معرفت اقتصاداسلامی، سال 1404، جلد هفدهم، شماره اول، پیاپی 33، پاییز و زمستان, صفحه‌ها 217-237

    منابع مالی و روش‌های مقابلة با فقر در مدینه به ترتیب نزول سور مدنی قرآن کریم

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ سیدضیاءالدین کیاالحسینی / استادیار و عضو هیئت علمی دپارتمان اقتصاد دانشگاه مفید / kiaalhoseini@mofidu.ac.ir
    dor 20.1001.1.20422322.1404.17.1.10.2
    doi Registering DOI...
    چکیده: 
    اسلام به‌عنوان کامل‌ترین دین، مقابلة با فقر را در سر لوحة دستورات خود قرار داده است. این مهم در آیات مکی و مدنی قرآن مجید مطرح شده است. هدف مقالة حاضر تحقیق پیرامون منابع مالی و روش‌های مقابله با فقر طی 10 سال حضور پیامبر اعظم(ص) در مدینه و بر اساس ترتیب سوره‌های مدنی است. مقاله از روش تحلیل محتوا تبعیت و از منابع کتابخانه‌ای استفاده می‌کند. نتایج مقاله نشان می‌دهد که انگیزه‌های دینی و نوع‌دوستی و آخرت‌گرایی نقش بسیار زیادی در تحقق این هدف داشت. همچنین علاوه بر منابع مردمی مذکور در سور مکی و با توجه به فتوحات و شکل‌گیری بیت‌المال، منابع عمومی مثل فیئ، زکات، زکات فطره، غنائم جنگی و خمس آنها، زمین‌های مفتوحة‌العنوه و صلحی نیز به منابع مالی مقابلة با فقر اضافه گردیدند. گرچه در سور مدنی زکات و صدقات به مقابلة با فقر انصراف دارد، ولی انفاق بیشتر برای تأمین هزینه‌های جهاد به‌کار گرفته شده است. مقاله نشان می‌دهد که در سال نهم هجرت زکات از قالب واجب فردی به واجب حکومتی تبدیل شده و پیامبر(ص) نمایندگانی را برای جمع‌آوری و توزیع آن به مناطق مختلف فرستادند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Financial Resources and Methods of Combating Poverty in Medina in the Order of Revelation of the Surah Madani of the Holy Quran
    Abstract: 
    Islam, as the most complete religion, has placed combating poverty at the top of its commandments. This issue has been raised in the Meccan and Madani verses of the Holy Quran. The aim of the present article is to investigate the financial resources and methods of combating poverty during the 10 years of the Prophet’s presence in Medina and based on the order of the Madani surahs. The article follows the content analysis method and uses library resources. The results of the article show that religious motivations, altruism, and hereafter played a very important role in achieving this goal. In addition to the popular resources mentioned in Surah Makki, and with regard to the conquests and the formation of the Bayt al-Mal, public resources such as fi’, zakat, zakat al-fitr, war booty and their khums, and lands of mufti’ al-anwhah and peace were also added to the financial resources for combating poverty. Although Surah Madani abandons zakat and sadaqat to combat poverty, spending is mostly used to cover the costs of jihad. The article shows that in the ninth year of the Hijra, zakat was transformed from an individual obligation to a state obligation and the Prophet sent representatives to collect and distribute it to different regions.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    منابع مالی و روش‌های مقابلة با فقر در مدینه 
    به ترتیب نزول سور مدنی قرآن کریم
    سیدضیاءالدین کیاالحسینی         / استادیار و عضو هیئت علمی دپارتمان اقتصاد دانشگاه مفید    kiaalhoseini@mofidu.ac.ir
    دريافت: 20/01/1405 ـ پذيرش: 08/04/1405
    چكيده
    اسلام به‌عنوان كامل‌ترين دين، مقابلة با فقر را در سر لوحة دستورات خود قرار داده است. اين مهم در آيات مكي و مدني قرآن مجید مطرح شده است. هدف مقالة حاضر تحقيق پيرامون منابع مالي و روش‌هاي مقابله با فقر طي 10 سال حضور پيامبر اعظم در مدينه و بر اساس ترتيب سوره‌هاي مدني است. مقاله از روش تحليل محتوا تبعيت و از منابع كتابخانه‌اي استفاده مي‌كند. نتايج مقاله نشان مي‌دهد كه انگيزه‌هاي ديني و نوع‌دوستي و آخرت‌گرایي نقش بسيار زيادي در تحقق اين هدف داشت. همچنين علاوه بر منابع مردمي مذكور در سور مكي و با توجه به فتوحات و شكل‌گيري بيت‌المال، منابع عمومي مثل فيئ، زكات، زكات فطره، غنائم جنگي و خمس آنها، زمين‌هاي مفتوحة‌العنوه و صلحي نيز به منابع مالي مقابلة با فقر اضافه گرديدند. گرچه در سور مدني زكات و صدقات به مقابلة با فقر انصراف دارد، ولي انفاق بيشتر براي تأمين هزينه‌هاي جهاد به‌كار گرفته شده است. مقاله نشان مي‌دهد كه در سال نهم هجرت زكات از قالب واجب فردي به واجب حكومتي تبديل شده و پيامبر نمايندگاني را براي جمع‌آوري و توزيع آن به مناطق مختلف فرستادند.
    كليدواژه‌ها: سور مدني، ترتيب نزول، مقابلة با فقر، منابع مالي، زكات، انفاق.
    طبقه‌بندی JEL: H29 ,H53 ,L30 ,L40 ,Z12. 
    مقدمه
    فقر و نابرابری اقتصادی از مصائب همیشگی زندگی اجتماعی بشر بوده و می‌توان محو و یا مقابلۀ با آن را از شروط موفقیت مصلحان اجتماعی اعم از پیامبران، رهبران سیاسی و یا فیلسوفان دانست. اسلام که آخرین و کامل‌ترین دین الهی است و تعالی و ارتقای همه جانبۀ زندگی بشر یکی از مهم‌ترین اهداف می‌باشد، از این امر مستثنی نمی‌باشد. برنامة اسلام برای مقابلۀ با فقر منحصر به تشکیل حکومتی مبتنی‌بر مبانی اسلام نمی‌باشد، بلکه عمدۀ تعالیم اسلام بر درونی کردن و ارتقای انگیزه‌های فردی در انجام این مسئولیت اجتماعی است. توجه اجمالی به دستورات ایجابی و سلبی برای اثبات این مدعا کافی است. دستورهای ایجابی مثل لزوم پرداخت زکات، خمس، احسان به نزدیکان، انفاق، اطعام فقرا و مساکین، حق‌المعلوم، حق‌الحصاد و موارد دیگر، و در نقطة مقابل نهی و تحریم ربا، ظلم، تصرف مال از طریق باطل، انجام معاملات باطله و دوری از صفاتی مثل بخل، شح نفس، انحصارطلبی، خودبرتربینی نمونه‌هایی از دستورات سلبی اسلام در این زمینه می‌باشد.
    هدف از این مقاله بررسی منابع و روش‌های مقابلۀ با فقر در اسلام می‌باشد. عمدتاً به‌منظور مطالعة دقیق‌تر موضوعات عصر نبوت و تعالیم قرآن را به قبل و بعد از هجرت پیامبر تقسیم می‌نمایند. به دليل تفاوت‌هاي اين دو مقطع، این تقسیم‌بندی براي مطالعۀ دوران حيات زندگي آن وجود شريف ضروري است. حضور در مكه با دعوت مخفیانه و سپس دعوت علنی به ایمان و مقابلۀ با مظاهر شرک؛ همچنین با سخت‌گیری شديد مشرکان و تعداد كم اهل ايمان، محاصرۀ اقتصادی در شعب ابی‌طالب و بالاخره سه سال تنهایی پیامبر که با توطئه‌های مختلف برای ترور ایشان همراه بود (جواد علی، 1391، ص129ـ177؛ یعقوبی، 1338ق، ج1، ص389ـ390). 
    موارد فوق‌الذکر به همراه وجود فقر گسترده در مکه که ثمرۀ دوران جاهلیت بود، به همراه وضعیت اجتماعي ـ اقتصادی مسلمانان در مكه كه عمدتاً از محرومان و بردگان بودند (جواد علی، 1391، ص158)، از عوامل اصلی هجرت مسلمانان به مدینه بود. مشیت الهی، نصرت خداوند، هدایت‌های وحیانی رسول‌الله و ایمان قوی مؤمنان، هم‌زمان با تعاضد و همیاری اجتماعی سبب عبور موفقیت‌آمیز مسلمانان اولیه از آن مشکلات اقتصادی ـ اجتماعی گردید. در آیات مکی قرآن انواع مختلفی از همیاری‌های اجتماعی ذکر گردیده است.
    خداوند در اولین سوره‌های مکی، یعنی فجر، ضحی، ماعون و بلد به رسیدگی به امور ایتام امر می‌کند؛ همچنین به دلیل وجود گستردۀ ایتام، فقرا، گرسنگان و بردگان در قبل و بعد از بعثت در مکه، در سور قلم، مدثر، ماعون، بلد و حاقه ـ که اینها نیز در سال‌های اول بعثت نازل شدند ـ به اطعام مساکین و آزادسازی بردگان امر شد. در سور ضحی، اسراء، معارج و روم نیز به رسیدگی به امور مساکین امر شد. ترغیب همدیگر بر اطعام مساکین (امور تهیدستان) در سور قلم، فجر و حاقه ذکر و مساعدت بستگان و ذوی‌القربی در سور بلد، اسراء، نحل و روم مورد امر خداوند قرار گرفتند که خداوند در دو سورۀ اسراء و روم، ذوی‌القربی، مساکین و در راه‌ماندگان را صاحبان حق می‌داند؛ همچنین احسان به دیگران در سورۀ نحل، توجه به امور سائلین در سور ضحی، ذاریات و معارج و مطلق اعطا در سورۀ لیل ذکر شده است (کیاءالحسینی، 1402، ص6ـ27).
    بعد از ذکر این مساعدت‌های اجتماعی برای مبارزه با فقر، در چهلمین سوره (سورۀ اعراف) زکات را به‌عنوان یک منبع مالی ویژه نام برده و سپس در سور مریم و انبیاء به‌عنوان واجبی در شرایع گذشته (به نحو خاص بنی‌اسرائیل) و سور نمل، لقمان، فصلت و روم به‌عنوان واجبی برای مسلمانان ذکر نمود. انفاق نیز به‌عنوان یکی از پرتکرارترین تکالیف مالی در قرآن در سور میانی و پایانی سوره‌های مکی، یعنی یس، فرقان، فاطر، سبأ، شوری، ابراهیم، سجده و معارج مورد امر خداوند قرار گرفته‌اند (کیاءالحسینی، 1402، ص6ـ27).
