الگوی مطلوب تأمین مالی مطلوب ازدواج با تأکید بر تأمین مسکن
/ دانشپژوه دکتری مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / sr.noorbakhsh@gmail.com
/ استاد گروه اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / rajaii@iki.ac.ir
/ دانشیار گروه آموزشی اقتصاد و بانکداری اسلامی دانشکدة اقتصاد دانشگاه خوارزمی / masuminia@khu.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Thévenon, O. (2011). Family policies in OECD countries: A comparative analysis. Population and Development Review, 37(1), 57-87. https: //doi. org/10. 1111/j. 1728-4457. 2011. 00390. x.
مقدمه
خانواده بهعنوان نهادی فطری و الهی، در ساختار اجتماعی جامعه نقشی اساسی و بنیادین ایفا میکند و بهمثابۀ مهمترین سازمان اجتماعی، بازتابدهندۀ کل جامعه و کانون اصلی انتقال ارزشها، فرهنگ و سرمایههای انسانی به نسلهای آینده است. در نظام معرفتشناختی اسلام، اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده بارها مورد تأکید قرار گرفته است؛ از جمله در آیۀ 32 سورۀ نور که نهتنها توصیه، بلکه حکم تکلیفی بر تلاش جامعه و حکومت در فراهم ساختن زمینههای ازدواج برای مجردان است. این تکلیف معطوف به مسئولیت همگانی است که تأمین شرایط ازدواج را به وظیفهای شرعی و اجتماعی تبدیل میکند. افزون بر آن، ازدواج نقش مهمی در ارتقای تعادل روانشناختی افراد، افزایش خویشتنداری و بهبود کیفیت روابط اجتماعی ایفا میکند. بنابراین تسهیل تشکیل خانواده نهتنها از منظر شرعی، بلکه از حیث منافع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز امری حیاتی و غیر قابل انکار است و بدون وجود خانوادههای سالم و مستحکم، پویایی و ثبات پایدار جامعه با چالشهای اساسی مواجه خواهد شد.
رویارویی با مسئلۀ خانواده، مستلزم نگاهی چندجانبه و میانرشتهای است که وجوه حقوقی، اجتماعی، روانی، تربیتی، اقتصادی و سیاسی آن را بهطور همزمان مدنظر قرار دهد. از میان این ابعاد گوناگون، جنبۀ اقتصادی بهویژه تأمین مالی ازدواج و بهویژه بُعد مسکن نقش تعیینکنندهای در امکان شکلگیری و استحکام خانواده ایفا میکند.
جوانان در زمینۀ ازدواج به سه دسته تقسیم میشوند: دستهای که با وجود تمکن مالی، به دلایل فرهنگی ازدواج را به تأخیر میاندازند؛ دستهای که علیرغم وضعیت اقتصادی نامطلوب، تحت تأثیر عوامل فرهنگی ازدواج میکنند؛ و دستة میانی که تنها در صورت فراهم بودن شرایط اقتصادی اقدام به ازدواج مینمایند. این گروه بیشترین تأثیرپذیری را از عوامل اقتصادی دارد و تغییر در نرخ ازدواج عمدتاً از طریق این گروه محقق میشود. بنابراین از این مسیر، تمرکز بر راهکارهای اثربخش در حوزۀ تأمین مسکن و دیگر هزینههای ازدواج میتواند نقشی تعیینکننده در تسهیل ازدواج و تقویت بنیان خانوادهها ایفا کند. از این جهت است که تلاش جامعه برای فراهم کردن زمینههای ازدواج مؤثر واقع میشود و مطابق آیۀ شریفۀ 32 سورۀ نور، جامعه نسبت به آن مکلف هم شده است.
هزینههای ازدواج شامل طیف گستردهای از تأمین جهیزیه و مراسم آیینی تا مسکن و ایجاد اشتغال است که در شرایط اقتصادی کنونی، بهویژه در حوزۀ مسکن، به چالشی پیچیده تبدیل شده است. مسکن علاوه بر سهم قابل توجه در بودجۀ خانواده و جایگاه راهبردی در اقتصاد ملی، نقشی حیاتی در تشکیل خانواده دارد.
