معرفت اقتصاداسلامی، سال یازدهم، شماره دوم، پیاپی 22، بهار و تابستان 1399، صفحات 89-105

    چارچوب نظری تقاضا برای پول با رویکردی اسلامی‌ مدلی براساس رهیافت نسل‌های تداخلی

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ محمود عیسوی / استادیار دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی / eisavim@yahoo.com
    محمد مهدی مجاهدی موخر / استادیار دانشکده، اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی / M_MOJAHEDI2004@YAHOO.COM
    امیر خادم علیزاده / استادیار دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی / aalizadeh@atu.ac.ir
    معصومه آقاجانی / دانشجوی دکترای اقتصاد اسلامی، دانشگاه علامه طباطبائی / aghajani_1983@yahoo.com
    چکیده: 
    درک بهتر تقاضای پول در اقتصاد با رویکرد اسلامی، می تواند در تجزیه و تحلیل کلان اقتصاد اثر گذاشته و به غنای ادبیات اقتصاد اسلامی کمک کند. مقاله حاضر به بررسی و نقد تقاضای پول در سطح کلان(با پایه¬های خرد) در اقتصاد، با رویکرد اسلامی و ارائه مدلی بر اساس مدل رهیافت نسل های تداخلی، با استفاده از مدل ریاضی می پردازد. در مدل پیشنهادی مقاله، تقاضای پول برای یک جامعه اسلامی فرضی (ایده¬آل) استخراج شده که در آن پول فقط توسط دولت (بانک مرکزی) و تنها برای یکبار عرضه شود. یافته¬های پژوهش حاکی از این است که عوامل مؤثر بر تقاضای پول در بررسی نظری عبارت اند از: درآمد، باورهای دینی، تورم، مصرف. در مدل پیشنهادی نیز به اثبات هر یک پرداخته شد: درآمد همان دستمزد در مدل پیشنهادی است که تقاضای پول با آن رابطه مثبت و مستقیم دارد. باورهای دینی، در تابع مطلوبیت گنجانده شد. تورم در قالب نسبت قیمت ها در مدل بیان شد که رابطه مستقیم با تقاضای پول دارد. مصرف نیز در مدل پیشنهادی بر تقاضای پول به صورت مثبت مؤثر می باشد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Theoretical Framework of the Demand for Money Based on an Islamic Approach (Model based on interference generation approach)
    Abstract: 
    A better understanding of the demand for money in economics with an Islamic approach can influence macroeconomic analysis and contribute to the richness of Islamic economics literature. The present study examines and critiques the demand for money at the macro level (with micro-bases) in economics based on an Islamic approach and presents a model based on the interfering generation approach model by using a mathematical model. The demand for money is extracted for a hypothetical (ideal) Islamic society in which money is offered only by the government (central bank) and only once in the proposed model of the article. Factors influencing the demand for money in the theoretical study were according to the findings of study: Income, religious beliefs, inflation, consumption. In the proposed model, each of them was proved: income is the wage in the proposed model which the demand for money has a positive and direct relationship. Religious beliefs were included in the utility function. Inflation is directly related to the demand for money that was also expressed in the form of price ratios in the model. Consumption in the proposed model also has a positive effect on money demand.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    مسئلة اقتصاد، به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی بشری مطرح است. اسلام نیز نگرش خاصی به آن دارد. اقتصاد با رویکردی اسلامی، از قواعدی تشکیل می‌شود که بر جهت‌دهی به فعالیت‌های اقتصادی اثرگذار است و روابط اقتصادی بین مردم را در جامعه تعیین می‌کند. پول نیز از جمله عوامل اثرگذار بر روابط اقتصادی است. 
    پول را می‌توان از ابعاد مختلفی مورد بحث قرار داد. میشکین بیان می¬کند: «یک تعریف دقیق و یکتا از پول در میان اقتصاددانان وجود ندارد» (ميشكين، 2004، ص 44). پول در واقع وسیله مبادله است و نه چیز دیگری. پول باید مبادله کالاها را تسهیل کرده و مشکلات را دور بزند (گزل، 1383، ص 215). پول یک پدیده و قرارداد اجتماعی بوده (هریس، 1989، ص 4) و یک ابداع بشر، براي سهولت انجام مبادلات است. لذا به جای تعریف پول براساس ماهیت آن، پول را بر اساس کارکردها و وظایف آن تعریف می¬کنند (حسینی دولت‌آبادی، 1394، ص 22).
    در این پژوهش، به عنوان یکی از پیش¬فرض¬ها می¬پذیریم که پول وسیله مبادله است. رویکرد اسلامی، به پول این‌گونه است که کنز پول وجود نداشته باشد؛ یعنی بايد بهره ناشی از پاداش نقدینگی را حذف کرد. بنابراین، سرمایه¬گذاری با پس¬انداز برابر می‌شود. اگر کنز پول وجود داشته باشد، پس¬انداز مخالف با سرمایه¬گذاری خواهد شد و پس¬انداز پولی تبدیل به پس¬انداز فیزیکی، یا همان سرمایه¬گذاری نخواهد شد. در عامل مؤثر در کنز پول، بهره پولی است که در اسلام ممنوع شده است. لذا سرمایه¬گذاری با پس¬انداز برابر می شود.
    اين نوشتار، از این جهت داراي اهمیت است که شناخت تابع تقاضا برای پول، در اجرای سیاست-های پولی هر کشور تأثیر بسیاری دارد. ازاين‌رو، درک بهتر تقاضای پول در اقتصاد با رویکرد اسلامی، می¬تواند در تجزیه و تحلیل کلان اقتصاد اثر گذاشته، به غنای ادبیات اقتصاد اسلامی کمک كند. هدف از این پژوهش، بررسی و نقد تقاضای پول در سطح کلان(با پایه¬های خرد)، در اقتصاد با رویکرد اسلامی است. این تحقیق، به این پرسش پاسخ می¬دهد که اقتصاد با رویکردی اسلامی، تقاضای پول تابع چه متغیرهایی است؟ در نهایت، مدلی بر پایه الگوی نسل¬های تداخلی ساموئلسن و سازگار با رویکرد اسلامی ارائه می¬كند. 
    این پژوهش، یک تحقیق بنیادی است. روشِ پژوهش، در بخش نخست، توصیفی با مراجعه به منابع کتابخانه¬ای و بررسی مطالعات پیرامون موضوع پژوهش و مقالات معتبر و در بخش دوم، استفاده از مدل ریاضی در اثبات مطالب نظری است. در سال¬های گذشته، کارهای بسیاری در زمینه تقاضای پول انجام گرفته است، اما در یک جامعه مطلوب اسلامی و بر اساس مراحل و قواعد مدل-سازی و نظریه¬پردازی، به ارائه الگوی ریاضی نپرداخته¬اند. درحالی‌که در این پژوهش، هدف بررسی تقاضای پول و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه اسلام است و در نهایت الگویی نظری بر پایة مدل نسل¬های هم¬پوشان (نسل¬های تداخلی) ارائه مي‌شود؛ چراکه الگو را از حالت توصیفی و کیفی به حالت یک مدل ریاضی درمی¬آورد که تاکنون در اکثر کارهای تحقیقاتی انجام نگرفته است. این تفاوت و نوآوری این تحقیق نسبت به کارهای انجام شده است. 
    رهیافت نسل¬های تداخلی، روشی برای تحلیل اقتصادی بر مبنای بنیان¬های خرد اقتصادی و در جهت کسب حداکثر توافق عمومی، بر پایه مفاهیم ریاضی آن است. بیان منطقی تعاملات اقتصادی جامعه، در قالب نسل¬ها و ورود زمان به الگوی اقتصادی، تبیین روشنی از پدیده¬های زمان¬مند اقتصاد، از جمله بهرة پولی و سطح قیمت را آشکار می¬سازد. بهره پولی، ماحصل قرض¬دهی پول و تورم ماحصل رشد پولی است. اینکه چگونه می¬توان در بستر زمان، بهره پولی را از اقتصاد محو کرد، با تکیه بر مفاهیم روشن اقتصادی و مدل¬سازی در چارچوب نسل¬های تداخلی حاصل مي‌شود. 
