هستي‌شناسي

warning: Creating default object from empty value in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\taxonomy\taxonomy.pages.inc on line 33.

تحليل نسبت هستي‌شناسي و روش‌شناسي علم اقتصاد با اتكا بر رهيافت لاوسون

عدم نمايش در فروشگاه: 
نمايش در فروشگاه

سال نهم، شماره دوم، پياپي 18، بهار و تابستان 1397

رامينه سليمان‌زاده / دانشجوي دكتري فلسفه اقتصاد اسلامي دانشگاه علامه طباطبائی    ramineh.solaymani66@gmail.com
حميد پاداش / استادیار دانشگاه تهران    padash@ut.ac.ir
امير خادم عليزاده / استادیار دانشگاه علامه طباطبائی    aalizadeh@atu.ac.ir
دريافت: 12/01/1397 - پذيرش: 28/05/1397.

چکیده
هر نوع خاصی از هستی‌شناسی مستلزم روش‌شناسی ویژه است. هدف این مقاله بررسی دیدگاه لاوسون دربارة ماهیت واقعیت اقتصادی- اجتماعی، ماهیت معرفت به آن و مشخص کردن روش‌هایی است که برای ارزیابی جهان اقتصادی - اجتماعی مناسب هستند. مطابق تحلیل صورت‌گرفته در این مقاله، با اتکا بر رهیافت رئالیسم انتقادی لاوسون، ماهیت واقعیت اجتماعی به گونه‌ای است که ابزار و روش ریاضی را برنمی‌تابد و به‌جای روش قیاس و روش استقرا استفاده از پس‌كاوي برای تحلیل‌های اقتصادی مناسب است. استدلال پس‌كاوانه عبارت است از حرکت از شناخت برخی پدیده‌های موجود در هر سطح از واقعیت به سمت شناخت مکانیسم‌ها در یک سطح عمیق‌تر از واقعیت. علم اقتصاد با استفاده از روش استنتاج پس‌كاوي، می‌تواند در تبیین واقعیات اجتماعی موفق باشد. روش‌شناسی پس‌كاوانه، خود از هستی‌شناسی مبتنی بر رئالیسم انتقادی نشئت می‌گیرد که در مقابل روش قیاسی اقتصاد متعارف می‌تواند در تحلیل اقتصادی به کار گرفته شود. بر اساس يافته‌هاي تحقيق از پس‌كاوي می‌توان در تدوين نظريات اقتصاد اسلامی بهره برد.
کلیدواژه‌ها: علم اقتصاد، هستی‌شناسی، روش‌شناسی، رئالیسم انتقادی، روش‌شناسی پس‌كاوي.
طبقه‌بندی JEl: C18.


سال انتشار: 
9
شماره مجله: 
18
شماره صفحه: 
27

درآمدي بر چيستي، قلمرو، و چشم اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي

، سال دوم، شماره اول، پياپي سوم، پاييز و زمستان 1389، صفحه 65 ـ 92

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.1, Fall & Winter 2010-11

محمّدجواد توكلي*

چكيده

در دهه‌هاي اخير، گسترش مطالعات انتقادي فلسفة اقتصاد، محقّقان اقتصاد اسلامي را با سؤالي جدّي در مورد نقش مطالعات فلسفي در هويّت بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و ارتقاي آن مواجه ساخته است. در اين مقاله، با استفاده از روش تحليل فلسفي، به بررسي چيستي، قلمرو، و چشم‌اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي در مقايسه با فلسفة اقتصاد متعارف مي‌پردازيم. فرضية اصلي مقاله آن است كه اين دو زمينة مطالعاتي مي‌توانند در تعامل با يكديگر، با پرداختن به جنبه‌هاي معرفت‌شناختي، هستي‌شناختي،انسان‌شناختي، و ارزش‌شناختي گزاره‌هاي اقتصادي، به ارتقاي دانش اقتصادي كمك كنند. مطالعات فلسفة اقتصاد اسلامي ـ كه از نظر نوع نگاه فلسفي (مضاف) و متعلّق بررسي درجة دوم (مضاف‌اليه) از همتاي خود متمايز است، دو دسته منافع بيروني و دروني دارد. اين رويكرد با گسترش منابع، ابزارها، و متعلّق شناخت و ترويج نظام ارزشي متعالي، به بازسازي واقعيت اقتصادي در نظريه‌هاي اقتصادي ياري مي‌رساند. از اين گذشته، با اين بررسي‌ها، خودآگاهي اقتصاددانان نسبت به ماهيت و توان نظريه‌هاي اقتصاد اسلامي افزايش مي‌يابد و حلقه‌هاي مفقوده ميان مباني، نظريه‌پردازي، و اجرا در آثار اقتصاد اسلامي كشف مي‌شود؛ و بدين ترتيب زمينة هويّت‌بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و تصحيح مسير حركت آن فراهم مي‌گردد.

كليد واژه‌ها: فلسفة مضاف، فلسفة اقتصاد، فلسفة اقتصاد اسلامي، معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، ارزش‌شناسي.

.B41,B5: JELطبقه بندي

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
3
شماره صفحه: 
65
همزمانی محتوا