شواهد سال ۱۴۰۳ از نابرابری شدید بحران مسکن حکایت دارد. سهم مسکن از هزینههای غیرخوراکی خانوارهای شهری بهطور متوسط حدود ۵۶ درصد است، اما این رقم در دهک کمدرآمد اول به حدود ۹۰ درصد میرسد که نشانگر تخصیص تقریباً کامل درآمد غیرخوراکی فقیرترین قشر به مسکن است (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۳). در تهران، این سهم حدود ۴۸ درصد (حدود ۱۸ درصد بیش از استاندارد جهانی) بوده و نرخ اجارهنشینی کمدرآمدها تقریباً دوبرابر دهک ثروتمند است. دورۀ انتظار خانهدار شدن به چندین دهه افزایش یافته و خانوارها ناگزیر به حذف هزینههای ضروری شدهاند (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۳).
تحلیل سازوکارهای تأمین مالی ازدواج در ایران نشان میدهد که نظام موجود در این حوزه دچار نوعی گسست ساختاری و کارکردی است. از یکسو، الگوهای سنتی و مردمی که در گذشته بر پایۀ سرمایۀ اجتماعی، همیاری خویشاوندی و مشارکت جامعۀ محلی شکل گرفته بودند، بهتدریج تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی، بحران مسکن و ضعف حمایت نهادی، کارکرد مؤثر خود را از دست دادهاند؛ از سوی دیگر، سیاستهای حاکمیتی و برنامههای دولتی، هرچند با نیتهای حمایتی و در چارچوب سیاستهای رفاهی تدوین شدهاند، اما به دلیل تمرکزگرایی، ناهماهنگی بینبخشی ـ بهویژه میان سیاستهای حوزۀ خانواده، اشتغال و مسکن ـ و رویکردهای مقطعی و بخشینگر، در تحقق اهداف خود ناکام ماندهاند؛ ازاینرو طراحی یک الگوی منسجم و علمی، برای تأمین مسکن جوانان، به یک ضرورت پژوهشی و عملی تبدیل شده است.
پیشینه
مطالعات حوزۀ تأمین مالی مسکن و ازدواج رویکردهای متنوعی ارائه کردهاند. بتشکن و ملک (۱۴۰۱) با مرور تجارب جهانی، الگویی مبتنیبر نظام مالی ایران پیشنهاد دادهاند، لکن نقش مردم و شبکههای اجتماعی را کمتر مورد توجه قرار داده است. زیاری و همکاران (۱۳۹6) نیز در مطالعۀ سیاستهای تأمین مسکن کمدرآمدها، بر محور دولت و نظام بانکی تمرکز کردهاند.
در حوزۀ سنتهای بومی، صادقی و احمدزاده (۱۳۹۹) و افشار و همکاران (۱۳۹۸) به ترتیب «سنت شاباش» و «شیربها» را بررسی کردهاند که اگرچه از منظر حقوقی و فقهی قوی هستند، اما در تحلیل کارکردهای اقتصادی ـ اجتماعی معاصر ضعف دارند.
از منظر اجتماعی ـ اقتصادی، مرادی و صفاریان (۱۳۹۱) و راستیزائی (۱۳۸۵) عوامل اقتصادی و فرهنگی را در تأخیر ازدواج مؤثر دانستهاند؛ درحالیکه فعلهگری و همکاران (۱۳۹۷) بر عوامل خانوادگی و ساختاری تأکید بیشتری داشتهاند.
در حوزۀ سیاستگذاری، خانمحمدی و همکاران (۱۴۰۳) بر ضرورت تأمین مالی تأکید کردهاند و موسوی لقمان و همکاران (۱۳۹۸) بر فقدان چارچوب نظری منسجم اشاره نمودهاند. مطالعۀ تِوِنون (2011) نیز ترکیب سیاستهای اقتصادی و اجتماعی را پیشنهاد میدهد. اسدی و همکاران (۱۴۰۰) با تحلیل کارکردهای اقتصادی خانواده در اقتصاد اسلامی، هدف اصلی خانواده را تربیتی و معنوی معرفی کردهاند. محقق داماد (۱۳۹۹) نیز ماهیت کنونی جهیزیه را مورد نقد حقوقی قرار داده است.