    نتایج مدل، حاکی از اين است که اگر دولت (بانک مرکزی)، فقط یک‌بار پول منتشر كند (با توجه به اصول و آموزه¬های اسلامی)، تابع تقاضای پول به‌دست می¬آید. بر طبق یافته¬های پژوهش، عوامل مؤثر بر تقاضای پول، در بررسی نظری عبارت‌اند از: درآمد، باورهای دینی، تورم، مصرف. در مدل پیشنهادی و تابع تقاضای به‌دست آمده نیز هر يك از این عوامل اثبات می¬شوند. 
    مبانی نظری پژوهش
    در خصوص پول و تقاضای آن، نظریات متعددی در اقتصاد متعارف ارائه شده است. مهم‌ترین آنها به شرح زیر می‌باشد:
    اولین نظریه در رابطه با پول، نظریه مقداری پول است. این نظریه، که مربوط به کلاسیک¬ها می-باشد، برای اولین بار توسط ریکاردو در قرن نوزدهم به صورت فرمول ریاضی ارائه شده است (قدیری اصلی، 1376، ص 45). وی برای نخستین بار، رابطة میان حجم پول در جریان و سطح عمومی قیمت¬ها را به عنوان یک قانون، قابل استناد مطرح کرد. این نظریه، سه دهه بعد، توسط جان استوارت میل به صورت رابطهM.V=P.T مطرح گردید که هدف از آن، بررسی رابطة تورم و حجم پول بوده است (که در آن سرعت گردش پول (V)، حجم پول (M)، حجم مبادلات (T) و سطح عمومی قیمت¬ها (P). اما این رابطه، به صورت M.V=Yn نیز مطرح گردیده است که با توجه به ثابت فرض شدن سرعت گردش پول(V)، حجم پول (M)، تابعی از درآمد ملی اسمی (Yn) می‌باشد (قديري اصلي، 1376، ص 45).
    پس از نظریه مقداری پول، مکتب کمبریج ارائة نحوه دیگر نظریه مقداری پول است؛ البته به جای آنکه به حجم مبادلات متوسل شوند، از طریق موجودی صندوق و نقدینگی، معادلات خود را توجیه کرده‌اند (همان، ص 118). اقتصاددانان مکتب کمبریج اعتقاد دارند که اشخاص ممکن است پول را با همان دلایلی که کالا را نگهداری می¬کنند، نگاه دارند؛ زیرا هر دوی پول و کالا، مطلوبیت یا رضایتمندی ایجاد می¬کنند. این نظریه، تقاضا برای پول را تابعی از درآمد ملی اسمی می¬داند و به شکل Md=kPY مطرح گردیده است. بنابراین، تقاضای پول تابعی مستقیم از درآمد ملی اسمی می¬باشد. البته این معادله، از دو معادله دیگر به‌دست آمده است: 1) M ̅^s=kPY 2) M ̅^s=M^s (هریس، 1989، ص 48).
    پس از بحران سال 1929 و 1930، جان ميناردكنيز به نظریه مقداری پول ایراد وارد کرده و در كتاب معروف خودش به نام نظريه عمومي اشتغال بهره و پول، نظرية جديدي را مطرح کرد كه طبق آن، آثار هرگونه تغيير در حجم پول غالباً در تغييرات سطح توليد و اشتغال منعكس مي¬گردد تا تغييرات در سطح قيمت‌ها. كينز، برخلاف نظر كلاسيك¬ها، كه تقاضا براي پول صرفا براي مبادله می¬دانستند، علاوه بر تقاضاي معاملاتي، دو جزء ديگر نيز براي تقاضاي پول قائل بود كه عبارت بودند از: 1. تقاضاي احتياطي براي پول؛ 2. تقاضاي سفته‌بازي که برگرفته از سه انگیزه معاملاتی، انگیزه احتیاطی و انگیزه سفته¬بازی است. از دیدگاه او، افراد اغلب نیاز مصرفی به صورت روزمره داشته و باید پول برای مخارج روزانه داشته باشند. ازآنجاکه مخارج افراد تا حد زیادی بستگی به سطح درآمد آنها دارد، تقاضای پول برای انگیزه معاملاتی، تابعی از درآمد ملی می¬باشد. کینز بیان می¬كند که افراد و بنگاه¬ها همیشه می¬توانند با حوادث و رخدادهای غیرمترقبه¬ای، اعم از خوشایند یا ناخوشایند، مواجه گردند که مستلزم صرف و پرداخت پول باشد. این انگیزه برای نگاه¬داری پول، به قصد مواجهه با تصادفاتی است که مستلزم مخارج ناگهانی است(کینز، 1936، ص 98) که «انگیزه احتیاطی» نامیده می¬شود. ازاين‌رو، یک قسمت از تقاضای پول، تحت تأثیر عوامل غیر¬قابل پیش¬بینی می¬باشد که این شکل از تقاضای پول نیز تابعی مستقیم از درآمد ملی می-باشد.
    کینز بر این اعتقاد است که افراد علاوه بر دو هدف فوق، برای انگیزه سومی نیز پول نزد خود نگهداری مي‌كنند که همان انگیزه سفته‌بازی می¬باشد. منظور از «تقاضای سفته‌بازی پول»، این است که پول با هدف و امید انجام معاملات سودآور و بهره¬برداری از فرصت¬هایی که پیش می¬آید، نگهداری شود. ازآنجاکه نگهداری پول، در شکل ساده آن، مشمول هزینه فرصت بوده و موجب از دست رفتن سود ناشی از سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار یا حساب¬های سپرده سرمایه¬گذاری می-گردد، تغییرات تقاضای پول برای ارضای انگیزه سفته‌بازی، با تغییرات نرخ بهره ناشی از تغییر قیمت¬های اوراق بهادار بلندمدت در ارتباط است (همان). به عبارت دیگر، این نوع تقاضای پول با نرخ بهره رابطه معکوس داشته و با بالارفتن نرخ بهره و یا هزینه نگهداری پول، تقاضای سفته‌بازی پول کاهش می¬یابد و به‌عکس. 
    به اعتقاد کینز، تقاضای پول، مجموع تقاضای معاملاتی و احتیاطی و سفته‌بازی است که تابعی از درآمد ملی (Y) و نرخ بهره (r) می¬باشد که با درآمد ملی رابطة مستقیم و با نرخ بهره رابطه معکوس دارد.
    "M=" "M" _"1"  "+" "M" _"2"  "=" "L" _"1"  ("Y" )"+" "L" _"2"  "(r)" 
    که M_1 میزان پول نقدی است که برای ارضای انگیزه¬های معاملاتی و احتیاطی و M_2 مقداری است که براي ارضای انگیزه سفته‌بازی نگه¬داری می¬شود (همان، ص 99).
    پس از آن میلتون فریدمن، بیانی مجدد از نظریه مقداری پول ارائه داد. او نظریة مقداری را به‌عنوان یک نظریه تقاضای پول، نه نظریه تعیین‌کننده سطح قیمت‌ها، مجدداً بیان کرد. او بیان مي‌كند: «نظریة مقداری در وهله اول یک نظریه تقاضا برای پول است. آن یک نظریه در خصوص محصول یا درآمد پولی یا سطح قیمت¬ها نیست. هر بیان در مورد این متغیرها، مستلزم آمیختن نظریه مقداری با یکسری مشخصه¬هایی در مورد شرایط تقاضای پول و شاید درباره دیگر متغیرها می¬باشد» (فریدمن، 1956، ص 4). این نظریه، بر این پایه قرار گرفته است که تقاضای پول برای یک فرد توسط منابع او محدود می¬شود و از طریق مساوی ساختن درآمدهای نهایی حاصل از ذخایر پولی، با عواید حاصل از دارایی¬های جایگزین تعیین می¬گردد (هریس، 1989، ص 119). فریدمن، برای پول هزینه نگهداری متصور بوده و نظریة وی بر آن اساس شکل گرفته است. از نظر فریدمن، تقاضای حقیقی برای پول، نسبتی از درآمد دائمی افراد است. ولی ازآنجا¬که از پول به عنوان دارایی نیز استفاده می¬شود، پس نسبتی از درآمد دائمی، که به شکل پول نگهداری می¬شود، به بازدهی سایر اشکال دارایی نیز بستگی دارد. از دیدگاه فریدمن، سه عامل مهم بر تقاضای پول تأثیر می¬گذارد: الف) ترکیب ثروت نگهداری شده؛ ب) قیمت نسبی انواع ثروت؛  ج) سلیقه و ترجیحات دارندگان دارایی¬ها. بنابراین، تقاضای واقعی پول به شکل رابطه زیر می¬باشد:
    Md/p = f (rm,rb,rs,P,Y,w)
    در رابطة فوق، rm نرخ بهره بانک، rb نرخ بهره اوراق قرضه، rs نرخ بازدهی سهام، p تورم، Y درآمد ملی و W ثروت می¬باشد که تقاضای واقعی پول، با درآمد ملی و ثروت رابطة مستقیم و با بقیه رابطه معکوس دارد. البته از نظر فریدمن، عامل اصلی تقاضای پول در بلندمدت همان درآمد است (همان، ص 120-121).