    در مجموع می‌توان کلیۀ پرداخت‌هاي مالي در سور مكی را واجب دانست؛ چراکه شرایط سخت مسلمانان و نوپا بودن اسلام و وعدة ثواب به مؤديان و وعيد عقاب به روي‌گردانان از اين اوامر عبادي ـ اجتماعي در قرآن، انسان را بر این مهم مجاب می‌کند. خداوند سبحان این تعاضد اجتماعی را در قالب‌های مختلفی بیان نموده و نوعی تأمین اجتماعی خودکار و ابزارها و روش‌های متنوعی را برای مبارزۀ با فقر به ‌وجود آورد که بدون وجود دولت و تنها بر اساس خودانگیختگی مسلمانان و عنصر ایمان، بهترین کارکرد را داشت. شرکت‌کنندگان در این پیمان نانوشتۀ اجتماعی ـ دینی، هم جامعۀ سعادتمندی را در دنیا داشته و هم از اجر معنوی و اخروی بهره‌مند بودند. این مهم‌ترین سازوکاری بود که می‌توانست برای ارتقای سطح این نوع فعالیت‌های بشردوستانه برای همۀ اعصار در نظر گرفت، لذا در عصر نبوی یکی از علل موفقیت مسلمانان نفوذ این تعالیم الهی و نقش آخرت‌گرایی در همکاری‌های اجتماعی بود که سبب گسترش اسلام و موفقیت آنان در پیشبرد اهداف الهی و اجتماعی از جمله مبارزۀ با فقر گردید. منابع این تعاضد اجتماعی به‌حسب مورد، متفاوت بوده و مصارف آن نیز عمدۀ نیازهای فردی و اجتماعی را تأمین می‌نمود (کیاءالحسینی، 1402، ص6ـ27).
    با رحلت ابوطالب و خديجه و تشديد سختي‌ها بر مؤمنان و نامناسب بودن محيط مكه براي گسترش اسلام و بسط هدایت بشریت و عملی کردن دستورات الهی، پيامبر بر اساس پيمان دوم عقبه، يثرب را محيطي مناسب براي اين مأموريت تشخيص دادند، لذا همگي بدان‌جا هجرت كردند. گرچه اختلاف طبقاتي در مدينه به شدت مكه نبود، ولي اقشار فقير در آن زندگي مي‌كردند. با هجرت مسلمانان بدان‌جا بر تعداد افراد فقير افزوده شد؛ زيرا اموال مهاجرین توسط مشركين مکه مصادره شده و یا انتقال آن برايشان ممكن نبوده و دورنمايي از استرداد اموال مصادره‌شده نداشتند (ابن‌هشام، 1375ق، ج1، ص468ـ477). 
    در سـال‌هـاي نخست هجرت، وضع مالي مهاجران بسیار ضعیف بود که می‌توان آن را در چند بخش بررسی کرد. در مورد اسکان، اکثر آنهـا در منازل انصار ساکن بودند (ابن‌سعد، 1410ق، ج1، ص175)، حتی پيامبر نيز در ابتدای ورود به یثرب در منزل ابوايـوب انـصاري ساكن شدند (ابن‌سعد، 1410ق، ج1، ص306ـ307). اهل صفه كـه در مدينـه نـه منزل و نـه خويشاوندي داشتند، پس از ساخت مسجد النبی و مساجد ديگر در آن روزگار خود را مي‌گذرانيدند (ابن‌سعد، 1410ق، ج1، ص196).
    دومين مشكل بيشتر مهاجران در آغاز هجرت، بیکاری و فقدان شغل مناسب و بالمآل نداشـتن درآمـد و وسـايل زنـدگي بـود و امکان اشتغال آنها در حوزۀ تجارت و کشاورزی فراهم نبود (سمهودي، 1419ق، ج1، ص393).
    سومین مشکل مهاجرین فقر و نداشتن کالاهای اساسی بود؛ به‌نحوی‌که سي تن از اهل صفه بدون ردا و تنها با لنگ نماز مي‌خواندند و گاهي از گرسنگي در فاصلة ميان خانة عايشه و ام‌سـلمه بيهوش مي‌شدند (ابن‌سعد، 1410ق، ج1، ص198). برخي از مهاجرین فقير نزد پيامبر شـكايت نموده كه خرما در شكم‌شان سوزش ايجاد مي‌كنـد (ابن‌شبه، 1380، ص441).
    از طرف دیگر، با هجرت به مدينه وقایعی مثل افزايش روز افزون مؤمنان، عقد اخوت بین آنها، پيمان با اهل كتاب، نزول احكام اجتماعي و حكومتي، تشكيل حكومتي مبتني‌بر احكام الهي و غزوات و سرایای فراوان رخ داد (جواد علی، 1391، ص129ـ177). غريبه بودن مهاجران، وجود دين جديد به همراه دستورات شخصي و اجتماعي با منشأ وحياني كه در بعضي موارد مخالف سنت‌هاي پيشين بود و همچنين وجود اهل كتاب (يهود و نصاري) در مدينه، شرايط جديدي را ايجاد نمود. بنابراین پيامبر مي‌بايست با حساسيت بيشتري به ترويج دين اسلام و اجراي احكام آن اهتمام داشته باشد، لذا در اولین سال حضور در مدینه اقدامات زيربنایي مهمی در عرصۀ اجتماعي انجام شد که تأسيس مسجد النبي، انعقاد پيمان برادري بين مسلمانان، انعقاد پيماني سياسي و اجتماعي چهار جانبه بين مسلمانان (اعم از مهاجر و انصار)، مشرکان، يهوديان و نصاري در قالب 4 فصل و 37 ماده و همچنين پيمان 8 ماده‌اي با يهوديان از جملة آنان بود (آیتی، 1359، ص215ـ219). 
    تغییرات اجتماعی فوق‌الذکر سبب شد تا هدف مقابلۀ با فقر از ضرورت بیشتری برخوردار شود؛ زیرا تعداد مسلمانان افزایش یافته و هم اینکه این مهم از جمله اهداف حکومت وحیانی ـ مردمی پیامبر بود. همچنین اضافه شدن هزینه‌های جهاد سبب تغییر در تخصیص منابع مربوط به مقابلة با فقر می‌گردید، لذا منابع و روش‌های مقابلة با فقر تغییر کرد. 
    هدف مقالة حاضر بررسی این منابع و روش‌ها در مدینه و بر اساس ترتیب نزول سور مدنی می‌باشد. این مقاله مکمل مقالۀ دیگری با عنوان «منابع مالی و روش‌هاي مقابلة با فقر در مکه به ترتیب نزول سور مکی قرآن کریم» می‌باشد که این موضوع را در سور مکی مورد بحث قرار داده است. مقالۀ حاضر از روش تحلیل محتوا تبعیت نموده و از منابع تفسیری و تاریخی استفاده می‌کند. 
    سؤالاتی که مقاله به دنبال پاسخ آن است بدین شرح است: منابع مالی و روش‌هایی که خداوند در مدینه به ترتیب نزول سور برای مقابلة با فقر بیان نمود، کدام‌اند؟ مصارف این منابع کدام‌اند؟ تفاوت این منابع و مصارف با موارد مشابهی که در سور مکی بیان شد، چیست؟ حاکمیت پیامبر در مدینه در ترتیب سازماندهی این منابع چه نقشی داشته است؟ 
    با توجه به تفاوت‌های جامعۀ مکه و مدینه که قبلاً بیان شد، فرضیۀ مقاله این است: به دلیل تغییر شرایط مدینه نسبت به مکه، منابع مالی و مصارف آن به ترتيب نزول سوره‌هاي قرآن در مدینه تغيير كرد. همچنین با تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، حاکمیت در حجم، موارد و مصارف منابع مالی تأثیرگذار بود. مقاله مرکب از این بخش‌هاست: بخش اول به مقدمه اختصاص دارد؛ در بخش دوم پیشینة موضوع طرح می‌شود؛ بخش سوم به بیانی مختصر در مورد ترتیب نزول سور مدنی و تفسیر تنزیلی قرآن اختصاص دارد؛ در بخش چهارم آیات نازل‌شده در مورد موضوع مقاله در هر سال بیان و جنبه‌های تفسیری و تاریخی آن مورد تحلیل قرار می‌گیرد؛ بخش پنجم به تحلیل آیات مدنی مرتبط با موضوع مقاله اختصاص دارد؛ و در نهایت بخش ششم به نتیجه‌گیری می‌پردازد.
    پیشینة موضوع
    مقابلة با فقر از دیر زمان از نظر دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادي و تربیتی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. این موضوع در آموزه‌های همۀ ادیان از جمله اسلام و در تمامی کتب الهی مثل قرآن با اهمیت ویژه‌ای ذکر شده و سنت پیامبر گرامی و ائمة هدی مملو از آن بوده و عمدة مآخذ دینی ـ بالاخص منابع تفسيری و فقهی ـ به اهميت مقابله با این پدیدۀ شوم و منابع و روش‌های آن پرداخته‌اند. موضوعاتی مثل زکات، انفاق، صدقه، قرض‌الحسنه، ماعون، حق معلوم، حق حصاد و... که در آیات وارده مورد دقت همگی مفسران قرار گرفته و همچنین در ابواب فقهی مثل باب زکات، باب خمس و باب صدقات مورد مداقة فقهای هر عصر بوده و فقهای شیعه و اهل‌سنت، بابي مستقل را به آن اختصاص داده‌اند.
