درآمدي بر چيستي، قلمرو، و چشم اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي

پیوستاندازه
4048.pdf930.97 کیلو بایت

، سال دوم، شماره اول، پياپي سوم، پاييز و زمستان 1389، صفحه 65 ـ 92

Ma'rifat-i Eghtesadi, Vol.2. No.1, Fall & Winter 2010-11

محمّدجواد توكلي*

چكيده

در دهه‌هاي اخير، گسترش مطالعات انتقادي فلسفة اقتصاد، محقّقان اقتصاد اسلامي را با سؤالي جدّي در مورد نقش مطالعات فلسفي در هويّت بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و ارتقاي آن مواجه ساخته است. در اين مقاله، با استفاده از روش تحليل فلسفي، به بررسي چيستي، قلمرو، و چشم‌اندازهاي فلسفة اقتصاد اسلامي در مقايسه با فلسفة اقتصاد متعارف مي‌پردازيم. فرضية اصلي مقاله آن است كه اين دو زمينة مطالعاتي مي‌توانند در تعامل با يكديگر، با پرداختن به جنبه‌هاي معرفت‌شناختي، هستي‌شناختي،انسان‌شناختي، و ارزش‌شناختي گزاره‌هاي اقتصادي، به ارتقاي دانش اقتصادي كمك كنند. مطالعات فلسفة اقتصاد اسلامي ـ كه از نظر نوع نگاه فلسفي (مضاف) و متعلّق بررسي درجة دوم (مضاف‌اليه) از همتاي خود متمايز است، دو دسته منافع بيروني و دروني دارد. اين رويكرد با گسترش منابع، ابزارها، و متعلّق شناخت و ترويج نظام ارزشي متعالي، به بازسازي واقعيت اقتصادي در نظريه‌هاي اقتصادي ياري مي‌رساند. از اين گذشته، با اين بررسي‌ها، خودآگاهي اقتصاددانان نسبت به ماهيت و توان نظريه‌هاي اقتصاد اسلامي افزايش مي‌يابد و حلقه‌هاي مفقوده ميان مباني، نظريه‌پردازي، و اجرا در آثار اقتصاد اسلامي كشف مي‌شود؛ و بدين ترتيب زمينة هويّت‌بخشي به دانش اقتصاد اسلامي و تصحيح مسير حركت آن فراهم مي‌گردد.

كليد واژه‌ها: فلسفة مضاف، فلسفة اقتصاد، فلسفة اقتصاد اسلامي، معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، ارزش‌شناسي.

.B41,B5: JELطبقه بندي

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
3
شماره صفحه: 
65