    سپس توبین (1958) روشی کاملاً متفاوت از دیگران را مورد استفاده قرار داد (مدل رجحان نقدینگی). او قصد داشت تقاضا برای پول را از تصمیم برای تخصیص سبد دارایی در شرایط نااطمینانی استخراج کند. در مدل او، افراد باید سبد دارایی خود را بین یک دارایی بدون ریسک (همان پول) و یک دارایی با بازدهی نامطمئن، ولی بیشتر از بازدهی پول تخصیص دهد. البته او فرض درجات مختلف ریسک گریزی افراد و حداکثرسازی مطلوبیت مورد انتظار را در کار خود لحاظ می¬کند (مک کالوم و گودفرند، 2011، ص 615). او مدعي شد كه سرمايه‌گذاران ميان متوسط بازده و پراكندگي بازده سرمايه‌گذاري، يكي را انتخاب كنند. بازده دارايي‌هاي مالي بستگي به نرخ بهره و كاهش يا افزايش ارزش دارايي دارد. ازاين‌رو، بازده روي دارايي‌ها، به كمك متوسط بازده، كه با نرخ بهره اندازه‌گيري مي‌شود و تغيير اين بازده، كه با كاهش و افزايش ارزش دارايي اندازه‌¬گيري مي‌شود، قابل تخمين است. از اين¬رو، انتخاب سرمايه‌گذاري عبارت است از: تركيب پول، ‌اوراق قرضه و سهام كه براساس ترجيح سرمايه‌گذار، نسبت به متوسط بالا و پراكندگي كم در مقابل، متوسط پايين و پراكندگي زياد صورت مي‌گيرد (پول البته داراي متوسط بازده صفر و پراكندگي صفر است). توبين، ريسك را آشكارا وارد تابع تقاضاي پول كرده و باور دارد که فرد تركيبی از ريسك ـ بازدهي را انتخاب مي‌كند.
    پس از آن، بامول و توبین، تقاضای پول را تابعی از درآمد ملی و نرخ بهره می¬دانند که با درآمد ملی، رابطة مستقیم و با نرخ بهره رابطة منفی دارد. این نظریه، که نظریه تقاضای معاملاتی بامول توبین (نگرش موجودی انبار) نامیده می¬شود، بیان مي‌كند که افراد با توجه به هزینه فرصت نگهداری پول (نرخ بهره) و هزینه رفت و آمد به بانک، سعی می¬کنند که موجودی مطلوب پول خود را با هدف كمينه‌ نمودن هزینه‌های فوق، در هر دوره تعیین کنند. آنها فرض می¬کنند که فرد در ابتدای دوره (طول دوره برابر T)، درآمد خود را در قالب حقوق دریافت می¬کند و آزاد است که این درآمد را به صورت اوراق قرضه نگه¬داری کند یا به صورت پول. تبدیل اوراق قرضه به پول، مستلزم هزینه¬هایی است که یکی از مهم‌ترین آنها، تعداد دفعاتی می¬شد که به بانک مراجعه می¬کند (n). نگه¬داری اوراق قرضه نیز عایدی برابر r دارد. ایشان پس از محاسباتی، نشان می¬دهند که تقاضای فرد برای مانده¬های حقیقی (پول) از رابطه زیر به‌دست می¬آید: (برانسون، 1373، ج2، ص 428-431).
    m_i=〖(αy/2rT)〗^(1/2)
    همان‌گونه که ملاحظه شد، در نظریة مقداری پول، فقط به تقاضای معاملاتی پول و رابطه پول و درآمد، دقت شده بود و کینز با ردّ این نگاه یک‌جانبه، بحث نرخ بهره و اثر آن بر تقاضای پول را با استفاده از تقسیم¬بندی انگیزه¬های فرد مطرح كرد. البته، برای اثبات رابطة معکوس بین نرخ بهره و تقاضای سفته¬بازی، این فرض را بیان داشت که افراد، یا فقط پول نگه¬داری می¬کنند، یا فقط اوراق قرضه. این مطلب ایراد اساسی کار کینز بود که توبین، آن را در مدل رجحان نقدینگی خود اصلاح كرد. او با توجه به ریسک و عدم اطمینان، بیان مي‌كند که افراد می¬توانند ترکیبی از پول و اوراق قرضه نگه¬داری كنند. پس از آن، بامول و توبین نیز مانند کینز، به اثر درآمد و نرخ بهره بر تقاضای پول تأکید کردند؛ با این تفاوت که طول دوره‌ای که فرد درآمد خود را خرج می¬کند و تعداد دفعاتی که برای دریافت پول، به بانک مراجعه می¬کند نیز در مدل آنها اثرگذار بود. فریدمن نیز با اینکه بیان مجدد از نظریه مقداری پول داشت، اما نظریه مقداری را با وارد کردن نرخ¬های مختلف، از جمله نرخ بهره اصلاح كرد. 
    به طور خلاصه، می¬توان این دیدگاه¬ها را در دو دیدگاه معاملاتی تقاضای پول و دیدگاه پرتفوی تقاضای پول تقسیم¬بندی کرد. در تئوری¬های معاملاتی، تقاضای پول، وظیفه پول را در حد وسیله مبادله می¬داند که برای هدف معاملاتی نگهداری می¬شود. درحالی‌که در تئوری¬های پرتفوی، تقاضای پول تأکید بر نقش پول، به عنوان ذخیره ارزش است که افراد آن را به عنوان بخشی از سبد دارایی¬شان نگهداری می¬کنند و میزان تقاضای پول بر اساس بازده و ریسک دارایی¬ها، در برابر پول تعیین می¬شود. با توجه به دیدگاه¬های بیان شده، باید گفت: چون نرخ بهره و ربا در اسلام ممنوع شده است، تمامی این نظریات رد شده، اما می¬توان از ایده تقسیم¬بندی انگیزه¬های افراد استفاده كرد؛ چراکه فرقی بین فرد مسلمان و غیر مسلمان در این زمینه وجود ندارد. همچنین، در ادامه در مورد متغیرهای اثرگذار بر روی تقاضای پول فرد مسلمان صحبت خواهد شد.