جمعبندی مطالعات نشان میدهد ادبیات موجود فاقد رویکردی جامع برای تعریف نقشهای نهادهای حکومتی و کنشگران اجتماعی است. این خلأ، طراحی الگویی جامع را ضروری میسازد که تعاملات دولت، نهادهای مالی، خانواده و شبکههای خویشاوندی را بهطور متوازن سازماندهی کند. حل معضل ازدواج و مسکن جوانان مستلزم گذار از الگوهای تکبعدی به چارچوبی جامع، بومی و همافزاست که تعامل سازندهای بین ظرفیتهای مردمی و نقش هدایتگرانۀ حاکمیت برقرار میکند. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که: «الگوی مطلوب تأمین مالی مسکن ازدواج در چارچوب همراهی دولت و مردم چیست؟» و درصدد است با روش تحلیل محتوای کیفی و با تلفیق روش قیاسی (برای استنباط اصول کلان) و روش استقرایی (برای بررسی مصادیق عینی در سیرۀ نبوی)، الگویی مشتمل بر مبانی، اصول طراحی راهبردها، کلان راهبرد، راهبردهای فرعی و راهکارها را بهعنوان الگوی مطلوب پیشنهاد نماید. بدین منظور، مقالۀ حاضر «الگوی معیت دولت ـ مردم» را بهعنوان چارچوب کلان معرفی نموده و راهبردهای فرعی، سازوکارهای عملیاتی، بسترهای اجرایی و همچنین چالشها و محدودیتهای اجرایی را مورد بررسی قرار میدهد.
مبانی و اصول
خانواده در اندیشۀ اسلامی، بنیادیترین نهاد انسانی و نخستین بستر اجتماعی شدن افراد است که علاوه بر تأمین نیازهای طبیعی، کارکردی قدسی در تربیت انسان صالح دارد. قرآن خانواده را عنصر محوری جامعه میداند (نساء: ۱). بر این اساس، توانمندی یا اخلال در آن، مستقیماً بر کلیت نظام اجتماعی تأثیر میگذارد.
از منظر اسلامی، ازدواج تنها پاسخ به نیازهای زیستی و عاطفی نیست، بلکه وسیلهای برای دستیابی به آرامش وجودی و تکامل معنوی است. قرآن در آیۀ ۲۱ سورۀ روم ازدواج را مایۀ سکون معرفی کرده و روایات نیز بر نقش آن در تقویت دینداری تأکید دارند (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۳۲۹). بر این اساس، خانواده در نگاه اسلام، بستر پرورش انسان صالح و نهادی تمدنساز است که تداوم و پیشرفت جامعه را تضمین میکند. در این مسیر، همۀ افراد بهاندازۀ وسع خود مسئولیت دارند (نور: ۳۲؛ بقره: ۲۸۶؛ طلاق: ۷)، و تشکیل خانواده بر پایهای از مسئولیتهای تدریجی و شبکهای استوار شده است.
در آموزههای اسلامی، مسئولیت تشکیل خانواده تنها بر عهدۀ زوجین نیست، بلکه در چارچوب شبکهای از پیوندهای خویشاوندی و اجتماعی تعریف میشود. خویشاوندان بر اساس فطرت مؤدت و رحمت (روم: ۲۱) و تکلیف شرعی حراست از سلامت دینی فرزندان (تحریم: ۶) در این مسیر مشارکت میکنند و اعضای جامعه نیز در مسئولیتهای حیاتی مانند ازدواج، متقابلاً مسئول و یاریگر یکدیگرند.
این شبکۀ حمایتی به جهت قرابت خویشاوندی و به جهت قرابت مکانی ـ در همسایگان ـ اطلاعات کاملتری دارد؛ لذا میتواند شکاف اطلاعاتی بین نیاز زوجین و نهادهای حامی را کاهش داده و با افزایش کارآمدی، اعتماد خیرین و سرمایۀ اجتماعی را تقویت کند. در این منظومه، والدین، خویشاوندان و همسایگان هریک به دلیل جایگاه و شناخت خاص خود، نقش مؤثری در پشتیبانی از جوانان دارند. این یاریرسانی علاوه بر کمک به تشکیل خانواده، موجب برکت در زندگی خود ایشان نیز میشود (ر.ک: کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۰).