    با تولد دانش اقتصاد و گسترش آن در کشورهای اسلامی، اقتصاددانان مسلمان با بهره‌گیری از منابع دینی و ذخیرۀ دانش اقتصاد در مباحث فقر، در آثار فراوانی به اين موضوع پرداخته‌اند که در ادامه به معرفی اجمالی بعضی از آنها پرداخته می‌شود. مرتضی کیا (1395) در كتاب منهاي فقر دیدگاه محمدرضا حکیمی را در مورد جامعه و حکومتی در تراز اسلامی در مبارزه با فقر بیان می‌کند. زینلی شیوۀ مقابلۀ پیامبر اکرم با مشکلات مهاجران در مدینه، به‌طور خاص فقدان مسکن، بیکاری و فقر را مورد مطالعه قرار داده است. سيرة پيامبر اكرم در مقابله با تهديدهاي اقتصادي توسط سعيد سيدحسين‌زاده يزدي و محمدجواد شـريف‌زاده به رشتۀ تحریر درآمد. در این مقاله با روش تحلیلی ـ توصیفی تهدیدهای جامعۀ عصر نبوی احصا شده و سپس با روش تحلیل داده‌بنیاد سیرۀ نبوی در برخورد با این تهدیدها استخراج شده است (زينلي، 1399، ص109ـ134). در آثار عربی می‌توان به كتاب ابحاث الندوه الفقر و الفقراء في نظر الاسلام (1999) اشاره کرد که مشتمل بر مقالاتی است كه از طرف دانشگاه الازهر منتشر شده است. در بعضی از بخش‌های این اثر مباني نظري مقابلۀ اسلام با فقر تشریح شده است. قرضاوی (2008) در کتاب مشکلة الفقر و کیف عالجها الاسلام می‌گوید اسلام به فقر و ابزارهای رفع آن و حقوق فقرا و کفالت اسلام از احتیاجات فقرا در طی تاریخ از دیگر مذاهب متمایز است. همچنین کتاب جامعـة مدينـه در عـصر نبـوي نوشـتة عبـداالله عبـدالعزيزبن‌ادريس از جمله آثار عربی در این رابطه است. در این کتاب سعی شده تا اثرات حضور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اسلام در مدینه تبیین و بررسی شود. این مطالعه شامل مطالعة ساختار شهری، بافت اجتماعی و اوضاع سیاسی، امور اقتصادی، نحوۀ برخورد پیامبر با صحابه و دیگر مردم، زندگی روزمرۀ جامعۀ مدینه در عصر نبوی است.
    بررسي منابع مرتبط با موضوع كه اجمالاً ذكر شد، نشان مي‌دهد كه در آنها روش‌هاي مقابلة با فقر به‌حسب نزول سور قرآن مورد بحث و تحقيق قرار نگرفته است. كتب تفسير نيز مطالب ارزشمندي را در ذيل آيات مرتبطه مطرح كردند، ولي هدف مقاله را تأمين نمي‌كنند؛ زیرا نخست، آیات مرتبط به‌طور مستقل مورد تفسیر قرار گرفته است؛ دوم، آيات مربوطه به‌حسب نزول مورد مطالعه قرار نگرفتند؛ و سوم، روش‌ها و منابع مقابلة با فقر در مقايسه با يكديگر موارد مطالعه قرار نگرفته‌اند، لذا مقالۀ حاضر درصدد است تا منابع و روش‌های اجتماعي و فردی مقابلۀ با فقر در مدينه را در قرآن بر اساس ترتیب نزول سور مدني مورد بررسي قرار دهد؛ چراکه نزول آيات و ظهور اسلام سبب تحولات اجتماعی و اقتصادی زیادی در جزيرةالعرب ـ بالاخص در دو شهر مكه و مدينه ـ گردید؛ مثلاً اگر در ابتدای بعثت عمدۀ ایمان‌آورندگان از بردگان و فرودستان بودند كه در عسر و سختی شدیدی روزگار مي‌گذراندند و مساعدت متمولین از مؤمنين گسترده‌تر بود، ولی بعد از هجرت به مدينه و گسترش اسلام از یک طرف و تشکیل حکومتي ديني از طرف دیگر، سبب شد تا این پرداخت‌های مالی (مثل نظامات مالی مشابه) منظم و سازماندهی شود؛ همچنين گرچه در مكه تمامي منابع از طريق مساعدت‌هاي جمعي مؤمنين تأمين مي‌گرديد، ولي در مدينه علاوه بر اين نوع همياري‌ها، منابع ديگري مثل غنائم، زمين‌هاي زراعي به‌دست‌آمده از طريق فتوحات، فراهم آمدن زمينۀ اشتغال مسلمانان، سبب گسترس منابع مالي براي مقابلة با فقر گرديد؛ همچنين تأسيس بيت‌المال نيز مي‌توانست منبع ديگري براي تأمين نياز فقرا و مستمندان باشد.
    بنابراين هدف مقاله این است تا منابع مالي و روش‌هاي مقابلة با فقر در مدینة النبی را برحسب ترتیب نزول سور مدنی قرآن مورد مطالعه و تحليل قرار دهد. لازم به ذكر است كه اين مقاله مكمل و در راستاي مقالۀ ديگري است که با همين روش به بررسي منابع و روش‌هاي مقابلۀ با فقر در مكه به ترتیب نزول سور مکی قرآن کریم مي‌باشد كه توسط نويسندۀ همين مقاله به رشتة تحرير درآمده است.
    ترتیب نزول سوره‌های قرآن و آشنایی با تفسیر تنزیلی
    یکی از موضوعات مورد بحث در علوم قرآن، ترتیب نزول سور و آیات قرآن کریم می‌باشد. مقاله با تکیه بر تعبدی و توقیفی بودن ترتیب سور قرآن، از منابعی که با تکیه بر این روش به کشف ترتیب نزول سور پرداخته‌اند استفاده می‌کند، لذا سوره‌هایی که در مدینه مرتبط با موضوع مقاله است را به‌حسب سال نزول هر سوره ذکر می‌کنیم و سپس آیاتی که در آن منابع مالی و روش‌های مقابلۀ با فقر وارد شده را بیان و بر اساس نظر مفسران و شواهد تاریخی جمع‌بندی و نتیجه‌گیری ارائه خواهد شد.
    مشهور این است که 86 سوره، مکی و 28 سوره، مدنی می‌باشند. علق اولین سوره و مطففين آخرين سورة مكي است. سور مکی به ترتیب عبارت‌اند از: علق، قلم، مزمل، مدثر، حمد، مسد، تکویر، اعلی، لیل، فجر، ضحی، انشراح، عصر، عادیات، کوثر، تکاثر، ماعون، کافرون، فیل، فلق، ناس، اخلاص، نجم، عبس، قدر، شمس، بروج، تین، قریش، قارعه، قیامت، همزه، مرسلات، ق، بلد، طارق، قمر، ص، اعراف، جن، یس، فرقان، فاطر، مریم، طه، واقعه، شعراء، نمل، قصص، اسراء، یونس، هود، یوسف، حجر، انعام، صافات، لقمان، سبا، زمر، مؤمن، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، ذاریات، غاشیه، کهف، نحل، نوح، ابراهیم، انبياء، مؤمنون، سجده، طور، ملک، حاقه، معارج، نبأ، نازعات، انفطار، انشقاق، روم، عنکبوت و مطففین (بهجت‌پور، 1392، ص341ـ349).
    اما در مورد سور مدنی چهار نظر مشهور مطرح است که عبارت‌اند از: نظرات جامع الازهر، زرکشی، رامیار و معرفت. نکتۀ مهم این است که این چهار تحقیق در ترتیب نزول سور 87 تا 101 با هم توافق دارند که عبارت‌اند از: بقره، انفال، آل‌عمران، احزاب، ممتحنه، نساء، زلزال، حدید، محمد، رعد، الرحمن، انسان، طلاق، بینه و حشر (معرفت، 1415ق، ج1، ص103؛ راميار، 1363، ص662؛ بهجت‌پور، 1392، ص344ـ349)، اما برای بقیة سور، نظر الازهر بر ترتیب توبه، نصر، نور، حج، منافقون، مجادله، حجرات، صف، تحریم، جمعه، تغابن، فتح و مائده می‌باشد (راميار، 1363، ص662؛ بهجت‌پور، 1392، ص344ـ349)، اما زرکشی معتقد است ترتیب نزول به‌صورت نصر، نور، حج، منافقون، مجادله، حجرات، تحریم، صف، جمعه، تغابن، فتح، توبه و مائده می‌باشد (بهجت‌پور، 1392، ص344ـ349). به نظر رامیار، نور، حج، منافقون، مجادله، حجرات، تحریم، تغابن، صف، جمعه، فتح، مائده، توبه و نصر به ترتیب نازل شده‌اند (راميار، 1363، ص662)، و در نهایت اعتقاد معرفت بر ترتیب به‌صورت نصر، نور، حج، منافقون، مجادله، حجرات، تحریم، جمعه، تغابن، صف، فتح، مائده و توبه می‌باشد (معرفت، 1415ق، ج1، ص103). در موارد اختلافی که 13 سوره می‌باشد، یا آیه‌ای که مرتبط با بحث باشد در آن سور ذکر نشده و در صورت وجود آیات مرتبط، تلاش می‌کنیم تا با استفاده از دیگر منابع نظر مختار را تقویت نماییم.
    این روش تبیین و بررسی سور قرآن که به «روش تفسیر تنزیلی قرآن» معروف است، از يك قرن قبل وارد ادبيات تفسير قرآن گرديد. هدف از این منهج تفسیری پی بردن به مفاهیم قرآن با توجه به حکمت نزول تدریجی این کتاب آسمانی و ارشادات مهمی که در شیوة ترتیب وجود دارد، می‌باشد. در مجموع هدف این منهج تفسیری اطلاع مسلمانان از تاریخ نزول آیات، زمان و مکان، چگونگی نزول قرآن و اسباب آن، وقایع و حوادث آن، تقدم و تأخر، عام و خاص، مطلق و مقید، و همچنین ناسخ و منسوخ بودن آیات می‌باشد، و همچنین بررسی احکام، تحولات اجتماعی و دیگر موضوعات بر اساس واقعیت‌های اجتماعی عصر نزول و تاریخ نزول می‌باشد (دروزه، 1968، ج1، ص9 و ص13؛ فرشچیان، 1388، ص89ـ102؛ مهدوی‌راد، 1382، ص98ـ103). گرچه بعد از ظهور این منهج تفسیری، نقدها و اشکالاتی بر آن مطرح و دفاعیاتی از آن انجام شده و حتی خود این مفسران نیز به بعضی از نقاط ضعف آن اذعان داشته‌اند، ولی برای پی بردن به تحولات مفاهیم، احکام و حتی مسائل اجتماعی در عصر ظهور می‌توان از این منهج استفاده کرد.