    پيشينه علمی مطالعه‌های انجام شده از منظر اقتصاددانان مسلمان
    در سال¬های گذشته، کارهای بسیاری در زمینه تقاضای پول انجام گرفته است. مهم‌ترین آنها در جدول (1) به طور خلاصه بیان شده است. در اکثر این مطالعات، بررسی تابع تقاضای پول، با تقسیم¬بندی انگیزه افراد جهت تقاضای پول انجام گرفته است. همچنین، متغیر درآمد (مانند مطالعات در اقتصاد متعارف)، پایه اصلی در تمامی مطالعات است. گاهی برای پول، هزینه فرصت نگهداری لحاظ شده است که باید گفت: با نرخ بهره، که به عنوان قیمت پول یا هزینه فرصت نگهداری آن در اقتصاد متعارف مطرح شده، تفاوتی ندارد و بايد جایگزین دقیق¬تری ارائه شود؛ چراکه در اسلام نرخ بهره و ربا حرام است. در مورد سفته¬بازی، با در نظر گرفتن شروطی قابل پذیرش است. اما بايد نام جایگزینی برای آن اتخاذ گردد تا با سفته¬بازی از دیدگاه کینز اشتباه نگردد. همچنین، منحصر کردن تقاضای پول به انگیزه قرض¬الحسنه، یا انفاق درست نیست، بلکه باید در کنار انگیزه¬های معاملاتی و احتیاطی و سفته‌بازی مشروع، از تقاضای پول ـ اگر شرایط بازارهای اسلامی مانند معنويت، اخلاق اقتصادی، حذف ربا، منع غرر و اکل مال به باطل، عدالت و انصاف در قيمت‌ها، پرهيز از منفعت‌گرايي افراطي، اكتفا به حداقل سود، رعايت حقوق مشتري، تصميم‌گيري هوشمندانه تهي از فريبكاري، توازن در وزن و قيمت كالاها، رقابت، فقدان انحصار، عدم احتكار، حذف واسطه‌ها و ارتباط مستقيم مصرف‌كننده و توليدكننده و ... حاکم باشد، برای سفته-بازان به مفهوم کینزی جایی باقی نخواهد ماند. افرادی مانند میرمعزی و ... که به بورس¬بازی نظر مثبت دارند، این شرایط را در نظر گرفته¬اندـ به انگیزه خیرخواهانه که عنوان جامع‌تری است، استفاده کرد و متغیری قابل اندازه‌گیری را برای آن معرفی نمود.
    جدول 1: خلاصه مطالعات انجام شده برخی اقتصاددانان مسلمان
    ردیف    نام اقتصاددان مسلمان    انگیزه¬های تقاضای پول    عوامل مؤثر بر تقاضای پول
    1    لطیف (1370)    - برای امور معيشتي و خيرات - براي كسب درآمد
    - سفته‌بازی را قبول ندارد    - تورم   - ثروت  - درآمد   
    - نرخ داخلی بازده سرمایه
    2    عربی (1373)    - انگيزه معاملاتي، احتياطي و معنوي (براي رفع نيازهاي مؤمنان) 
    - انگيزه كسب درآمد از طريق خريد و فروش اوراق سهام و مشاركت    - درآمد
    - سهم سود صاحبان سهام
    - سود انتظاری سرمایه¬گذاری
    3    انور (1375)    - قبول سه انگیزة کینز
    - فقط انگیزه سفته‌بازی متفاوت     - نسبت سهم صاحبان وجوه
    - درآمد
    4    محسن خان (1992)    - قبول انگیزه معاملاتی و احتیاطی (به طور ضمنی)
    - در مورد تقاضای سفته¬بازی صحبتی به میان نیاورده    - درآمد
    - نرخ سود سپرده
    5    زنگنه (1995)    - در مورد انگیزه¬ها صحبتی به میان نیاورده    - درآمد
    - هزینه فرصت نگهداری پول
    6    فهیم خان (1998)    - انگیزه معاملاتي- انگیزه بشر دوستانه 
    - انگیزه سفته‌بازي    - درآمد
    - هزینه فرصت نگهداری پول 
    7    الزامل و بوعلام (1378)    - براي خريد كالاهاي مصرفي و خدمات 
    - براي خريد كالاهاي سرمايه‏اي - انگیزه احتياطي 
    - براي انفاق در راه خدا - انگیزه سفته‌بازی وجود ندارد    - درآمد
    - نرخ سود سرمایه¬گذاری
    8    میر معزی (1382 و 1387)    - انگيزه تسهيل در انجام معاملات جاري و خريد كالاهاي مصرفي و خدمات
    - انگيزه انجام كارهاي خير (انفاقات و قرض و...)
    - انگيزه تأمين هزينه‏هاي احتمالي در آينده (انگيزه احتياطي)
    - انگيزه كسب سود از طريق بورس‌بازي مجاز (سفته¬بازی)    - درآمد     - تورم
    - سهم سود سپرده گذاران
    - کارمزد بانک 
    - نرخ سود سرمایه¬گذاری
    9    یوسفی شیخ رباط (1391)    - سه انگیزه کینز مورد پذیرش است    - عدم ارائه رابطة تابعی برای تقاضای پول 
    - عدم بیان متغیرهای مؤثر بر تقاضای پول 
    10    اسمعیلی و همكاران (1391)    - در مورد انگیزه¬های نگه¬داری پول سخنی به میان نیامده ولیکن تقاضای پول را به معاملاتی و سفته‌بازی (به طور ضمنی) تقسیم نموده    - تولید ناخالص داخلی
    - نرخ تورم
    - نرخ بازده نقدی سهام
    11    باستانی‌فر و حیدری (1394)    - انگیزه مبادلاتی - انگیزه احتیاطی 
    - انگیزه سفته‌بازی- انگیزه بشردوستانه    - رشد جمعیت
    - تورم
    (منبع: مطالعات محقق)
    با توجه به تحقیقاتی که در بالا بيان شد، در سال¬های گذشته، کارهای بسیاری در زمینه تقاضای پول انجام گرفته است. اما در یک جامعه مطلوب اسلامی و بر اساس مراحل و قواعد مدل¬سازی و نظریه¬پردازی  به ارائه الگو نپرداخته¬اند. درحالی‌که در این پژوهش، هدف بررسی تقاضای پول و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه اسلام است، در نهایت الگویی نظری برای تقاضای پول، بر اساس رهیافت نسل¬های تداخلی ارائه شود.
    عوامل مؤثر بر تابع تقاضای پول در اقتصاد با رویکرد اسلامی 
    با توجه به مرور مطالعه¬های انجام شده توسط اقتصاددانان مسلمان و با در نظر گرفتن آموزه¬های اسلامی، می¬توان عوامل مؤثر بر تقاضای پول را که برخی جنبه عینی و برخی دیگر، جنبه ارزشی دارند، به قرار زیر مطرح كرد:
    ـ درآمد: اسلام بر مسلمانان تأکید می‌کند که از نعمت‌های الهی بهره‌مند شده و نیازهای خود را برآورده سازند. بهره‌مندی و مصرف بهینه و دور از اسراف و تبذیر، مورد تأکید اسلام است و از رهبانیت و سخت گرفتن بر خود و خانواده نهی شده است. پیامبر اکرم و ائمه اطهار نیز بر لزوم برآورده کردن نیازهای شخصی خود و خانواده در طول سال تأکید دارند. انتظار این است که هر چه میزان درآمد افزایش می¬یابد، میزان تقاضای پول نیز افزایش ¬یابد؛ چراکه میزان مصرف و مخارج مصرفی افراد افزایش می¬یابد. از سوي ديگر، معمولاً افراد برای مقابله با حوادث و پیشامدهای غیر منتظره در آینده، بخشی از درآمد خود را نزد خویش نگه¬داری خواهد کرد. 
    ـ باورهای دینی: باورهای دینی امری است قلبی که ناشی از تقوا و ایمان انسان است. انسان براي اينكه بتواند به اعتقاداتش پايبند باشد و به ارتقاء آنها بپردازد، لازم است كه ايمان خود را تقويت كند. هرچه شناخت انسان به خدا و به دين قوي باشد، انگيزه انسان تقويت شده و رفتارهاي مثبت بيشتري از او سر ميزند. از جمله باورهای دینی، می¬توان به موارد زیر اشاره کرد:
    ـ تعلق جهان هستی و تمامی اموال به خداوند: در بینش توحیدی، تمام جهان هستی و آنچه در آن است؛ یعنی اموال و خود انسان¬ها که صاحبان ظاهری اموال هستند، از آن خداوند است (بقره: 107؛ مائده: 120؛ یونس: 66).
    ـ امانت بودن اموال در دست بشر از طرف خداوند: در آیه 7 سوره حدید، خداوند می¬فرماید: « و اَنفِقوا ممّا جَعَلَکُم مُستَخلَفینَ فِیه ...»؛ از آنچه خداوند شما را در آن جانشین خویش قرار داد انفاق کنید. لذا خداوند اموال را به امانت به بشر سپرده است. 
