<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت اقتصاداسلامی</JournalTitle>
                <Issn>2042-2322</Issn>
                <Volume>17</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>03</Month>
                    <Day>06</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>نقش متقابل دولت و مردم در اقتصاد (نمونه موردی مکانیسم بازار)</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">5003300</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi">10.22034/marefateeqtesadi.2026.5003300</ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>سیدمحمدکاظم</FirstName>
            <LastName>رجائی رامشه</LastName>
            <Affiliation>استاد - گروه اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0002-3275-9439</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2025</Year>
                    <Month>12</Month>
                    <Day>30</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">الگوهای متعارف اقتصادی غالباً رابطه دولت و مردم را بر اساس تقابل یا تفکیک وظایف تعریف می‌کنند. این پژوهش در صدد پاسخ به این پرسش است که الگوی اسلامیِ این رابطه بر چه پایه‌ای استوار است و چه پیامدهایی در تقسیم وظایف دارد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به منابع قرآن کریم و روایات و تحلیل متنی، به واکاوی مفهومی «ولایت» و «مَعیَّت» (همراهی) می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در منظومه فکری اسلامی، رابطه دولت (به معنای ولی و امام) و مردم، یک رابطه دوسویه، درهم‌تنیده و مبتنی بر «ولایت» است که از سنخ ولایت الهی نشأت می‌گیرد. این رابطه از تقابل عبور کرده و به مفهوم «مَعیَّت» می‌رسد، به‌گونه‌ای که دولت و مردم گویا «یک واحداند» و وظایف مشترکی در اقامه دین بر عهده دارند. سنگ بنای این الگوی واحد، «تربیت توحیدی» است. هرچه جامعه در این امر موفق‌تر عمل کند، درجه «معیت» مردم با دولت در اجرای وظایف افزایش یافته، تعداد کارگزاران دولت بیشتر و دولت چابک‌تر و کار برای او ساده‌تر خواهد شد. در مقابل، هرچه در امر تربیت توحیدی کوتاهی شود دولت می‌ماند و وظایف برجای‌مانده و دولت بدون مردم، آرام‌آرام به عدم تمکین و تمکن و سرانجام...</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