    از جمله مباحث مرتبط با تفسیر تنزیلی، احکام فقهي در قرآن و تدريجي بودن آن در طی دوران نبوت رسول اکرم می‌باشد که به‌عنوان نمونه می‌توان به تدریجی بودن وجوب نماز و تحریم ربا و حرمت شرب خمر اشاره کرد. آماده نبودن زمینۀ روحی، تربیتی و اجتماعی، آمادگی بیشتر جامعه در پذیرش احکام در بستر زمان، تغییر بینش‌ها و رفتارهای جاهلی مردم و دور شدن از ساختارهای روحی و اجتماعی جاهلیت از علل عمدۀ آن بود؛ مثلاً تحریم شراب‌خواری در قرآن در چهار مرحله (مکارم شیرازی، 1387، ج5، ص70ـ74) و یا تحریم ربا در چهار یا پنج مرحله انجام پذیرفت (طباطبائی، 1378، ج2، ص408؛ مکارم شیرازی، 1387، ج2، ص364)، لذا بررسی موضوعات اقتصادی از جمله منابع و روش‌های مقابلۀ با فقر برحسب ترتیب نزول سور در مدینه، روشی ابداعی است که این مقاله به دنبال آن است و می‌تواند قلمروهای نوینی را از این هدف مهم دینی برای محققان روشن نماید.
    بررسی آیات مدنی مشتمل بر منابع مالی و روش‌های مقابلۀ با فقر به ترتیب نزول سور
    1. سال اول هجرت
    شواهد حاکی از آن است که در سال اول، آیات جزء اول در سورۀ بقره نازل شده باشد. در آيات اولية این سوره مثل سور مكي بر جنبه‌هاي انگيزشي و معنوي و درعين‌حال اجتماعي پرداخت منابع مالي تأكيد شده است. در اين زمينه مي‌توان به آية 3 این سوره اشاره كرد که انفاق را از علل تقوا ذکر می‌کند. ازآنجاکه قبايل متفاوتي از اهل كتاب در مدينه و اطراف آن ساكن بودند، در آيۀ 43 يكي از پیمان‌های الهی از بنی‌اسرائیل را زكات معرفی می‌کند و در آيۀ 83 به بعضي از تكاليف اجتماعي آنها تصريح مي‌كند كه توحيد، نيكي به والدين، ايتام و مستمندان و پرداخت زكات از جملۀ آنهاست، اما در آيۀ 110 اين سوره خداوند مستقیماً مسلمانان را به اقامۀ نماز و اداي زكات امر مي‌كند.
    2. سال دوم هجرت
    در این سال با شكل‌گيري جامعه و حكومت اسلامي و تبيين دستورات فردي و اجتماعي كه سبب تمايز جامعۀ مسلمانان از مشركان و اهل كتاب گرديد، مخالفت‌ها با پيامبر و مسلمانان آشكارتر گشت، لذا عمليات نظامي ولو در قالب سريّه براي دفاع از جامعۀ اسلامي شكل مي‌گرفت. در این سال 8 غزوه و 6 سریّه ثبت شده است که مهم‌ترین آن غزوۀ بدر در 17 رمضان بود. به‌واسطۀ عدم شکل‌گیری بیت‌المال، هزينه‌هاي مربوط به جهاد به تأمین هزینه‌های اجتماعی كه توسط مردم تأمين مي‌شد اضافه گرديد، لذا در سال دوم با آیات بیشتری (آیات 144 به بعد سورۀ بقره و کل سورۀ انفال) در این باب مواجه می‌شویم. 
    خداوند در آیۀ 177 سورۀ بقره، بِرّ را کثرت نماز نمی‌داند، بلکه آن را مجموعه‌ای کامل از ایمان به خدا و قیامت و ملائکه و قرآن و پیامبران و همچنین در عرصۀ اجتماعی ایتای مال ـ با وجود علاقه‌مندی بدان ـ به بستگان، ایتام، مساکین، در راه‌ماندگان، درخواست‌کنندگان و برای آزادسازی بردگان و همچنین اقامۀ نماز و پرداخت زکات و صبر در سختی‌ها و شداید معرفی می‌کند (طبرسی، 1408ق، ج2، ص178).
    آیۀ 195 سورۀ بقره اولين آيه در مورد انفاق براي جهاد مي‌باشد. آیۀ 214 سورۀ بقره برای تقویت روحیۀ مهاجرینی است که از اموال و زندگی خود گذشته و در سختی بسر می‌برند، نازل شده است (طبرسی، 1408ق، ج2، ص195). در آیۀ 215 این سوره خداوند موارد مصرف انفاق را والدین، اقربا، ایتام و در راه‌ماندگان برمی‌شمارد (مکارم شیرازی، 1387، ج2، ص104). 
    آیات 216ـ218 در مورد جهاد است، اما در آیۀ 219 میزان انفاق را با کلمۀ «العفو» بیان می‌کند. در آیۀ 245 مردم را به قرض حسن دعوت می‌کند که مراد از آن انفاق برای جهاد فی‌سبیل‌الله می‌باشد؛ زیرا می‌خواهد به مؤمنین القا کند که حتماً این اقدامشان مثل قرض با پاداش همراه است (طبرسی، 1408ق، ج3، ص75). 
    ذكر آیات انفاق (آيات 261ـ280) بعد از آيات مرتبط با معاد، نشان از اهمیت آن برای نجات انسان در قیامت دارد. بعضی از مفسرین نیز معتقدند که این آیات با آیات جهاد در این سوره مرتبط است (مکارم شیرازی، 1387، ج2، ص312). در این مجموعۀ بیست آيه‌اي خداوند به‌صورت ایجابی و سلبی و به نحو کلی و یا در قالب مثال، وجود اخلاص در انفاق را شرط قبولی آن و برکت دانسته و انفاقات مشوب به ریا، ایذا و منت را مردود و بی‌ثمر می‌داند (طبرسي، 1408ق، ج3، ص139؛ مکارم شیرازی، 1387، ج2، ص323ـ330). همچنین در آيۀ 266 از انفاق از مال حرام و نامرغوب پرهیز می‌دهد و پاک و حلال بودن آن را شرط قبولی انفاق می‌داند (طبرسي، 1408ق، ج3، ص154). 
    با توجه به تأكيد آيات و ثواب بر انفاقات و وعيد عقاب در صورت تخلف و همچنين نياز شديد جامعۀ اسلامي پس از هجرت به مساعدت‌هاي مردمي و همچنين عدم بيان نصاب فقهي زكات تا آن زمان، به نظر مي‌رسد اين آيات در مقام بيان وجوب انفاق است. همچنین در این مجموعه به جنبه‌هاي بشردوستانه توجه شده؛ به‌نحوی‌که خداوند در آيۀ 272 انفاق به غيرمسلمين را مجاز مي‌شمارد. در اين زمينه رواياتي در مورد اجازۀ پيامبر براي اين مهم وارد شده است (طبرسي، 1408ق، ج3، ص170). ازآنجا‌که به نظر عمدۀ مفسرین آیات تحریم ربا (275 و 276 سورۀ بقره) در سال آخر حیات پیامبر نازل شده است، در این مقاله آنها را در ذیل آیات سال دهم هجرت بحث کرده‌ایم.
    کل آيات سورۀ انفال نیز در سال دوم نازل شده که همگی آن مربوط به نصرت خداوند و تقسیم غنائم جنگ بدر و دیگر مسائل مرتبط با آن و كمي بعد می‌باشد (طباطبائی، 1374، ج9، ص7). با پيروزي مسلمين، اختلافي بر سر تقسیم غنايم جنگي رخ داد. آيۀ اول اين اموال را جزء انفال و از آن خداوند و جايگاه نبوت دانسته كه او مي‌تواند بين مسلمين تقسيم نمايد، البته آيۀ 41 همين سوره غنايم جنگي را از مجموعۀ انفال استثنا نموده و آن را از آن مجاهدان ـ بشرط پرداخت خمس ـ مي‌داند (طباطبائی، 1374، ج9، ص8؛ مكارم شیرازی، 1387، ج7، ص82). 
    در آيات بعد صفات مؤمنان حقيقي را بيان مي‌كند كه مثل آيات ابتدایي سورۀ بقره، در آنها نماز و انفاق در كنار هم ذكر شده‌اند (طبرسی، 1408ق، ج‏10، ص214). وجوب زکات فطره، روزۀ ماه رمضان، نماز عید فطر و قربان و دستور قربانی در سال دوم تشریع گردید (آيتي، 1359، ص273). همچنين به دليل پيمان‌شكني يهوديان بني‌قينقاع، در اين سال پيامبر فرمان جهاد با آنها را صادر نمودند، ولي آنان از در صلح درآمده و به اَذرُعات شام كوچ نمودند. پيامبر اموال آنان را بعد از اخراج خمس بين مسلمانان تقسيم نمودند (آيتي، 1359، ص271ـ272).
    3. سال سوم هجرت
    در شوال این سال جنگ احد رخ داد (آیتی، 1359، ص274ـ321) که عمدۀ آیات سورۀ آل‌عمران ـ سومین سورۀ مدنی ـ در مورد این غزوه می‌باشد. با توجه به شکل‌گیری جامعۀ دینی و در پیش بودن جنگ احد، خداوند صفات اعضای این جامعه را در چند جای سورۀ آل‌عمران برمی‌شمارد. در آیۀ 17، انفاق ـ به‌صورت مطلق ـ در کنار صبر، صداقت، قنوت و سحرخیزی از جمله صفات متقین برشمرده شده است (طباطبائی، 1374، ج3، ص176؛ مدرسی، 1419ق، ج1، ص527). 
    در آیۀ 92 وصول به مقام «بِرّ» مقید به انفاق از محبوب‌ترین اموال می‌باشد (فخر رازی، 1420ق، ج8، ص90ـ288) و کلمۀ «بِرّ» دلیل بر اعم بودن اعمال جوانحی و جوارحی است (طباطبائی، 1374، ج‏3، ص531ـ534). همچنین در آیۀ 134 به پرهیزگاران توصیه می‌کند انفاق خود را تنها برای رضایت خدا و در خلوت و یا آشکار انجام دهند؛ سپس در آیۀ 180 و بعد از تحریض بر جهاد، مؤمنان را به انفاق مال برای جهاد تشویق می‌کند، ولی بعضی از مفسران بر اساس تشابه عقاب در آیه با روایات مانعین زکات، آیه را بر زکات واجب حمل کردند (مکارم شیرازی، 1387، ج3، ص190ـ192).
    4. سال چهارم هجرت
    سورۀ نساء در سال چهارم هجرت نازل شده است. محتوای این سوره تبیین حقوق خانواده و اجتماع و تحکیم آنها، حمایت از نیازمندان و ترغیب به جهاد می‌باشد. در آیات 36 و 37 این سوره مسلمانان را به احسان و انفاق فی‌سبیل‌الله فرا می‌خواند که مصارف آن والدین، خویشاوندان، همسایگان دور و نزدیک، افرادی که با انسان محبت و مصاحبت دارند، در راه‌ماندگان و بردگان می‌باشد. در نقطۀ مقابل در آیۀ 37 افراد بخیل و کسانی که برای عدم انفاق اظهار به نداری می‌کنند را وعید عذاب دردناک می‌دهد (طباطبائی، 1374، ج‏4، ص560؛ مکارم شیرازی، 1387، ج3، ص378ـ390). 