    ـ اعتقاد به اصول دین و بالاخص اعتقاد به معاد و تداوم زندگی در جهان آخرت، در شکل¬دهی به رفتار مسلمانان فوق العاده تأثیر دارد. تبیین اوصاف و ویژگی¬های زندگانی آخرتی و نوع رابطه¬ای که میان اعمال انسان در دنیا، با پاداش¬ها و کیفرهای جهان آخرت وجود دارد، زمینه¬های مناسب برای تغییر رفتار امت اسلامی را پدید می¬آورد. رفتارهایی مانند فداکاری و گذشت از جان و مال، در جهاد با دشمنان خدا، انفاق، ایثار، مواسات با برادران دینی، همکاری با دولت در تأمین هزینه-های عمومی، همگی از آثار این عقیده است.
    با توجه به آموزه¬های اسلامی، انتظار مي‌رود با افزایش درآمد، فرد مسلمان میزان بیشتری از درآمد خود را صرف انفاق، وقف و انجام کارهای خیر و عام المنفعه، یا هزینه برای مناسک و مراسم دینی كند. همچنین، بنا بر آموزه¬های دینی دربارة لزوم یا استحباب توسعه زندگی و نیز عبادت بودن کار، وی اقدام به سرمایه¬گذاری و افزایش سرمایه انسانی و ... به جهت توسعه زندگی و آینده خود و خانواده¬اش كند. روشن است که هر مقدار باورهای دینی قوی¬تر باشد، انگیزه برای انجام این نوع مخارج بیشتر خواهد بود. در نتیجه، تقاضا برای پول به انگیزه خیرخواهانه افزایش خواهد یافت. همچنین از جمله باورهای دینی برگرفته از آموزه¬های اسلامی، مقررات و قوانینی همانند مقررات مربوط به منع بهره و ربا و کنز کردن پول است که هر مسلمانی با این باور و اعتقاد به تقاضای پول می¬پردازد.
    ـ تورم: در شرایط تورمی، انتظار کاهش تقاضا برای پول و نگهداری ثروت، به صورت سایر اشکال دارایی ـ که ارزش خود را در مقابل تورم حفظ می¬کنند ـ وجود دارد (دهمرده و ایزدی، 1386). در نرخ تورم بالا، دارایی¬های واقعی بیشتر از دارایی¬های مالی مورد توجه قرار می¬گیرند (شهرستانی و شریفی رنانی، 1387). البته این کاهش تقاضا در زمان افزایش تورم، زمانی مطرح می¬گردد که به پول به صورت جزئی از ثروت نگاه شود و بر ذخیره ارزش بودن آن تأکید شود. با افزایش تورم، ارزش پول پایین آمده، تقاضا برای دارایی¬های دیگر افزایش و تقاضا برای پول کاهش می¬یابد. اما اگر بر وسیله مبادله بودن پول تأکید شود، با افزایش تورم، به پول بیشتری جهت خرید کالاها نیاز است. در نتیجه، تقاضا برای پول افزایش می¬یابد (اسلاملوئیان و ذاکری، 1388). ازآنجاکه پیش¬فرض این تحقیق، وسیلة مبادله بودن پول است (ر.ك: صديقي، 2009، ص 29)، لذا با افزایش تورم، میزان تقاضا برای پول افزایش خواهد یافت. 
    ـ مصرف: هرچه جامعه به سمت مصرف بیشتر سوق پیدا کند، تقاضای افراد جامعه برای پول افزایش خواهد یافت. حال مصرف می¬تواند مصرف کالا برای رفع نیازهای فرد باشد، یا می¬تواند مصرف کالا برای رفع نیاز دیگر افراد باشد که به بحث انگیزه¬های درونی، مانند کمک به هم¬نوع یا انفاق بازمی¬گردد. ازاين‌رو، عواملی که بر تابع تقاضای پول در اقتصاد اسلامی مؤثر هستند، می-توان به طور خلاصه در نمودار (1) مشاهده نمود. 
    نمودار 1: عوامل مؤثر بر تقاضای پول در رویکرد اسلامی

    معرفی الگوي تقاضای پول در قالب مدل نسل¬هاي تداخلی با رویکرد اسلامی 
    این بخش بر اساس رهیافت نسل¬های تداخلی ساموئلسن (1958)، به مدل¬سازی روند مبادلات جامعه¬ای فرضی، که در آن برای مبادله از پول استفاده می¬شود، می¬پردازد. ساموئلسن، پول را به عنوان یک اختراع مهم بشر معرفی می¬کند. الگوي نسل¬هاي تداخلی ساموئلسن (1958)، دومین الگوي پایه¬اي است که در اقتصاد کلان، مبتنی بر مبانی خرد از آن استفاده می¬شود. ازآنجاکه از این الگو می¬توان نتایج کلان تصمیمات افراد را مورد بررسی قرار داد، به نحو گسترده¬اي مورد استفاده قرار گرفته است (بلانچارد و فیشر، 1376، ج1، ص 183). همچنین، با استفاده از مدل نسل¬های همپوشان (تداخلی)، الگو از حالت کیفی و توصیفی تقاضای پول، به یک مدل ریاضی در تبیین مسئله مي‌رسد. پول به عنوان یک اختراع مهم بشری، سهمی مهم در تخصیص بهینه و افزایش رفاه در قالب بهینه پارتویی ایجاد می¬کند. پيش از ورود پول به الگو، نسل¬ها مبادله¬اي ندارند. بنابراین، از وضعیت بهینه فاصله دارند. بنابراین، به دلیل اینکه پول امکان مبادله را فراهم مي‌كند، عبور از مبادله تهاتری، به یک اقتصاد پولی با رویکرد اسلامی، تخصیص¬ها را بهینه خواهد کرد. همان‌گونه که در مقدمه بیان شد، یک اقتصاد پولی با رویکرد اسلامی، چند خصوصیت مهم دارد: 1. کنز پول وجود ندارد (بازدهی روی پول وجود ندارد). لذا پس انداز با سرمایه¬گذاری برابر است (S=I). 2. به خاطر انجام عمل مبادله، پول وجود دارد.
    فروض مدل
    این اقتصاد، تحت شرایط قطعیت و عدم وجود ریسک است. جامعه از دو گروه یا دو نسل تشکیل شده است: هر فرد، عمری دو دوره¬ای دارد و در دو دوره جوانی و پیری زندگی می¬کند. به عبارت دیگر، فردی که در زمان t به دنیا می¬آید، در زمان t جوان و در دوره t+1 پیر است (زمان ناپیوسته است). در هر زمان، دو گروه جوان و پیر باهم زندگی می¬کنند. اقتصاد، یک اقتصاد پولی با رویکرد اسلامی است؛ بدین معنا که کنز پول وجود ندارد. لذا بازدهی روی پول وجود ندارد و پول صرفاً وظیفه مبادلاتی دارد. دولت فقط برای یکبار، پول کاغذی بدون پشتوانه منتشر مي‌كند و براي انجام وظیفه مبادلاتی پول، بخشی از آن به افراد جوان و بخشی از آن به افراد پیر داده می-شود.
    افراد ارثی بر جای نگذاشته و خود نیز از کسی ارثی دریافت نمی¬کنند. جمعیت با نرخ n رشد می-کند. یعنی:
    1. N_(t+1)=N_t (1+n)
    تابع مطلوبیت u(c_(1,t),c_(2,t+1)) می¬باشد که u مطلوبیت حاصل از مصرف در زمان حال و آینده، c مصرف، c_(1,t) مصرف در زمان t و در دوران جوانی (1) و c_(2,t+1) مصرف در زمان t+1 و در دوران پیری (2) است. در اينجا نرخ تنزیل مطلوبیت وجود ندارد؛ چراکه مطلوبیت مصرف حال و آینده یکسان است. رویکرد اسلامی مقاله نیز نرخ تنزیل زمانی را به عنوان ریشه ذهنی بهره، برنمی¬تابد و تأثیر ترجیحات مصرفی حال و آینده را در تقعر تابع مطلوبیت تعریف می¬کند. اقتصاد در وضعیت اشتغال کامل بوده و نیروی¬کار با جمعیت جوان برابر است. دستمزد از محل کار، در دوره اول زندگی (جوانی) می¬باشد. فرد جوان، بخشی از دستمزد را پس¬انداز و بخشی را مصرف مي‌كند. در دوره دوم یا دوره پیری، افراد توانایی کار ندارند و از پس-انداز دوره جوانی جهت مصرف در دوره دوم زندگی استفاده می¬نمایند. دولت (بانک مرکزی) برای یکبار مقدار H واحد پول کاغذی منتشر کرده و به هر دو گروه افراد جوان و افراد پیر ارائه می-نماید(پول در بین مردم به عنوان وسیله مبادله پذیرفته شده و رواج یافته است؛ چرا که مبادلات موجود را تسهیل می¬نماید). لذا عرضه پول ثابت و در کنترل دولت (بانک مرکزی) خواهد بود.