چنانچه زوجین و خانوادۀ آنان از ایفای نقش حمایتی بازبمانند، مسئولیت به سطح گستردهتر، یعنی جامعۀ ایمانی منتقل میشود. مبتنیبر آیات ۱۰ سورۀ حجرات «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و ۹۶ سورۀ مریم «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»، میتوان پایههای مسئولیت اجتماعی همگانی را در قبال نیازهای اساسی اعضای جامعه، رابطۀ اخوت و مودت بین مؤمنان دانست که انگیزۀ لازم نقشآفرینی را در آنان ایجاد میکند. در سطح کلان، این تکلیف متوجه دولت اسلامی است که شهید صدر آن را ذیل مفهوم «ضمان اجتماعی» تبیین میکند. بر اساس این اصل، حکومت اسلامی موظف است سطح کفاف از زندگی را برای همۀ شهروندان فراهم کند (صدر، 1443ق، ص112).
این رویکرد در قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز بازتاب یافته است. اصل ۳۱ قانون اساسی، داشتن مسکن متناسب با نیاز را حق هر فرد و خانواده دانسته و دولت را موظف به تحقق آن میسازد. امام خمینی؟رح؟ نیز در فرمان تشکیل بنیاد مسکن، بر ضرورت تأمین این حق تأکید کرده و دولت و مردم را به مشارکت در این مسئولیت فراخواندند (خمینی، ۱۳۸۹، ج۶، ص۵۱۹). بدین ترتیب، تأمین مالی ازدواج، بهویژه در حوزۀ مسکن، مسئولیتی اجتماعی حکومتی است که مستلزم همکاری تمام سطوح جامعه است و با توجه به آنکه در اسلام، میزان تکلیف به میزان وسع و توان، ارتباط دارد، پس این تکلیف سلسلهمراتبی نیز هست؛ زیرا خود زوجین اصالتاً و اولاً مسئول هستند؛ چون تا آنان نخواهند، ازدواج تحقق پیدا نمیکند، و نیز پدر ومادر به جهت امکانی که به لحاظ تربیتی برایشان فراهم است و نیز به جهت تکلیف خاصشان در حفظ دینداری فرزندان، در رتبۀ بعد باید پاسخگو باشند و حکومت و اغنیا نیز مسئولیت بیشتری دارند و بهطورکلی هر گروه به جهت قوت مالی، اطلاعاتی، قوت اثرگذاری و قرابت و نظیر آن بهنحوی مسئولیت بیشتری بر عهدۀ آنان است. اگرچه نهادهای متعدد بر اساس مبانی فطری، شرعی و عرفی مکلف به ایفای نقش هستند، اما این تکثر نهادی در صورت فقدان انسجام و همافزایی، به پراکندگی منابع و شکست در تحقق اهداف میانجامد، یعنی نیاز به شبکهای از همکاریها وجود دارد. بنابراین تأمین مالی ازدواج، «مسئولیتی همگانی، شبکهای و سلسلهمراتبی» است که از زوجین آغاز شده و با دربرگیری خانواده، خویشاوندان، جامعۀ محلی و در نهایت حکومت اسلامی، ساختاری جامع و یکپارچه را تشکیل میدهد.
در سطح کلان، الگوی مطلوب تأمین مالی ازدواج باید همزمان سه هدف بنیادین نظام اسلامی؛ یعنی رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و تعالی معنوی را محقق سازد.
نتیجه اینکه الگوی مطلوب تأمین مالی ازدواج باید: 1. تعریفکنندۀ وظیفه دولت ـ مردم و شبکۀ مسئولیت بین نهادها؛ 2. محققکنندۀ همزمان رشد، عدالت و معنویت (پوششدهندۀ همزمان ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانواده)؛ 3. جامع، متناسب و منعطف با گروههای مختلف زوجین باشد. تحقق این ویژگیها از مسیر کلان راهبرد معیت دولت ـ مردم، قابل دستیابی است که در ادامه به شرح آن پرداخته میشود.