    در آیۀ 77 برای آمادگی مؤمنان برای جهاد، برنامة خودسازی اقامۀ نماز و ادای زکات را مقرر نمود (مدرسی، 1419ق، ج1، ص527). در آیۀ 92 وصول به مقام «بِرّ» مقید به انفاق از محبوب‌ترین اموال می‌باشد (فخر رازی، 1420ق، ج‏2، ص126). در آیۀ 162 راسخون در علم و مؤمنین از اهل کتاب را ايمان آورندۀ به قرآن و کتب قبل و اقامه‌كنندۀ نماز و مؤدي زکات معرفي می‌كند (طباطبائی، 1374، ج5، ص224ـ228).
    همچنین در این سال غزوۀ بنی‌نضیر محقق شد (آیتی، 1359، ص335ـ338؛ یوسفی غروی، 1433ق، ج2، ص403ـ421؛ عاملی، 1391، ج3، ص341ـ450). به نظر عموم مفسرین آيات سورۀ حشر مربوط به این غزوه است (طباطبائی، 1374، ج19، ص348). در این غزوه يهوديان بني‌نضير تسليم شده و به خيبر و عده‌اي از آنان نیز به شامات مهاجرت نمودند. آیات 6ـ9 سورۀ حشر در مورد مالکیت اموال بنی‌نضیر و مصارف آن است که به دلیل فتح بدون جنگ، اموال حاصل از این جهاد با ماهیت فیئ در مالکیت خداوند و رسولش بوده و مصارف آن نيز شش گروه‌اند که عبارت‌اند از: 1. خدا؛ 2. رسول‌الله؛ اعم از مصارف شخصی و مقامی؛ 3. خویشاوندان ایشان؛ 4. یتیمان؛ 5. مساکین؛ 6. در راه‌ماندگان (طباطبائی، 1374، ج19، ص353).
    5. سال پنجم هجرت
    در سال پنجم، دو غزوۀ احزاب و بنی‌قریظه رخ داد. اكثريت قريب به اتفاق آیات سورۀ احزاب، بالاخص آیات 9ـ25 آن مربوط با جنگ احزاب است (مکارم شیرازی، 1387، ج17، ص216)، و این دلیلی است که زمان نزول آن سال پنجم می‌باشد. آیۀ 33 احزاب زنان پيامبر را به اقامۀ نماز و ادای زکات و اطاعت از خدا و رسولش فرامي‌خواند (طباطبائی، 1374، ج‏16، ص462). در ادامه و در آیۀ 35، خصوصیات مردان و زنان مؤمن را بیان می‌کند که اعطای صدقه از جملۀ آن است. غزوۀ بنی‌قریظه در ذی‌قعده سال پنجم و بدون درنگ بعد از غزوۀ احزاب رخ داد. آیات 26 و 27 احزاب در مورد این غزوه می‌باشد (یوسفی غروی، 1433ق، ج2، ص535). یهودیان بنی‌قریظه بعد از محاصرۀ 25 روزه تسلیم مسلمانان شدند و اموالشان شامل 1500 شمشیر، 300 زره و 2500 سپر به غنیمت درآمد که بعد از اخراج خمس، بین مسلمانان تقسیم شد.
    6. سال ششم هجرت
    غزوۀ بنی‌مصطلق در شعبان سال ششم محقق شد. 200 اسیر و 2000 شتر و 5000 گوسفند آنان غنيمت مسلمانان گشت. خمس غنايم جدا و بقيه تقسيم گرديد. اسيران، شتران و گوسفندان را قيمت‌گذاري نموده و تقسيم كردند (آيتي، 1359، ص207). در آیۀ 11 سورۀ حدید، خداوند انفاق را قرض حسن به خود دانسته و بر خود واجب نمود تا معادل آن و بلکه چند برابر آن را برگرداند (فخر رازی، 1420ق، ج‏29، ص452ـ455؛ مکارم شیرازی، 1387، ج‏23، ص318ـ325). در آیۀ 18 برای مردان و زنان صدقه‌دهنده و آنان‌ که با انفاق به خدا قرض حسن می‌دهند، جزای مضاعف و اجری کریم عطا می‌کند و در نهایت در آیۀ 24 کسانی که بخل ورزیده و دیگران را نیز به بخل دعوت می‌کنند تا در راه جهاد و دستگیری نیازمندان خرج نشود را مختال فخور معرفی می‌نماید (طباطبائی، 1374، ج‏19، ص268ـ272).
    موضوع محوری سورۀ محمد نیز جهاد است و لذا آیات پایانی آن برای ترغیب انسان‌ها به انفاق در راه جهاد می‌باشد (طباطبائی، 1374، ج‏18، ص373ـ375؛ مکارم شیرازی، 1387، ج21، ص497ـ494).
    آیت‌الله معرفت معتقد است سورۀ رعد مدنی و مربوط به صلح حدیبیه در سال ششم است (معرفت 1415ق، ج1، ص349ـ344). در آیات 19ـ23 سورۀ رعد دستورالعملی برای طرف‌داران حق ارائه می‌شود که در آیۀ 22، صبر برای خدا، اقامۀ نماز و انفاق در خفا و آشکار از جملۀ آن دستورات‌اند که شامل صدقات می‌باشد (زمخشری، 1407ق، ج‏2، ص526). شأن نزول سورۀ انسان در مورد اهل‌بیت و در سال ششم می‌باشد كه مال خود را براي رسيدگي به امور مساكين، ايتام و اسرا صرف مي‌كنند (طباطبائی، 1374، ج20، ص203؛ قرطبی، 1364، ج‏19، ص134ـ128). در سورۀ بینه عبادت خدای یگانه و اقامة نماز و زکات جزء دستورات دین حنیف شمرده شده است (فضل‌الله، 1419ق، ج24، ص362). 
    7. سال هفتم هجرت
    با توجه به وجود حکم حجاب در سورۀ نور، این سوره در سال هفتم نازل شده است. در این سال 2 غزوه از جمله خیبر و 10 سریه محقق شد. بعد از قضيۀ افك، جمعي از صحابه قسم ياد كردند تا احسان خود را از كساني كه مرتكب آن شدند قطع نمايند. در آيۀ 22 سورۀ نور خداوند آنها را از اين عمل نهي نموده و تأكيد می‌کند تا به انفاق خود به نزديكان، مسكينان و مهاجران ادامه دهند. در آيۀ 37 خانه‌هایي را معرفی می‌کند که تجارت و بيع (امور دنيایي) مردان آن را از ياد خدا و اقامۀ نماز و ايتای زكات باز نمي‌دارد. مشهور مفسرين قائل‌اند كه اين خانه‌ها منحصر به مساجد نبوده و منظور از زكات نيز وظايف فردي و اجتماعي ـ اعم از مالی و غیرمالی ـ نسبت به بندگان خداست (طباطبائي، 1374، ج15، ص177).
    در دو آيۀ 55 و 56 اين سوره خداوند به بشريت وعده مي‌دهد كه مؤمنان صالح خلفاي او بر روي زمين خواهند بود. تهيۀ مقدمات اين امر بزرگ در اين دو آيه ذكر شده است که اقامۀ نماز و ادای زکات از جملۀ آنهاست. غزوۀ خيبر در محرم سال هفتم و بعد از صلح حديبيه رخ داد (آیتی، 1359، ص465). اموال اهل خیبر مال مسلمين شد، ولي چون فتح بدون جنگ حاصل شد، كليۀ غنائم، خالصۀ رسول‌الله گردید که به 1800 سهم تقسیم و بین شرکت‌کنندگان در واقعۀ حدیبیه تقسیم گردید (آیتی، 1359، ص471؛ ابن‌هشام، 1375ق، ج3، ص352)، اما زمين‌هاي خيبر (اعم از فدك و غير آن) براي كشت و زرع به‌صورت اجاره به اهل خيبر واگذار شد (آیتی، 1359، ص471).
    8. سال هشتم هجرت
    سال هشتم مصادف با فتح مکه بود. بعد از فتح مکه و در شوال سال هشتم جنگ حنين با قبيلۀ هوازن رخ داد. در این غزوه، 6000 اسير، 24000 شتر، 40000 گوسفند و 4000 اوقية نقره غنیمت حاصل شد كه به جعرانه منتقل شد (آیتی، 1359، ص553). پیامبر تقسيم غنائم را به ترتيب اولويت از مؤلفةالقلوب و مشركين و مرددين شروع كرده و به آنها سهم كلاني دادند (آیتی، 1359، ص564). در سورۀ حج دو آيۀ 28 و 36 در مورد تقسيم گوشت قرباني حج بين بينوايان، فقرای قناعت‌پیشه و سائلان نیازمند است. آيۀ 35 نيز حج‌گزاران مُسلِم و مخلص را به «مخبت» متصف نموده که مشخصۀ آنان خوف از خداوند، صبر، اقامۀ نماز و انفاق در راه اوست (طباطبائي، 1374، ج14، ص529).
    آیۀ 41 که در ادامۀ آیات جهاد می‌باشد، بیان می‌کند اگر مؤمنین (مجموع من حيث المجموع) را در زمین تمکن دهیم (قدرتی داشته باشند و چیزی مانعی آنها نباشد)، به دلیل ایمان مسئولانه، زندگی صالح را انتخاب کرده و اقامة نماز و ایتای زکات و امر به معروف و نهی از منکر خواهند نمود (طباطبائی، 1374، ج14، ص543ـ547). این مسئولیت جهانی با فتح مکه بی‌ارتباط نمی‌باشد. مشخص است که منظور از پرداخت زکات، معنای عامی است که در آیات قبل بیان گردید. در دو آیۀ آخر سورۀ حج (77 و 78) نیز دستوراتی را برای مؤمنین برمی‌شمارد که نماز و زکات در کنار جهاد از جملۀ آنهاست (فضل‌الله، 1419ق، ج16، ص125؛ مدرسی، 1419ق، ج1، ص527). در آیۀ 92 وصول به مقام «بِرّ» مقید به انفاق از محبوب‌ترین اموال می‌باشد (فخر رازی، 1420ق، ج8، ص132).