    پول در این مدل، فقط وسیله مبادله است.  دیگر مبادله کالایی وجود ندارد و مبادله پولی است. اقتصاد تولیدی است. تولید با استفاده از سرمایه و کار انجام می¬شود. فرض می¬شود نرخ استهلاک صفر است. نحوة عمل بنگاه‌ها رقابتی است و در شرایط فنی، بازده ثابت به مقیاس تولید Y=F(K,N) قرار دارند. تولید سرانه هر کارگر Y⁄N است که با تابع تولید y=f(k) تعیین می-شود که در آن، k نسبت سرمایه- کار است. مقدار تولید، Y_t تابعی از عامل انسانی N_t و سرمایه K_t که به صورت Y_t=F(K_t.N_t) نشان داده می¬شود. در این الگو، معادلات زیر برقرار است:
    2. y_t=Y_t/N_t =F(K_t/N_t ,N_t/N_t )=F(K_t/N_t ,1)=f(k_t )
    تولید نهایی سرمایه و تولید نهایی نیروي کار عبارت‌اند از:
    3. 〖MP〗_K=f ́(k_t )
    4. 〖MP〗_l=w_t=f(k_t )-k_t f ́(k_t )
    در این الگو، رشد تولید با رشد جمعیت هماهنگ است. بنابراین، طبق معادله (1)، نرخ رشد تولید برابر است با:
    5. Y_(t+1)=(1+n)Y_t
    معرفی مدل
    در این الگو، t+1 اولین زمانی است که هر دو نسل، با هم حضور دارند. بنابراین، در هر دوره زمانی t ام، به استثناء دوره اول، که اولین دوره شروع به حیات این اقتصاد است، دو گروه افراد حضور دارند. گروه جوانان، در دوره اول زندگی خود هستند و گروه پیران، دوره دوم زندگی خود را سپري می¬کنند. در جدول (2)، همپوشانی نسل¬های مختلف نشان داده شده است. 
    جدول 2: همپوشانی نسل¬های مختلف
    t+4    t+3    t+2    t+1    t    زمان               
               نسل
                N_(2.t+1)^1    N_(1,t)^1    N^1
            N_(2.t+2)^2    N_(1.t+1)^2        N^2
        N_(2.t+3)^3    N_(1.t+2)^3            N^3
    N_(2.t+4)^4    N_(1.t+3)^4                N^4
    N_(1.t+4)^5                    N^5
    )منبع: یافته¬های پژوهش(
    براي نمونه، مطلوبیت طول عمر، یک فرد نمونه از نسل 1 را می¬توان به صورت زیر نمایش داد:
    6. u^1 (c_(1,t)^1,c_(2,t+1)^1 )
    که u^1 عبارت است از: مطلوبیت طول عمر یک فرد نمونه از نسل 1 در نتیجه، مصرف از کالاها و خدمات در تمام طول عمرش، c_(1,t)^1 مصرف از کالاها و خدمات فرد نمونه، در دوران جوانی در زمان t ، c_(2,t+1)^1 مصرف از کالاها و خدمات فرد نمونه در دوران پیری، در زمان t+1 . پس¬انداز S_t در دوره جوانی برابر I_t سرمایه¬گذاری است. افراد تمام آنچه را پس¬انداز می¬کنند، تبدیل به سرمایه¬گذاری خواهند کرد و چیزی را کنز نمی¬کنند؛ یعنی S_t=I_t. افراد بر روی پس¬انداز هر دوره، در دوره بعد (1+r_(t+1)) به‌دست خواهد آورد که r_(t+1) بازدهی حاصل از سرمایه¬گذاری است. ازاين‌رو، به طور کلی تابع مطلوبیت (هر فرد، مسلمان و يا غیر مسلمان)، مجموعة مصرفی دارد که این مجموعه، یک مجموعه کراندار از پایین و غیر کرانداردار از بالاست. در ذهن فرد، تمایل به مصرف وجود دارد که برابر یا بزرگتر از صفر است. این تمایل به مصرف، رجحان¬های فرد را نشان می¬دهد. هر انسانی با هر نگرش فکری، رجحان¬هایش در این مجموعه قرار می¬گیرد که بر اساس باورهای دینی خود، سراغ کالاهای خاصی می¬رود و از مصرف برخی کالاها خودداری مي‌كند. لذا باورهای دینی هر فرد ـ با توجه به رجحان¬های او در تابع مطلوبیت حاصل از مصرف کالاها و خدمات ـ را به صورت زیر در نظر می‌گیریم (بدون در نظر گرفتن شماره نسل):
    7. u(c_(1,t),c_(2,t+1) )
    مسئله بهینه¬یابی فردی که در زمان t متولد شده، به صورت زیر است:
    8. max⁡u(c_(1,t),c_(2,t+1) )
    9. s.t.  P_t c_(1,t)+S_t=w_t
    10.         P_(t+1) c_(2,t+1)=S_t (1+r_(t+1) )
    همان‌گونه که بیان شد، مبادله، وضعیت همه نسل¬ها را بهتر خواهد کرد. حال فرض کنید دولت برای یک‌بار، مقدار H واحد پول کاغذی منتشر کرده و به هر دو گروه افراد جوان و افراد پیر ارائه نماید. افراد جوان، دستمزد را به واحدهای پولی تبدیل کرده و بخشی از آن را پس¬انداز کرده و تماماً به سرمایه¬گذاری در دوره t اختصاص می¬دهند و بخشي را برای مصرف کالاها و خدمات مورد نیاز در دوره اول صرف مي‌كنند. افراد پیر، این پس¬انداز و بازدهی حاصل از سرمایه¬گذاری را تبدیل به پول کرده، مصرف خواهند کرد.
    11. M_t^d=w_t    
    12. P_(t+1) c_(2,t+1)=S_t (1+r_(t+1) )=M_(t+1)^d    
    که M_t^d تقاضای پول فرد است. از معادله (10) داریم: 
    13. P_(t+1) c_(2,t+1)=S_t (1+r_(t+1) )→ S_t=  (P_(t+1) c_(2,t+1))/((1+r_(t+1) ) )  
    از معادله (13) و (9) و (11) داریم:
    14. P_t c_(1,t)+(P_(t+1) c_(2,t+1))/((1+r_(t+1) ) )=w_t= M_t^d   
    در این صورت، مسئله بهینه¬یابی فردی که در زمان t متولد شده، به صورت زیر خواهد شد:
    15. 〖        max〗⁡u(c_(1,t),c_(2,t+1) )
    s.t.  P_t c_(1,t)+(P_(t+1) c_(2,t+1))/((1+r_(t+1) ) )= M_t^d  
    حال لاگرانژ را برای مسئله بهینه‌یابی می‌نویسیم و حداکثر می‌نماییم:
    16. L=u(c_(1,t),c_(2,t+1) )+λ(M_t^d-P_t c_(1,t)-(P_(t+1) c_(2,t+1))/((1+r_(t+1) ) )  )
    17. ∂L/(∂c_(1,t) )=0    →     u ́_(c_(1,t) )-P_t λ=0    →   λ=u ́_(c_(1,t) )/P_t 
    18. ∂L/(∂c_(2,t+1) )=0    →     u ́_(c_(2,t+1) )-λ P_(t+1)/((1+r_(t+1) ) )=0    
          →   λ=u ́_(c_(2,t+1) )/P_(t+1) .(1+r_(t+1) )
    19. ∂L/∂λ=0    →     P_t c_(1,t)+(P_(t+1) c_(2,t+1))/((1+r_(t+1) ) )= M_t^d
    دو معادله (17) و (18) را مساوی قرار داده، داریم:
    20. u ́_(c_(1,t) )/P_t =  u ́_(c_(2,t+1) )/P_(t+1) .(1+r_(t+1) )      
    21. →   P_(t+1)=P_t.u ́_(c_(2,t+1) )/u ́_(c_(1,t) ) .(1+r_(t+1) )  
    حال معادله (21) را در معادله (19) جایگذاری می¬کنیم:
    〖       M〗_t^d=P_t C_(1,t)+P_t.u ́_(c_(2,t+1) )/u ́_(c_(1,t) ) .(1+r_(t+1) ).c_(2,t+1)/((1+r_(t+1) ) )      
    22.  →       (M_t^d)/P_t = C_(1,t)+u ́_(c_(2,t+1) )/u ́_(c_(1,t) ) .c_(2,t+1)         
    از معادله (20) داریم:
    23. u ́_(c_(2,t+1) )/u ́_(c_(1,t) ) =P_(t+1)/P_t .1/((1+r_(t+1) ) )
    معادله (23) را در (22) جایگزین کرده، داریم:
    24. (M_t^d)/P_t = C_(1,t)+  P_(t+1)/P_t .c_(2,t+1)/((1+r_(t+1) ) )
    لذا تابع تقاضای پول در یک اقتصاد پولی، سازگار با رویکرد اسلامی به‌دست می¬آید که تابعی از نسبت قیمت¬ها (P_(t+1)/P_t ) و عکس نرخ بازده سرمایه¬گذاری (r_(t+1)) و تابعی مستقیم از مصرف دوره اول(جوانی) و مصرف دوره دوم (پیری) است. 