کلان راهبرد معیت دولت ـ مردم در تأمین مالی ازدواج
حاکمیت اسلامی با توجه به اختیارات و ظرفیتهای گسترده، مسئولیت سنگینی در تأمین مالی ازدواج و تسهیل تشکیل خانواده بر عهده دارد، لکن تجربههای تاریخی و واقعیتهای اجرایی نشان داده است که تأمین مؤثر نیازهای عمومی جامعه؛ مانند امنیت، آموزش، درمان، حملونقل، کشاورزی، صنعت، مسکن و حتی مقابله با بحرانها، جز در سایۀ بسیج منابع اجتماعی و مشارکت فعال مردم به موفقیت نمیرسد و مقصود از آن بهکارگیری منابع فردی، مالی و اجتماعی در یک اقدام جمعی است که طیف گستردهای از همکاریهای میان دولت، بخش خصوصی و جامعه را دربر میگیرد (محمدی و همکاران، ۱۳۹۹).
بااینحال، در چارچوب اندیشة اسلامی، سطحی عمیقتر و معنویتر از این مشارکت مورد نظر است، و مناسب است با تعبیر «الگوی معیت امام و امت» از آن یاد شود؛ الگویی که در آن، بسیج حداکثری منابع انسانی و مالی امت اسلامی، با انگیزهای الهی و جهادی، در خدمت تحقق اهداف عامالمنفعه و عدالت اجتماعی قرار میگیرد. دولت و مردم دو سوی یک پیوند تعاملی، ایمانی و تکلیفیاند.
قرآن با فرمانهایی هماهنگ و مکمل، همزمان مردم و دولت را مورد خطاب قرار میدهد؛ از تعمیق ایمان و تقوا گرفته تا برقراری عدالت و رفع فقر. همانگونه که از مردم میخواهد زکات بپردازند، از رسول خدا؟ص؟ نیز در مقام ولایت فرمان میدهد که زکات دریافت کند؛ همچنین درحالیکه پیامبر اکرم؟ص؟ میفرماید: «وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَيْنَكُم»؛ به اجرای عدالت میان شما مأمورم، به مردم نیز فرمان «اِعْدِلُوا»؛ عدالتپیشگی کنید، صادر شده است.
نوع مطلوب از رابطۀ مردم و نظام حاکمیتی در نظام اسلامی، در ذیل قالب امر به تعاون بر «برّ وتقوا» (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۴، ص۵۶۵؛ طوسی، بیتا، ج۷، ص۴۶۵)، معیت با پیامبر؟ص؟ «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ» و پشتیبانی مردم از همدیگر و پیامبر؟ص؟ «كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ» (29: فتح) قرار میگیرد. از این منظر، همیاری دولت و مردم نه یک عمل اختیاری یا خیرخواهانه صرف، بلکه یک تکلیف شرعی ـ اجتماعی و در عین حال برپایه ولاء ولایت و عشق و محبت است که تحقق آن به سطح ایمان، آگاهی و کیفیت رابطة متقابل میان حاکمیت و مردم وابسته است.
در سیرۀ پیامبر اکرم؟ص؟، الگوی معیت در بالاترین سطح آن تحقق یافته است. گرچه پیش از بعثت، پیمان «حلفالفضول» بهعنوان نمونهای از همکاری جمعی در حمایت از مظلومان است (هاشمي بصري، 1414ق، ج۱، ص۱۰۳)، ولی پس از بعثت، همراهی مردم با پیامبر؟ص؟ در شکل عمیقتر و سازمانیافتهتر، در دوران سخت محاصرۀ اقتصادی سیاسی شعب ابیطالب، با صبر، مقاومت و همکاری جمعی مؤمنان در سایۀ مدیریت الهی پیامبر؟ص؟ سپری شد (سبحانی صدر، ۱۳۹۹، ص۲۳). پیمان عقبه پیش از هجرت و مشارکت گستردۀ مهاجران و انصار در ساخت مسجدالنبی و مسجد قبا، پس از هجرت (ابنخلدون، ۱۳۶۳، ج1، ص424) از نمونههای برجستة تحقق معیت و همیاری عمومی در قالب یک طرح اجتماعی بود.
