود ميزان پيشرفت كشورها ايفا مي‌كنند. از نگاه روش‌شناسانه، تدوين شاخص يك‌پارچة توسعه و پيشرفت مستلزم پيمودن چهار مرحلة مفهوم‌سازي، استخراج معيارها، طرّاحي نماگر‌ها و پك‌پارچه‌سازي آنها مي‌باشد. بنا به فرضية اين مقاله كه با استفاده از روش تحليلي ارزيابي شده است، پذيرش مفهوم قرآني توسعه و پيشرفت موجب تحوّلي اساسي در تدوين معيارها و همچنين شاخص آن مي‌شود. بر اساس گفتمان قرآني، توسعة جوامع انساني به مفهوم تعالي افراد آن جوامع براي دست‌يابي به زندگي پاكيزه (=حيات طيبه) در سرزمين پاك (=بلدة طيبه) و آباد (عمران) است. اين مفهوم متعالي از توسعة انساني را كه از آن با عنوان «پيشرفت انساني» ياد مي‌شود، مي‌توان با توجه به كلام وحي در آسيب‌شناسي تمدّن‌ها و در چارچوب مؤلّفه‌هاي «توانمندي اخلاقي»، «توانمندي فكري»، «توانمندي جسمي ـ رواني»، و «توانمندي درآمدي» ملّت‌ها بازشناسي كرد. در اين چارچوب، شاخص‌هاي تركيبي پيشرفت انساني تحقّق اين توانمندي‌هاي چهارگانه را اندازه‌گيري مي‌كند. وزن‌دهي به هريك از اين توانمندي‌ها را مي‌توان با توجه به تأكيدات ديني بر هريك از آنها تعيين نمود.

كليدواژه‌ها: توسعه و پيشرفت، پيشرفت انساني، الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت، حيات طيبه، شاخص پيشرفت، گفتمان قرآني.

طبقه‌بندي JEL: C8, C43, O15, O1

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
4
شماره صفحه: 
31

فلسفة اقتصاد اسلامي: وجوه معناداري، شيوه‌هاي تكوين، رسالت و مسائل پيش‌رو

، سال دوم، شماره اول، پياپي سوم، پاييز و زمستان 1389، صفحه 149 ـ 178

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.1, Fall & Winter 2010-11

وحيد مقدم*

چكيده

بيش از سه دهه است كه بحث از معناداري «علم اقتصاد اسلامي»، و ماهيت آن، به يكي از دغدغه‌هاي انديشمندان مسلمان تبديل شده است؛ اين بحث تحت تأثير ديدگاه‌هاي متفاوت در مورد نحوة تعامل ميان اسلام و مدرنيته قرار دارد. كاربرد هر ديدگاه در اقتصاد منجر به نوع خاصّي از تعامل بين انديشة اسلامي و اقتصاد مدرن و در نتيجه نوع خاصّي از اقتصاد اسلامي و روش‌شناسي آن خواهد شد. فرضية اساسي مقالة حاضر آن است كه قرار گرفتن اقتصاد اسلامي در مرحلة پيش‌علم و اتّفاق‌نظر نداشتن بر سر مباني تصوّري و تصديقي و روش‌شناسي آن، تكوين فلسفه اقتصاد اسلامي را در چارچوب نظرية تمدّن‌گرايي اسلامي ضروري مي‌سازد. يافته‌هاي اين تحقيق، كه به روش تحليلي انجام شده، نشان‌دهنده برتري روش توسعة فلسفة علم اسلامي و به‌كارگيري آن در حوزة اقتصاد نسبت به اسلامي‌سازي فلسفة اقتصاد و روش‌هاي مستقيم و غيرمستقيم توليد دانش اقتصاد اسلامي است. از اين‌رو، رسالت فلسفة اقتصاد اسلامي، تأمين مباني اقتصاد اسلامي و تكوين روش‌شناسي با بهره‌گيري از فلسفة اسلامي در حوزه‌هاي مختلف آن است. مباحثي چون نحوة تعامل مكتب، نظام و دانش اقتصاد اسلامي، روش نظريه‌پردازي و ارزيابي نظريه‌ها در اقتصاد اسلامي، ارزيابي نهادهاي مدرن اقتصاد، بحث علّيت، اصالت جامعه يا فرد و فلسفة تاريخ، از مباحث عمدة فلسفة اقتصاد اسلامي‌اند.

كليد واژه‌ها: مواجهة انديشة اسلامي با مدرنيته، اقتصاد اسلامي، فلسفة اقتصاد اسلامي، علم ديني، اسلامي‌سازي معرفت، فلسفة اقتصاد رايج.

طبقه‌بندي JEL: B41، Z12، Z19.