    (∂ (M_t^d)/P_t )/(∂ P_(t+1)/P_t )>0  : تقاضای پول با نسبت قیمت¬ها رابطه مثبت و مستقیم دارد. اگر نسبت قیمت¬ها افزایش یابد، تقاضای پول افزایش خواهد یافت.
    (∂ (M_t^d)/P_t )/(∂r_(t+1) )<0  : تقاضای پول با نرخ بازده سرمایه¬گذاری رابطه منفی و عکس دارد. اگر نرخ بازده سرمایه¬گذاری افزایش یابد، تمایل به سرمایه¬گذاری و پس¬انداز در دوره اول بیشتر شده و تقاضای پول کاهش خواهد یافت.
    (∂ (M_t^d)/P_t )/(∂c_(1,t) )>0  : تابع تقاضای پول با مصرف دوره اول نیز رابطه مثبت و مستقیم دارد. اگر مصرف افزایش یابد، تقاضای پول افزایش خواهد یافت.
    (∂ (M_t^d)/P_t )/(∂c_(2,t+1) )>0  : تقاضای پول با مصرف دوره دوم رابطه مثبت و مستقیم دارد. اگر مصرف افزایش یابد، تقاضای پول افزایش خواهد یافت. (طبق رابطه (15) بخشی از دستمزد را عملا پس¬انداز می¬کنیم و هر دوره، این بخش را تبدیل به پول کرده و بعد مصرف مي‌كنيم؛ یعنی تابع تقاضا به یک تابع پس¬انداز تبدیل شده و تقاضای پول می‌کنیم برای انجام یک عمل مبادلاتی و نه کنز.
    در دوره تقاضای پول، تقاضای معاملاتی است. البته همچنان که در رابطه (12) نشان داده شده، تقاضای پول برای دوره دوم نیز قابل تعریف است.
    همانطور که در فروض¬ مدل بیان شد، تولید در هر دوره، به اندازه رشد جمعیت، رشد دارد. همچنین، میزان پول منتشر شده توسط دولت ثابت است، لذا ارزش پولی کالاها، در طی زمان در حال افزایش بوده، یعنی P_(t+1)<P_t و بنابراین، افراد به کنز پول تمایل نخواهند داشت؛ زيرا جمعیت رشد دارد و رشد متناسب با جوانان است و تولید به سمت جوانان سوق پیدا می¬کند و درخواست برای مصرف بیشتر می¬شود. افرادی که جوان هستند، کشش جانشینی مصرف بین دو نقطه از زمان به سمت ترجیحات مصرف دوره حال است، مصرف حال افزایش می‌یابد و این در تقعر تابع مطلوبیت نمود پیدا می¬کند؛ یعنی نرخ نهایی جانشینی مصرف حال و آینده به سمت مصرف حال می¬رود و تقاضای پول می¬کند برای انجام یک عمل مبادلاتی و نه کنز و نگهداری پول که هزینه دارد مانند هزینه مراقبت و صندوقداری و ... .
    با تعریف =(P_(t+1)-P_t)/P_t  P ̇ خواهیم داشت:
    〖 P〗_(t+1)<P_t       →     P_(t+1)-P_t<0     →     (P_(t+1)-P_t)/P_t   <0       →    P ̇<0   
    به عبارت دیگر، نرخ تورم منفی خواهد بود. در نتیجه، قرض¬دهی پول در این اقتصاد بدون بهره و نگهداری پول یا کنز پولی دارای هزینه است. منطق اقتصادی حکم می¬کند که افراد پول را به دلیل هزینه نگهداری از خود دور کنند. این دور کردن، به مثابه قرض¬دهی بدون دریافت بهره پولی است. 
    در بخش قبل، عوامل مؤثر بر تقاضای پول در بررسی نظری عبارت بودند از: درآمد، باورهای دینی، تورم و مصرف. در این مدل پیشنهادی، نیز به اثبات هر کدام پرداخته شد: درآمد همان دستمزد در مدل پیشنهادی است که تقاضای پول با آن رابطه مثبت و مستقیم دارد (معادله 14). باورهای دینی در قالب تابع مطلوبیت فرد مسلمان در مدل گنجانده شد. تورم نیز در قالب نسبت قیمت¬ها در مدل بیان شد که رابطة مستقیم با تقاضای پول دارد. مصرف نیز در مدل پیشنهادی بر تقاضای پول به صورت مثبت مؤثر می¬باشد.
     نتيجه‌گيری
    پول و تأثیر آن در اقتصاد، موضوعی است که از اهمیت به سزایی در مکاتب اقتصادي برخوردار است. شناخت تابع تقاضا برای پول در اجرای سیاست¬های پولی هر کشور، تأثیر بسیاری دارد. امروزه با بررسی میزان تقاضای پول در یک کشور، می¬توان اوضاع اقتصادی آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. افزایش میزان تقاضای پول، نشان دهنده بهبود شرایط اقتصادی کشور و کاهش در میزان تقاضای آن، بيانگر شرایط بد اقتصادی است. 
    در سال¬های گذشته، کارهای بسیاری در زمینه تقاضای پول انجام گرفته است. اما در یک جامعه اسلامی و بر اساس مراحل و قواعد مدل¬سازی و نظریه¬پردازی، به ارائه الگو نپرداخته¬اند. در این پژوهش، با توجه به مروری که بر مطالعه¬های انجام شده بر روی تابع تقاضای پول توسط اقتصاددانان مسلمان شد، به بررسی تقاضای پول و عوامل مؤثر بر آن از دیدگاه اسلام پرداخته، در نهایت الگویی برای تقاضای پول بر اساس رهیافت نسل¬های تداخلی ارائه شد.
    در مدل پیشنهادی تحقیق، یک جامعه اسلامی فرضی (ایده¬آل)، در نظر گرفته شد و پول فقط توسط دولت (بانک مرکزی) و فقط برای یکبار عرضه شده و تقاضای پول استخراج گردید. بر طبق یافته¬های پژوهش، عوامل مؤثر بر تقاضای پول، در بررسی نظری عبارت بودند از: درآمد، باورهای دینی، تورم، مصرف. در این مدل پیشنهادی نیز به اثبات هر يك پرداخته شد: 
    تورم در قالب نسبت قیمت¬ها در مدل بیان شد که رابطة مستقیم با تقاضای پول دارد. تقاضای پول با نسبت قیمت¬ها رابطه مثبت و مستقیم دارد. اگر نسبت قیمت¬ها افزایش یابد، تقاضای پول افزایش خواهد یافت. تقاضای پول با نرخ بازده سرمایه¬گذاری، رابطه منفی و عکس دارد. اگر نرخ بازده سرمایه¬گذاری افزایش یابد، تمایل به سرمایه¬گذاری بیشتر می¬شود. مصرف نیز در مدل پیشنهادی بر تقاضای پول، به صورت مثبت مؤثر می¬باشد. تقاضای پول با مصرف دوره اول و دوره دوم، رابطة مثبت و مستقیم دارد. اگر مصرف افزایش یابد، تقاضای پول افزایش خواهد یافت. درآمد همان دستمزد در مدل پیشنهادی است که تقاضای پول با آن رابطة مثبت و مستقیم دارد. باورهای دینی در قالب تابع مطلوبیت فرد مسلمان در مدل گنجانده شد. 