درعرصۀ نظامی، غزوة خندق نمونهای درخشان از تحقق راهبرد معیت بود؛ در شرایطی که دشمن از نظر نیرو و تجهیزات برتری آشکار داشت (ر.ک: واقدی، بیتا، ج۱، ص۳۴۳)، حفر خندقی به طول حدود پنج کیلومتر، عرضی میان هفت تا ده متر و عمقی نزدیک به سه متر و با نیرویی کمتر از سه هزار نفر و در زمانی کوتاه، (ولوی، 1379، ص2) دلیل روشن در نقش فوقالعادۀ معیت در حل پیچیدهترین بحرانهاست.
جلوههای عملی دیگر این راهبرد، تأسیس نظام تکافل اجتماعی و عقد اخوت میان مهاجران و انصار بود که با ایجاد عقد اخوت و برادری و مشارکت اقتصادی، به کاهش فقر و نابرابری در جامعة نوپای اسلامی انجامید (حسینزاده یزدی، ۱۳۹۶، ص۶۶؛ بحرانی، ۱۴۰۱۶ق، ج۵، ص۱۰۸؛ ر.ک: حجرات: 10).
راهبرد «معیت» بر سه پایه استوار است: مردم مسئولیتپذیر با روحیۀ جهادی؛ رهبری الهی که با مشورت و مدیریت فعال مردم را سازماندهی میکند؛ و رابطۀ تعاملی مبتنی بر اعتماد، مؤدت و خیرخواهی در چارچوب دولت مشروع اسلامی.
شواهد تاریخی مانند گشودن خانههای انصار به روی مهاجران و حتی اقامت خود پیامبر؟ص؟ در ابتدا در خانۀ یکی از آنان (بیهقی، 1405ق، ج2، ص500)، بیانگر آن است که بحرانهایی نظیر کمبود مسکن با تکیه بر روح تعاون و همیاری مردمی قابل حل است. چنین الگویی، امروز نیز میتواند الهامبخش طراحی سازوکارهای نوین برای تأمین مالی ازدواج در جوامع اسلامی باشد، بهویژه در بخش مسکن که یکی از اصلیترین موانع ازدواج بهشمار میآید.
همراهی و همکاری نظاممند امت با رهبری، در تمامی عرصههای اجتماعی و اقتصادی نیز جریان دارد و کارآمد است. بنابراین راهبرد معیت دولت و مردم در تأمین مالی ازدواج نیز کارآمد خواهد بود و البته تحقق این معیت مبتنیبر درجۀ تربیت آحاد جامعه است؛ هرچه درجه تربیت توحیدی بیشتر باشد، درجۀ معیت مردم در انجام وظایف افزایش یافته و دولت چابکتر و کارآمدتر خواهد شد.
در این چارچوب، الگوی معیت دولت و مردم در تأمین مالی ازدواج، بر همکاری نهادی و هماهنگی چندسطحه میان بازیگران اصلی استوار است. پیوند کارکردی میان نهادها (زوجین و خانوادهها در سطح خرد، عموم مؤمنان در سطح اجتماعی، و دولت اسلامی در سطح کلان)، اساس محقق شدن «معیت» در دوران کنونی را تشکیل میدهد و نشان میدهد که تأمین مالی ازدواج، تنها یک وظیفۀ دولتی نیست، بلکه مأموریتی مشترک، ایمانی و تمدنی است که در پرتو آموزههای وحیانی و از طریق تعامل سازنده بین دولت و مردم به ثمر میرسد.