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
3
شماره صفحه: 
149

درآمدي بر چيستي، قلمرو، و چشم اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي

، سال دوم، شماره اول، پياپي سوم، پاييز و زمستان 1389، صفحه 65 ـ 92

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.1, Fall & Winter 2010-11

محمّدجواد توكلي*

چكيده

در دهه‌هاي اخير، گسترش مطالعات انتقادي فلسفة اقتصاد، محقّقان اقتصاد اسلامي را با سؤالي جدّي در مورد نقش مطالعات فلسفي در هويّت بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و ارتقاي آن مواجه ساخته است. در اين مقاله، با استفاده از روش تحليل فلسفي، به بررسي چيستي، قلمرو، و چشم‌اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي در مقايسه با فلسفة اقتصاد متعارف مي‌پردازيم. فرضية اصلي مقاله آن است كه اين دو زمينة مطالعاتي مي‌توانند در تعامل با يكديگر، با پرداختن به جنبه‌هاي معرفت‌شناختي، هستي‌شناختي،انسان‌شناختي، و ارزش‌شناختي گزاره‌هاي اقتصادي، به ارتقاي دانش اقتصادي كمك كنند. مطالعات فلسفة اقتصاد اسلامي ـ كه از نظر نوع نگاه فلسفي (مضاف) و متعلّق بررسي درجة دوم (مضاف‌اليه) از همتاي خود متمايز است، دو دسته منافع بيروني و دروني دارد. اين رويكرد با گسترش منابع، ابزارها، و متعلّق شناخت و ترويج نظام ارزشي متعالي، به بازسازي واقعيت اقتصادي در نظريه‌هاي اقتصادي ياري مي‌رساند. از اين گذشته، با اين بررسي‌ها، خودآگاهي اقتصاددانان نسبت به ماهيت و توان نظريه‌هاي اقتصاد اسلامي افزايش مي‌يابد و حلقه‌هاي مفقوده ميان مباني، نظريه‌پردازي، و اجرا در آثار اقتصاد اسلامي كشف مي‌شود؛ و بدين ترتيب زمينة هويّت‌بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و تصحيح مسير حركت آن فراهم مي‌گردد.

كليد واژه‌ها: فلسفة مضاف، فلسفة اقتصاد، فلسفة اقتصاد اسلامي، معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، ارزش‌شناسي.

.B41,B5: JELطبقه بندي

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
3
شماره صفحه: 
65

علم اقتصاد متعارف و خودگروي لذت‌گرايانه

، سال اول، شماره اول، پاييز و زمستان 1388، ص 163 ـ 184

علي جابري*

چكيده

علم اقتصاد در حالي در قرن هجدهم متولد شد كه بستر خاصي از طبيعت گرايي، انسان گرايي، دئيسم و نيز زدودن آثار متافيزيكي و كلامي از فلسفه فراهم شده بود. اين دانش گرچه در يك بستر اخلاقي شكل گرفت و رشد كرد، ولي ارزش‌هاي اخلاقي به تدريج از آن زدوده شد. در سير تحول انديشه‌هاي اقتصادي ،اقتصاددانان كلاسيك به خصوص آدام اسميت تحت تاثير نظريات فلاسفه اخلاق از جمله هابز و ديويد هيوم، نظريات خود را بر پايه خودگروي بنيان نهادند. اسميت اصطلاح "دست نامرئي" را با توجه به اين مفهوم مطرح ساخت و آن را به عنوان يكي از مهم ترين مكانيزم‌هاي اقتصادي مطرح كرد. بر اين اساس ادعا شد كه پيگيري نفع شخصي با كمك دستي نامرئي منافع جامعه را نيز تامين مي‌كند. فرضيه اساسي اين مقاله كه با روشي تحليلي عقلي بررسي شده آن است كه اقتصاد دانان نئوكلاسيك با پذيرش ايده خودگروي لذت گرايانه آن را وارد مدل‌هاي اقتصادي كردند. در اين فرمول بندي، علم اقتصاد متعارف نئوكلاسيكي خودگروي لذت گرايانه را به مثابه قانوني حتمي همانند قانون جاذبه در فيزيك نيوتني قلمداد كرده و رفتار اقتصادي را نه تنها به عنوان تلاشي براي حداكثر كردن لذت تفسير مي‌كند، بلكه رفتار غير خودخواهانه را غير عقلايي قلمداد مي‌نمايد.

كليد واژه‌ها: علم اقتصاد متعارف، خودگروي روانشناختي، خودگروي اخلاقي، لذت گرايي، ديگرگرايي، پيروي از نفع شخصي.

سال انتشار: 
1
شماره مجله: 
1
شماره صفحه: 
163
همزمانی محتوا