    در آية 4 سورة مجادله حكم كفارۀ ظهار را بيان مي‌كند كه به‌صورت ترتيبي آزادسازي برده، دو ماه روزه و در صورت عدم امكان، اطعام 60 فقر مي‌باشد. آیۀ 13 سورۀ مجادله بعد از نسخ حکم صدقه و در مقام عفو، به مؤمنین می‌گوید در امتثال سایر تکالیف الهی مثل نماز و ادای زکات و اطاعت از پیامبر کوشا باشند (طباطبائي، 1374، ج19، ص189ـ190؛ طبرسي، 1408ق، ج9، ص252).
    9. سال نهم هجرت
    حجرات، صف، جمعه و تغابن از جمله سوری هستند که در سال نهم نازل شده‌اند (طبرسی، 1408ق، ج9، ص194؛ ج10، ص430ـ610). در این سال غزوۀ تبوک و 7 سریه محقق شد (آیتی، 1359، ص571ـ660). در آيۀ 15 سورۀ حجرات مؤمنان كساني هستند كه با اموال و جان خود به جهاد در راه خدا مي‌پردازند (فضل‌الله، 1419ق، ج21، ص166). در آيۀ 16 سورۀ تغابن مي‌فرمايد از مال خود انفاق نماييد و هركس که خود را از شح نفس نگه دارد، رستگار است. در آیۀ 17، انفاق در راه خدا را به قرض حسن تعبیر کرده است. همچنین در این سال پیامبر عمروبن‌عاص را به عمان فرستادند تا صدقات آنان را اخذ نمايد. او صدقات توانگران را اخذ و بين فقراي آنان تقسيم نمود و از مجوسيان جزيه گرفت (آیتی، 1359، ص570).
    پیام برائت در حج، نزدیکی جنگ حنین و پیامدهای آن، وقوع جنگ تبوک و فرستادن عاملین زکات در سال نهم دلیل بر نزول سورۀ برائت در این سال می‌باشد. مَقريزي مي‌گويد در اول محرم سال نهم رسول‌الله نُه نفر را براي اخذ زكات به بيرون مدينه فرستاد (مقریزی، 1999م، ج1، ص333ـ334). در سورۀ توبه مثل سورۀ بقره آیات فراوانی مرتبط با موضوع مقاله وجود دارد. در این سوره که به برچیدن آخرین آثار بت‌پرستی می‌پردازد؛ همچنین با عمومیت اسلام در دو سال پایانی عمر با برکت پیامبر، طبیعتاً تظاهر به اسلام و نفاق گسترش یافت که احوال آنان در مورد انفاق در آیات زیادی ذکر شده است. نحوۀ توبۀ مشرکین را در دو آیۀ 5 و 11 بیان می‌کند که پرداخت زکات از شرایط آن است (طباطبائی، 1374، ج9، ص211ـ212؛ فضل‌الله، 1419ق، ج11، ص40).
    همچنین در آیۀ 18، پرداخت زکات از جمله شرایط تولیت مساجد برشمرده شده است (مکارم شیرازی، 1387، ج7، ص315). در آیۀ 20، بر هجرت و جهاد با مال و جان تأکید شده است. در آیۀ 29، حکم جزیه از اهل کتاب جعل شد. در آیۀ 34، خداوند عدۀ کثیری از رهبان و احبار اهل کتاب را به دلیل عدم انفاق مال در راه خدا وعید عقاب می‌دهد. جملۀ «ولا ینفقونها فی سبیل الله» می‌رساند که گاهی اوقات انفاق مال سبب قوام دین و جامعه بوده و عدم آن موجب لطمه به اساس دین و قوام جامعه می‌گردد (طباطبائی، 1374، ج9، ص334ـ331).
    منافقین و تعدادی از مؤمنین به دلیل بعد مسافت از جنگ تبوک سر باز زدند و خداوند در آیات 41ـ44 مؤمنان را به جهاد با مال و جان فرامی‌خواند (مکارم شیرازی، 1387، ج7، ص425ـ421)، و در آیۀ 53 و آیات بعد، علت عدم قبول انفاق منافقین را ناپاکی در نیت و عمل (فسق) و عدم ایمان حقیقی به خدا و رسول خدا و انفاق از روی اکراه بیان می‌کند (مکارم شیرازی، 1387، ج7، ص449ـ447). در دو آیۀ 58 و 59 احوال کسانی را بیان می‌کند که اگر از صدقات به آنها داده شود از تو (رسول‌الله) راضی شده وگرنه تو را ملامت می‌کنند؛ سپس در آیۀ 60، مصارف هشت‌گانۀ زکات واجب را بیان می‌کند که عبارت‌اند از: فقراء، مساکین، عاملین زکات، مؤلفة‌القلوب، آزاد‌سازی بندگان، پرداخت بدهی بدهکاران، در راه‌ماندگان و فی‌سبیل‌الله.
    لازم به ذکر است که لفظ «فریضة من الله» در آخر آیه و همچنین روایات متواتر در نزد شیعیان و اهل‌سنت دلالت بر این دارد که آیه در مقام بیان مصارف زکات واجب است (طباطبائی، 1374، ج9، ص421ـ415؛ فخر رازی، 1420ق، ج16، ص75ـ89). همچنین با توجه به وحدت سیاق با آیات قبل فهمیده می‌شود که منظور از (صدقه) در دو آیه قبل نیز زکات واجب است. در آيۀ 67، صفات منافقان را بيان مي‌كند كه از هر عمل خير واجب (مثل زكات و صدقه و انفاق في‌سبيل‌الله براي جهاد) امساك می‌نمایند (فخر رازي، 1420ق، ج16، ص97). 
    در نقطۀ مقابل آيۀ 71، صفات مؤمنان را بيان مي‌كند كه يكي از آنها بسط يد و پرداخت زكات است (طباطبائي، 1374، ج9، ص455). آیات 75ـ90 احوال منافقینی را بیان می‌کند که چگونه از انفاق مال برای جنگ تبوک اعراض کرده و اغنياي مؤمنان با اختيار و طيب خاطر و ضعفاي از آنان با حداكثر تلاش ممكن با انفاق هزينۀ آن را تجهيز مي‌كردند (مكارم شيرازي، 1387، ج8، ص56). 
    در آیات 97ـ99 بادیه‌نشینان را به سه دسته تقسیم کرده که یک دسته از آنان انفاق در راه خدا را ضرر و غرامت تلقی می‌کنند، ولی صنف بعدی آنها مؤمنانی هستند که ایمان به خدا و قیامت داشته و انفاق خود را سبب تقرب به خداوند و دعای پیامبر می‌دانند. منظور از انفاق در این آیه، انفاق برای جهاد است؛ گرچه به دلیل تشابه در صلوات رسول در اینجا با آیۀ 103 این سوره منظور از انفاق در این آیه می‌تواند زکات واجب باشد (طباطبائی، 1374، ج9، ص503). در مورد آیۀ 103 سه قول وجود دارد: قول سوم و مشهور که با روایات نیز تأیید می‌شود، ایجاب اخذ زکات ـ که یکی از ارکان شریعت می‌باشد ـ از ثروتمندان است (فخر رازی، 1420ق، ج16، ص132ـ134)؛ یعنی تا بعد از این زمان زکات به‌عنوان واجب حکومتی به‌صورت متمرکز و از جانب پیامبر جمع‌آوری، مدیریت و توزیع می‌شد. هدف از استفهام انکاری در آیۀ 104، ترغیب مردم به پرداخت زکات است؛ زیرا پیامبر و یا مأمور زکات از جانب خدا، مأمور اخذ زکات است و ذکر توبه با ادای زکات نشان‌دهندۀ این است که صدقه نیز مثل توبه پاک‌کننده است (طباطبائي، 1374، ج9، ص378ـ377). در آیۀ 121 به‌عنوان جمع‌بندی آیات جهاد بیان می‌دارد که خداوند بهترین پاداش‌ها را به انسان‌هایی که با مال و جان خود جهاد می‌کنند اعطا می‌کند.
    10. سال دهم هجرت
    با توجه به قرائنی که برای زمان نزول سورۀ برائت بیان شد، به نظر می‌رسد که سورۀ مائده آخرین سورۀ مرتبط با موضوع بحث می‌باشد. در آیۀ 12 این سوره خطاب به بنی‌اسرائیل ـ که قابل تعمیم به مسلمین است ـ برخورداری از نصرت الهی و استمرار نعمت‌هایش را به اقامۀ نماز، پرداخت زکات، ایمان به پیامبر و یاری ایشان و ادای قرض حسن مشروط می‌کند (فخر رازی، 1420ق، ج11، ص324ـ322)، و بنی‌اسرائیل تمامی این دستورات و آموزه‌ها را نادیده گرفته و به بلایای بزرگی دچار شدند. آیۀ 55 این سوره که به آیۀ ولایت مشهور است، شرط ولایت را اقامۀ نماز و ادای زکات می‌داند، و روشن است که منظور از ولایت در این آیه، سرپرستی است (سیوطی، 1404ق، ج3، ص105؛ طباطبائی، 1374، ج6، ص4ـ34). آيۀ 89 سورۀ مائده در مورد كفارۀ قسم است كه كفارة آن اطعام 10 فقير يا پوشش آنها و يا آزادي يك بنده علی‌الاختیار است؛ همچنین در آيۀ 95 اين سوره نيز حکم كفارۀ صيد در حال احرام بیان شده كه معادل صيد بايد از انعام به‌عنوان كفاره به فقرا داده شود.
    دو آيۀ 275 و 276 سورۀ بقره شديدترين آيات قرآن در تحريم رباست. خداوند در این آیات ربا را سبب به‌هم‌خوردن تعادل اقتصادی همۀ جوامع و بالاخص جامعۀ اسلامی آن عصر دانسته و لذا رباخوار را به فرد جن‌زده تشبیه می‌کند که تعادل در راه رفتن ندارد؛ یعنی نظام اقتصادی مبتنی‌بر ربا نیز از تعادل لازم برای رشد اقتصادی و رفاه برخوردار نخواهد بود، لذا به دلیل اهمیت مال براي قوام جامعه در نزد خدای متعال، رباخواری را حرب با خود و رسولش معرفی می‌کند. نكتۀ ديگر، قرار گرفتن آيات نهي از ربا در ميان این تعداد کثیر از آيات انفاق، دليل مهمي بر تقابل اين دو در نزد خداوند است (طباطبائی، 1374، ج2، ص647). در تفاسير چهار شأن نزول برای آيات تحريم ربا در سورۀ بقره ذکر شده است (طبرسي، 1408ق، ج3، ص190؛ فخر رازي، 1420ق، ج7، ص83) و بر اساس آن اکثریت قریب به اتفاق مفسرین قائل‌اند که این آیات در آخرین سال حیات پیامبر نازل شده است.