نهادهای اصلی و منظومۀ وظایف در کلان راهبرد معیت
تحقق «کلان راهبرد معیت دولت و مردم در تأمین مالی ازدواج» مستلزم سازماندهی دقیق نهادهای فعال در سطوح فردی، اجتماعی و حاکمیتی است، و بر چهار رکن اصلی استوار است: رکن نخست، زوجین بهعنوان کنشگران اصلی، مسئولیت بنیانگذاری زندگی بر اساس ارزشهای اسلامی را بر عهده دارند. این مسئولیت شامل نهادینهسازی فرهنگ ازدواج مبتنیبر توکل، قناعت و سادهزیستی، همراه با تلاش برای کسب درآمد حلال از طریق ارتقای مهارتهای شغلی است؛
رکن دوم، خانواده و خویشاوندان با ارائۀ حمایتهای مالی و اقتصادی نقش پشتیبان را ایفا میکنند. این حمایت از طریق انتقال سرمایه در قالب ارث، انفاق، هدایا و وقف، و نیز توانمندسازی زوجین با انتقال مهارتها، ایجاد فرصتهای شغلی و مشارکت در سرمایهگذاریهای خانوادگی محقق میشود. استمرار پیوندهای خویشاوندی و عمل به صلۀ رحم، پایداری این نظام حمایتی را تضمین میکند؛
رکن سوم، شامل عموم مؤمنین است که بر اساس تکلیف قرآنی «تعاونوا علی البرّ والتقوی» مسئولیت همکاری در رفع نیازهای اساسی جامعه را بر عهده دارند. این همکاری در سه حوزۀ اصلی صورت میپذیرد: همیاری مالی از طریق قرضالحسنه، وقف و صدقات هدفمند؛ مشارکت اقتصادی در فعالیتهای مولد؛ و تأمین مسکن با بهرهگیری از الگوهای نوین مانند مسکن تعاونی و استفاده از مسکنهای مازاد و حتی مسکن اشتراکی؛
رکن چهارم، حاکمیت اسلامی با بهرهگیری از اختیارات و منابع عمومی، نقش هدایتگر، تنظیمگر و پشتیبان ساختاری را ایفا میکند. وظایف محوری دولت شامل واگذاری زمین برای مسکن و اشتغال، توسعۀ آموزشهای مهارتی، تصویب قوانین حمایتی، تخصیص منابع مالی، و ترویج فرهنگ ازدواج اسلامی از طریق بازتولید الگوی اخوت و تقویت روحیة جهادی است.
همافزایی این چهار رکن، شبکهای جامع از همکاری چندسطحی ایجاد میکند که قادر به رفع موانع ساختاری ازدواج خواهد بود. این الگو، تأمین مالی ازدواج را از یک مسئلة صرفاً اقتصادی به مأموریتی تمدنی ارتقا داده و در نهایت به احیای روح تعاون، عدالت و برادری در جامعۀ اسلامی منجر میشود.
راهبردهای فرعی و راهکارهای عملیاتی
ورود به سطح عملیاتی الگو، مستلزم تبدیل تعامل نظری دولت، خانواده و جامعه به راهبردهای فرعی اجرایی است. این راهبردها، ترسیمکنندۀ شیوههای همکاریهای عینی و متناسب با ظرفیتهای هر گروه اجتماعی میباشد؛ ازاینرو پنج گونۀ فرعی از راهبردهای معیت در تأمین مالی ازدواج معرفی میشود که هریک بر نوع خاصی از همکاری فعالانه و چندسطحی میان دولت، خانواده، خویشاوندان، مردم و بخش خصوصی استوارند و از نظر ترکیب نهادی، منابع مالی و انگیزهها تفاوت دارند. در همۀ این راهبردها نقش دولت و خود زوجین و خانوادة آنان، تعریف شده است. با حضور یا عدم حضور نهادهای دیگر (خویشاوند، مردم جهادی، بخش خصوصی، بازارهای مالی) ترکیبات دیگر بهدست میآید.
الگوی معیت با هدف کارایی حداکثری، توزیع عادلانه و جهتدهی هدفمند منابع، از یک رویکرد جامع و چندبعدی بهره میگیرد. هر راهبرد فرعی، با درنظرگیری شرایط اجتماعی ـ اقتصادی زوجین و ظرفیتهای نهادی موجود، میتواند در قالب ترکیبهای متفاوتی از همکاری تعریف و اجرایی شود.