    همان‌گونه که در فروض¬ مدل بیان شد، تولید در هر دوره، به اندازه رشد جمعیت، رشد دارد. همچنین، میزان پول منتشر شده توسط دولت ثابت است. لذا ارزش پولی کالاها در طی زمان در حال افزایش بوده، یعنی P_(t+1)<P_t و به عبارت دیگر، نرخ تورم منفی خواهد بود. در نتیجه، قرض¬دهی پول در این اقتصاد، بدون بهره و نگهداری پول یا کنز پولی دارای هزینه است. منطق اقتصادی حکم می¬کند که افراد پول را به دلیل هزینه نگهداری از خود دور کنند. این دور کردن، به مثابه قرض¬دهی بدون دریافت بهره پولی است. 
    ازآنجاکه این تحقیق، بر روی یک جامعه اسلامی فرضی انجام شده است، برای پژوهش¬های آتی پیشنهاد می¬شود که این عوامل در یک کشور خاص مورد ارزیابی قرار گیرد. در تحقیق دیگری، می¬توان اثر رشد عرضه پول و خلق پول را بر روی تابع تقاضای پول بررسی كرد و یا فرض عدم وجود ارث را کنار گذاشته و تابع تقاضا مورد بررسی قرار گیرد. همچنین، می¬توان این تابع تقاضا برای پول را در کنار تابع عرضه پول قرار داده و امکان وجود بازار پول را بررسی نمود.

    References: 
    • اسلاملوئیان،کریم و مریم ذاکری، 1388، «تأثیر قانون بانکداری بدون ربا بر تابع تقاضای پول ایران»، اقتصاد اسلامی، ش35، ص 129-160.
    • اسمعیلی، فاطمه و همكاران، 1391، «تقاضای پول در یک اقتصاد غیر ربوی»، تحقیقات اقتصادی، ش98، ص 129-152.
    • الزامل، يوسف عبدالله و بوعلام جيلالى، 1378، اقتصاد كلان با نگرش اسلامى، ترجمة نصرالله خليلى تيرتاشى، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • انور، محمد، 1375، الگوی اقتصاد بدون ربا، ترجمة اسدالله فرزین وش، تهران، مؤسسة تحقیقات پولی و بانکی.
    • باستانی‌فر، ایمان و محمدرضا حیدری، 1394، «تحلیل اثرهای رفاهی تابع تقاضای پول، مبتنی بر مبانی اخلاق خانواده در اسلام»، اقتصاد اسلامی، ش60، ص 145-165.
    • برانسون، ویلیام اچ، 1373، تئوری و سیاست¬های اقتصاد کلان، ترجمة عباس شاکری، تهران، نشر نی.
    • بلانچارد، اولیویر جین و استنلی فیشر، 1376، درس¬هایی از اقتصاد کلان، ترجمة محمود ختائی و تیمور محمدی، تهران، سازمان برنامه و بودجه.
    • حسینی دولت‌آبادی، سیدمهدی، 1394، ترتیبات خلق پول از منظر اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی با تأکید بر نرخ ذخیره قانونی، رساله دکتری، دانشگاه تهران.
    • دهمرده، نظر و حمیدرضا ایزدی، 1386، «تابع تقاضای پول در ایران و تعدیل جزئی نرخ تورم»، بررسی¬های اقتصادی، ش1، ص 75-93.
    • شهرستانی، حمید و حسین شریفی رنانی، 1387، «تخمین تابع تقاضای پول و بررسی ثبات آن در ایران»، تحقیقات اقتصادی، ش83، ص 89-114.
    • عربي، هادي، 1373، نگرشي بر تعادل همزمان طرف تقاضا در اقتصاد اسلامي، پايان‏نامه كارشناسي‌ارشد اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس.
    • قدیری اصلی، باقر، 1376، پول و بانک، تهران، دانشگاه تهران.
    • گزل، سیلویو، 1383، نظام اقتصاد طبیعی از راه زمین آزاد و پول آزاد، ترجمة سیدابراهیم بیضایی، تهران، سمت.
    • لطيف، بيژن، 1370، «مباني تقاضاي پول در نظام اقتصاد اسلامي»، در: مجموعه مقالات فارسي نخستين مجمع بررسي‌هاي اقتصاد اسلامي، بنياد پژوهش‌هاي‌ اسلامي‌ آستان‌ قدس‌ رضوي.
    • میرمعزی، سیدحسین، 1382، «مفهوم کنز از دیدگاه علم اقتصاد و اندیشمندان اسلامی»، نامه مفید، ش35، ص 23-40.
    • ـــــ ، 1387، اقتصاد کلان با رویکرد اسلامی، چ دوم، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
    • یوسفی شیخ رباط، محمدرضا، 1391، بررسی امکان بازار پول در اقتصاد اسلامی، رساله دکترای علوم اقتصادی، دانشگاه مفید.
    • Fahim Khan, Mohamad, 1998, “Growth, Stability and Inflation in an Islamic Macro Framework”; in Lessons in Islamic Economics by Monzer Kahf, Islamic Development Bank, Islamic Research and Training Institute, Vol. 1, P 350-351.
    • Friedman, Milton, 1956, Studies in the Quantity Theory of Money, Chicago, university of Chicago press.
    • Harris, Laurence, 1989, Monetary Theory, New York, McGraw-Hill.
    • Keynes, John M, 1936, The General Theory of Employment, Interest and Money, New York, Harcourt, Brace.
    • Khan, Mohsin S, 1992, “Principles of Monetary Theory and Policy”, in an Islamic Framework Lectures on Islamic Economics; by Ausaf Ahmad and Kazim Raza Awan, Islamic Development Bank, Islamic Research and Traning Institute, P.325-326.
    • Mc Callum, Bennett T. and Goodfriend, Marvin S, 2011, Demand for Money: Theoretical Studies, the new Palgrave dictionary of economics, New York: Palgrave Macmillan.
    • Mishkin, F, 2004, The Economics of Money, Banking and Financial Markets, 7th ed, US: The Addison-Wesley series in economics.
    • Siddiqi, Muhammad Nejatullah, 2009, “Islamic Approaches to Money, Banking and Monetary Policy”, Handbook of Monetary and Fiscal Economics of Islam, edited by Mohammad Ariff, international centre for research in Islamic economics, P 28-48.
    • Zangeneh, Hamid, 1995, “A Macroeconomic Model of an Interest–free System, The Pakistan Development Review, Vol. 35, P 55-68.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عیسوی، محمود، مجاهدی موخر، محمد مهدی، خادم علیزاده، امیر، آقاجانی، معصومه.(1399) چارچوب نظری تقاضا برای پول با رویکردی اسلامی‌ مدلی براساس رهیافت نسل‌های تداخلی. دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 11(2)، 89-105

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمود عیسوی؛ محمد مهدی مجاهدی موخر؛ امیر خادم علیزاده؛ معصومه آقاجانی."چارچوب نظری تقاضا برای پول با رویکردی اسلامی‌ مدلی براساس رهیافت نسل‌های تداخلی". دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 11، 2، 1399، 89-105

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عیسوی، محمود، مجاهدی موخر، محمد مهدی، خادم علیزاده، امیر، آقاجانی، معصومه.(1399) 'چارچوب نظری تقاضا برای پول با رویکردی اسلامی‌ مدلی براساس رهیافت نسل‌های تداخلی'، دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 11(2), pp. 89-105

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عیسوی، محمود، مجاهدی موخر، محمد مهدی، خادم علیزاده، امیر، آقاجانی، معصومه. چارچوب نظری تقاضا برای پول با رویکردی اسلامی‌ مدلی براساس رهیافت نسل‌های تداخلی. معرفت اقتصاداسلامی، 11, 1399؛ 11(2): 89-105