    تحلیل آیات مدنی مرتبط مقابلۀ با فقر
    مهم‌ترين دستاورد 13 سال اول بعثت، ابلاغ پيام وحي و ظهور ديني جديد و كامل براي نجات بشريت بود، لذا مشركان مكه از هيچ مخالفتي براي اطفای نور حق دريغ نكرده و در نقطۀ مقابل، پيامبر اكرم و اصحاب با ايمان به وعده‌هاي الهي، تمامي مشكلات را به جان خريدند. برای مبارزۀ با فقر، خداوند در اولین سوره‌های مکی به رسیدگی به امور ایتام و مساکین و اطعام آنان، ماعون و آزادسازی بردگان امر می‌کند؛ همچنین ترغیب همدیگر بر اطعام مساکین، امور تهیدستان و مساعدت بستگان و ذوی‌القربی و احسان به یکدیگر و در راه‌ماندگان و توجه به امور سائلین را از دیگر راه‌های مبارزۀ با فقر بر می‌شمارد. در چهلمین سوره، یعنی اعراف، زکات به‌عنوان یک منبع مالی برای مقابلة با فقر نام برده شد. در ابتدا به‌عنوان واجبی در شریعت بنی‌اسرائیل و سپس به‌عنوان تکلیفی برای مسلمانان 8 بار در سور مکی ذکر شد؛ همچنین انفاق نیز یکی از پرتکرارترین ابزارهای مقابلة با فقر در سور میانی و پایانی سور مکی ذکر شده است.
    کلیة پرداخت‌هاي مالي در سور مكی واجب بود؛ زیرا شرایط سخت مسلمانان و نوپا بودن اسلام و وعدۀ ثواب به مؤديان و وعيد عقاب به روي‌گردانان از اين اوامر عبادي ـ اجتماعي مهم‌ترين دلیل وجوب آنهاست. جامعۀ مکه در هنگام بعثت حضرت محمد یک نمونة کامل از جامعه‌ای است که خداوند سبحان تعاضد اجتماعی را در قالب‌های مختلفی بیان نموده و نوعی تأمین اجتماعی خودجوش در آن وجود داشت که بدون دخالت دولت و تنها بر اساس خودانگیختگی مسلمانان و عنصر ایمان و باور به آخرت، بهترین کارکرد را داشت. شرکت‌کنندگان در این پیمان نانوشتة اجتماعی ـ دینی هم جامعة سعادتمندی را در دنیا داشته و هم از اجر معنوی و اخروی بهره‌مند هستند. منابع این پیمان به‌حسب مورد متفاوت بوده و مصارف آن نیز عمدة نیازهای اجتماعی و مقابلۀ با فقر مثل ادای قرض، اطعام مساکین و ایتام و نزدیکان و دیگر موارد در راستای مبارزۀ با فقر بود و حتی مواردی مثل محاصرة مسلمانان در شعب ابی‌طالب که در قالب‌های حمایتی تأمین اجتماعی نیستند نیز، به‌خوبی توسط این نوع همیاری‌های خداپسندانه پوشش داده شد.
    اما با هجرت به یثرب باب‌های جدیدی برای پیشبرد اهداف اسلام گشوده شد که بیعت گستردۀ مردم، تشکیل حکومت دینی، پیمان اخوت بین مسلمین، عقد پیمان‌نامه با اهل کتاب و قبائل مختلف از جملۀ آنهاست، اما هجرت مسلمانان که اموالشان در مکه یا مصادره شده و یا امکان انتقال آن به یثرب ممکن نبود، موجب گسترش فقر و بیکاری گردید؛ ضمن اینکه همۀ مهاجرین فاقد مسکن بودند. در زمینۀ مقابلۀ با فقر آیات سال اول بر زکات، انفاق، نيكي به والدين، ايتام و مستمندان تأکید دارد. در سال دوم و وجوب جهاد، تعداد آیات مربوط به تکالیف مالی بیشتر شد. در این آیات علاوه بر زکات و انفاق، مواردی مثل ایتای مال به بستگان، ایتام، مساکین، در راه‌ماندگان، درخواست‌کنندگان و آزادسازی بردگان نیز مثل آیات مکی روش‌های مقابلۀ با فقر معرفی شدند. در این سال غنائم جنگ بدر بعد از اخراج خمس بین رزمندگان تقسیم گردید و این اولین قدم برای تأسیس بیت‌المال و خمس به‌عنوان اولین منبع مالی آن برای مقابلۀ با فقر معرفی شد. گرچه خزانه‌ای شکل نگرفته بود، ولی امور مربوطه به‌صورت حسابداری انجام می‌شد.
    در سال چهارم قانون ارث نازل شد که سبب سازماندهی مواریث گردید. همچنین مصارف انفاق علاوه بر جهاد، رسیدگی به نیازهای والدین، خویشاوندان، همسایگان دور و نزدیک، افرادی که با انسان محبت و مصاحبت دارند، در راه‌ماندگان و بردگان به‌عنوان روش‌های دیگر مقابلۀ با فقر تعیین شد. 
    در سال پنجم اموال حاصل از جهاد با بنی‌نضیر با ماهیت فیئ در مالکیت خداوند و رسولش قرار گرفت. گرچه اموال بنی‌نضیر بین مهاجران تقسیم شد، ولی مصارف فیئ برای خدا، رسول‌الله ـ اعم از مصارف شخصی و مقامی، خویشاوندان ایشان، یتیمان، مساکین و در راه‌ماندگان تعیین شد که قدمی جدید برای تأمین مالی بیت‌المال و مبارزة با فقر بود. در این سال غزوۀ بنی‌قریظه رخ داد و اموال آنان نیز بعد از اخراج خمس، بین مسلمانان تقسیم شد و زمین‌های آنان سبب افزایش اشتغال و افزایش درآمد مردم گردید.
    در سال ششم نیز غزوات و سرایای زیادی محقق شد، لذا آیات مربوط به جهاد با مال در این سال فراوان است. همچنین غنایم غزوۀ بنی‌مصطلق بعد از اخراج خمس بین مسلمین تقسیم گردید. در سال هفتم نیز كليۀ غنائم غزوۀ خیبر بین شرکت‌کنندگان در واقعۀ حدیبیه تقسیم گردید که اموال منقول آنها سبب کاهش فقر و زمین‌های کشاورزی آنان سبب افزایش اشتغال و افزایش درآمد مردم و کاهش فقر در مدینه گردید.
    در سال هشتم و بعد از فتح مکه، جنگ حنین رخ داد. غنایم این جنگ که بسیار زیاد بود، به ترتيب اولويت بین مؤلفة‌القلوب و مشركين و مرددين و سپس مسلمین تقسیم شد. همچنین در راستای مسئولیت جهانی مؤمنان، پرداخت زکات را از جمله برنامۀ آن برشمرده است. همچنین به تقسیم گوشت قربانی و پرداخت کفارة قسم و احرام بین فقرا و مستمندان امر شده است. در سال نهم و در سورۀ توبه، آیات فراوانی در مذمت منافقین و افرادی که در امر انفاق سستی نموده و یا دیگران را به بخل دعوت می‌کردند و همچنین آیات فراوانی در مدح انفاق‌کنندگان برای جهاد و امور عمومی نازل شد. در این سال مصارف هشت‌گانة زکات واجب نیز بیان گردید که مبارزۀ با فقر در رأس آنهاست. همچنین ایجاب اخذ زکات توسط پیامبر بیان شد که نشان از مراحل سه‌گانه برای تشریع حکم زکات دارد، لذا پیامبر در این سال نُه نفر را براي اخذ زكات به بيرون مدينه و نماینده‌ای را برای اخذ و توزیع صدقات به عمان فرستادند. 
    نزول آیات تحریم ربا در سورۀ بقره و در بین آیات انفاق نشان از اهمیت انفاق و تقابل این دو مفهوم متضاد اقتصادی در گسترش و مبارزۀ با فقر دارد. همچنین در بعضی از آیات سور مدنی کفارات قسم، حنث نذر، صید در حال احرم و دیگر موارد از ابزارهای مقابلة با فقر می‌باشد. در مجموع در کلیۀ سور مدنی مثل سور مکی بر درونی کردن انگیزه‌ها و ارتقای سطح ایمان و آگاهی افراد برای ادای پرداخت‌های مالی و مبارزۀ با فقر تأکید شده است.
    اما انفاق پرتکرارترین تکلیف مالی در قرآن، بالاخص سور مدنی است؛ زیرا در قرآن بیشترین کاربرد آن برای تأمین مالی هزینه‌های جهاد است، برخلاف زکات که برای مصارف اجتماعی انصراف دارد. منابع تاریخی تعداد غزوات پیامبر را 26 یا 27 و تعداد سرایا را نیز 35، 38، 48 و حتی 66 نیز ثبت کرده‌اند که با توجه به عدم تشکیل خزانۀ دولتی و نبود منابع درآمدی برای آن، تمامی هزینه‌های غزوات و سرایا بر عهدۀ مسلمانان بود که در قرآن عمدتاً به انفاق و یا جهاد شناخته می‌شود.
    امر به انفاق از اولین آیات (سورۀ بقره) تا آخرین آیات مدنی سورۀ توبه و مائده به چشم می‌خورد؛ به‌نحوی‌که 68 بار در سور مدنی آمده است. گرچه به دلیل عدم بیان نصاب برای آن و دیگر ادلۀ مربوط به زکات عمدتاً آیات مشتمل بر انفاق بر استحباب حمل می‌شود، ولی شرایط صدر اسلام و مصارف آن مثل جهاد و امور اجتماعی مثل مبارزۀ با فقر و وعدۀ ثواب برای مؤدیان و وعید عقاب برای کارشکنان، دلیل بر وجوب آن در صدر اسلام و وجود شرایط مشابه آن می‌باشد. صدقه نیز 18 بار در سور مدنی ذکر شده و در آیات 60، 102 و 103 سورۀ توبه منظور از آن زکات واجب است. همچنین 26 بار در سور مدنی به جهاد با مال و یا به‌صورت مطلق که معنای جهاد با مال نیز از آن اراده شده، امر شده است که نشان از آن دارد این دو نیز منبعی مردمی برای تأمین هزینه‌های جهاد و هزینه‌های عمومی از جمله مقابلۀ با فقر می‌باشند، البته کفارات از منابع مالی برای مقابلۀ با فقر در مدینه می‌باشند. 
    نتیجه‌گیری
    مقابلۀ با فقر از مهم‌ترین برنامه‌های پیامبر در مدینه بود. گرچه روش‌های مقابلۀ با فقر در سور مدنی با سور مکی شباهت زیادی دارند و مواردی مثل رسیدگی به امور ایتام و مساکین و اطعام آنان، آزادسازی بردگان و همچنین ترغیب همدیگر بر اطعام مساکین، امور تهیدستان و مساعدت بستگان و ذوی‌القربی و احسان به یکدیگر و در راه‌ماندگان و توجه به امور سائلین در هر دو سور مکی و مدنی به چشم می‌خورد، ولی منابع مالی که در مدینه برای مقابلۀ با فقر معرفی شدند متفاوت با این منابع در مکه می‌باشد؛ مثلاً در سور مکی تنها در 8 مورد به زکات امر شده است، ولی در سور مدنی در 20 آیه به زکات امر شده است. همچنین زکات در سور مکی واجبی فردی است، ولی در سور مدنی به ترتیب از واجبی فردی به واجبی حکومتی تبدیل می‌شود؛ مضافاً اینکه موضوع این منبع مالی در سور مکی عام بوده، ولی در مدینه بر اموالی خاص و دارای نصاب و شرایط عمومی مقرر شد. همچنین انفاق در سور مکی منبعی عام برای مقابلۀ با فقر و امور اجتماعی است، ولی در بسیاری از سور مدنی یکی از مهم‌ترین منابع تأمین هزینه‌های جهاد است. 
    بنابراین در پاسخ به دو سؤال اول می‌توان گفت نتایج مقاله نشان می‌دهد که منابع و روش‌های مقابلۀ با فقر در مکه و مدینه بسیار متفاوت‌اند؛ زیرا با تشکیل دولت اسلامی و با توجه به فتوحات فراوانی که در مدینه رخ داد منابع مالی فراوانی به‌صورت غنائم جنگی و خمس غنایم و یا فیئ در اختیار مسلمانان قرار گرفت و این اموال تا حد زیادی در کاهش فقر مؤثر بود. همچنین تعیین نصاب و مصارف زکات و ایجاب اخذ آن توسط پیامبر و توزیع آن بین فقرا، روش دیگری برای کاهش فقر بود. در همۀ سال‌های پس از هجرت، بر زکات امر شده است و تعداد این آیات به مراتب بیشتر از آیات مکی است. 
    لفظ «زکات» 20 مورد در سور مدنی وارد شده که عمدتاً مصرف آن برای کاهش فقر می‌باشد. به استناد روایات فریقین، بعد از آن نصاب زکات بیان و نمایندگان ایشان در سال هشتم و نهم برای اخذ زکات به بعضی از مکان‌ها فرستاده شدند، لذا زکات از یک واجب فردی به واجب حکومتی تبدیل گردید و نوعی حسابرسی و منبع مالی برای حاکمیت بر آن حاکم گردید. همچنین بر اساس روایات زکات فطره در سال دوم هجرت واجب گردید که منبع دیگری برای مقابلۀ با فقر است؛ ضمن اینکه اقتصاد کشاورزی مدینه و عقد اخوت بین مسلمین و زمین‌هایی که به‌صورت فیئ و یا غنیمت در اختیار مسلمین قرار می‌گرفت می‌توانست زمینۀ اشتغال و کاهش فقر را فراهم نماید. 
    در مورد دو سؤال آخر، همچنان‌که بیان شد، در بخش منابع علاوه بر منابعی که در مکه بیان شد، در مدینه بر زکات و انفاق تأکید بیشتری گردید. همچنین منابع دیگری نیز مثل خمس غنائم جنگی، انفال، فیئ، زمین‌های مفتوحة‌العنوه و یا زمین‌های صلحی به منابع مبارزة با فقر اضافه گردید. گرچه برای مبارزۀ با فقر در مدینه هزینه‌هایی اضافه نگردید، ولی نوعی سازماندهی مرکزی از جانب حاکمیت در توزیع زکات و غنائم جنگی و دیگر منابع صورت پذیرفت. در مقابل، در مدینه هزینه‌های دیگری بالاخص هزینه‌های تأمین مالی جهاد نیز اضافه گردید. این امر در سور پایانی نازل‌شده مثل توبه بسیار به چشم می‌خورد؛ ضمن اینکه در مدینه انواع کفارات و جزیه نیز در جهت رفع فقر مقرر گردید.
    البته سازماندهی منابع عمومی در عصر نبوی مثل خمس، فیئ، اراضی مفتوحة‌العنوه و اراضی صلحی، انفال و موارد مشابه از جانب حاکمیت که سبب شکل‌گیری بیت‌المال در دوران حیات شریف ایشان شد، می‌تواند مقاله‌ای مستقل باشد.

    منابع

    References: 
    • قرآن کریم. 
    • آیتی، محمدابراهیم (1359). تاریخ پیامبر اسلام. به کوشش ابراهیم گرجی. تهران: دانشگاه تهران.
    • ابن‌سعد، محمد (1410ق). الطبقات الکبری. محقق: عبدالقادر عطا. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • ابن‌هشام، عبدالملک (1375ق). السیرة النبویه. تصحیح: مصطفی السقا، ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی. بیروت: دار الوفاق.
    • بهجت‌پور، عبدالکریم (1392). تفسیر تنزیلی (به ترتیب نزول)، مبانی، اصول، قواعد و فوائد. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی.
    • جواد علی (1391). تاریخ عرب در دوران اسلامی. ترجمة منصور داداش‌زاده. تهران: پژوهشکدة تاریخ اسلام.
    • دروزه، محمد عزّه (1968م). التفسیر الحدیث (السور مرتبه حسب النزول). بیروت: دار احیاء الکتب العربیه.
    • رامیار، محمود (1363). تاریخ قرآن. تهران: امیرکبیر.
    • زمخشری، محمود بن عمر (1407ق). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فى وجوه التأویل‏. تصحیح: مصطفى حسین احمد. بیروت: دار الکتاب العربی‏.
    • زینلی، بهمن (1399). تحلیلی بر شیوۀ مواجهة پیامبر اکرم(ص) با چالش‌های مهاجران در مدینه (مطالعة موردی: کمبود مسکن، فقر و بیکاری). تاریخ اسلام و ایران، 47(137)، 109ـ134.
    • سمهودی، نورالدین ابوالحسن (1419ق). وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • سیدحسین‌زاده یزدی، سعید و شریف‌زاده، محمدجواد (1395). سیرة پیامبر اکرم(ص) در مقابله با تهدیدهای اقتصادی. اقتصاد اسلامی، 16(62)، 5ـ31.
    • سیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بکر (1404ق). الدر المنثور فى التفسیر بالماثور. قم: کتابخانة عمومى آیت‌الله مرعشى نجفى.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1374). المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمة سیدمحمدباقر موسوی. قم: جامعة مدرسین. ‏
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1378). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: جامعة مدرسین.
    • طبرسی، فضل بن حسن (1408ق). مجمع البیان لعلوم القرآن. بیروت: دار المعرفه.
    • عاملی، جعفر مرتضی (1391). الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص). ترجمة محمد سپهری. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی.
    • عبدالعزیز بن ادریس، عبدالله (1386). جامعة مدینه در عصر نبوی(ص). ترجمة سهیلا بختیاری. تهران: پژوهشگاه حوزه و ودانشگاه.
    • عمر، محمد عبدالحلیم (1999). ابحاث ندوه الفقر و الفقراء فی نظر الاسلام. قاهره: جامعة الازهر.
    • فخر رازى، محمد بن عمر (1420ق). التفسیر الکبیر( مفاتیح الغیب). بیروت: دار احیاء التراث العربى‏.
    • فرشچیان، رضا (1388). نقدی بر تفسیر به ترتیب نزول. پژوهش دینی، 19، 89ـ102.
    • فضل‌الله، سیدمحمدحسین (1419ق). من وحی القرآن.‏ بیروت: دار الملاک.
    • قرضاوی، یوسف (2008م). مشکلة الفقر و کیف عالجها الإسلام. بیروت: مؤسسة الرساله.
    • قرطبى، محمد بن احمد (1364). الجامع لأحکام القرآن‏. تهران: ناصر خسرو.
    • کیا، مرتضی (1395). منهای فقر. تهران: فرهنگی علمی الحیاه.
    • کیاءالحسینی، سیدضیاءالدین (1402). منابع مالی و روش‌های مقابلۀ با فقر در مکه به ترتیب نزول سور مکی قرآن کریم. معرفت اقتصادی اسلامی، 1(29)، 6ـ27.
    • مدرسى، محمدتقى (1419ق). من هدی القرآن. تهران: دار محبی الحسین‏.
    • معرفت، محمدهادی (1415ق). التمهید فی علوم القرآن. قم: مؤسسة فرهنگی انتشاراتی التمهید.
    • مقریزی، امام تقی‌الدین (1999م). امتاع الاسماع. محقق: عبدالحمید النمیسی. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • مکارم شیرازی، ناصر (1387). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • مهدوی‌راد، محمدعلی (1382). آفاق تفسیر. تهران: هستی نما.
    • النمیری، عمر بن شبه (1380). اخبار المدینة النبویه. ترجمة حسین صابری. تهران: مشعر.
    • یعقوبی، احمد بن اسحاق (1338ق). تاریخ طبری. ترجمة محمدابراهیم آیتی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر.
    • یوسفی غروی، محمدهادی (1433ق). موسوعة التاریخ الاسلامی. قم: مجمع الفکر الاسلامی.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کیاالحسینی، سیدضیاءالدین. (1404) منابع مالی و روش‌های مقابلة با فقر در مدینه به ترتیب نزول سور مدنی قرآن کریم. دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 17(1)، 217-237 https://doi.org/10.22034/marefateeqtesadi.2026.5003737.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سیدضیاءالدین کیاالحسینی."منابع مالی و روش‌های مقابلة با فقر در مدینه به ترتیب نزول سور مدنی قرآن کریم". دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 17، 1، 1404، 217-237

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کیاالحسینی، سیدضیاءالدین.(1404) 'منابع مالی و روش‌های مقابلة با فقر در مدینه به ترتیب نزول سور مدنی قرآن کریم'، دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 17(1), pp. 217-237

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کیاالحسینی، سیدضیاءالدین. منابع مالی و روش‌های مقابلة با فقر در مدینه به ترتیب نزول سور مدنی قرآن کریم. معرفت اقتصاداسلامی، 17, 1404؛ 17(1): 217-237