۱. معیت دولت ـ خانواده (تمرکز بر توانمندسازی زوجین)؛
۲. معیت دولت ـ خانواده ـ خویشاوندان (تکیه بر پیوند خویشاوندی)؛
۳. معیت دولت ـ خانواده ـ مردم جهادی (محوریت کنشهای داوطلبانه)؛
۴. معیت دولت ـ خانواده ـ بخش خصوصی (جهتدهی بازار به سمت مسکن معیشتی)؛
۵. معیت دولت ـ خانواده ـ بخش خصوصی توسعهیافته (بهکارگیری ابزارهای مالی اسلامی).
این الگو در یک پیوستار عملیاتی، در هفت بُعد کلیدی، قابل انشعاب است: نخست، بُعد انگیزشی که طیفی از مشارکتهای خیرخواهانة محض تا الگوهای سودمحور اقتصادی را دربر میگیرد؛ دوم، بُعد مدلهای بازاری که از الگوهای غیربازاری کامل نظیر وقف، تا مدلهای تجاری و سرمایهگذاری خصوصی امتداد دارد؛ سوم، بُعد منابع تأمین مالی که از بودجههای دولتی تا بازار سرمایه، نظام بانکی، ظرفیتهای بخش خصوصی و منابع مردمی را شامل میشود؛ چهارم، بُعد توان مالی زوجین که از گروههای غیرتوانمند و نیازمند حمایت مستقیم تا زوجین خودکفا و توانمند متغیر است؛ پنجم، بُعد توانمندسازی که پیوستاری از وابستگی کامل تا خودکفایی پایدار را دربر میگیرد؛ ششم، بُعد حقوق بهرهبرداری از مسکن که از مالکیت کامل تا اشکال وقفی، اجارهای یا اشتراکی را شامل میشود؛ و سرانجام، هفتمین بُعد، تنوع الگوهای نهادی است که بسته به نوع رابطه میان دولت، مردم و نهادهای دینی، درجات متفاوتی از تمرکز، نظارت و مشارکت را نشان میدهد.
ویژگی برجستۀ این ساختار، درهمتنیدگی و تأثیر متقابل این ابعاد است. این هفت بُعد، در رابطهای تعاملی، یکدیگر را متأثر میسازند و به الگوی معیت، جامعیت، پویایی و انعطاف میبخشند. بهعنوان نمونه، انگیزۀ مشارکت خیرخواهانه معمولاً با مدلهای غیربازاری مانند وقف و منابع مردمی هماهنگ است و بهطور طبیعی، بر گروههای زوجین با توان مالی پایین متمرکز میشود. در مقابل، انگیزههای سودمحور، با الگوهای تجاری، سرمایهگذاری و منابع بازار سرمایه همسو شده و برای زوجین دارای توان اقتصادی بالاتر کارایی دارد.
این تنوع ساختاری، الگوی معیت را از یکبعدی بودن رها ساخته و امکان پوشش طیف وسیعی از نیازهای اجتماعی را فراهم میکند. بدین صورت، تضمین میکند که هیچ زوجی از دستیابی به مسکن محروم نماند. این الگو بهعنوان نظامی پویا و عدالتمحور، از طریق بسیج همزمان ظرفیتهای مختلف جامعه، قادر به رفع شکاف ساختاری در تأمین مسکن است. انعطاف و جامعیت، وجه ممیزة معیت بوده و آن را به چارچوبی راهبردی برای همافزایی دولت و امت تبدیل میکند.
1. راهبرد معیت دولت ـ خانواده
نخستین راهبرد فرعی از کلان راهبرد معیت، بر تعامل مستقیم دولت و خانواده برای توانمندسازی زوجین متمرکز است؛ زیرا اگرچه خانواده، نخستین نهاد حمایتگر از ازدواج است، اما برای ایفای نقش مؤثر نیازمند حمایت ساختاری دولت است. دولت با واگذاری زمین، اعطای تسهیلات مالی و تسهیل فرآیندهای ساخت، بستری فراهم میکند تا خانواده بتواند نقش سنتی خود در حمایت از ازدواج را بهطور کامل ایفا کند.
در این راهبرد، رابطهای سهجانبه و همافزا بین حاکمیت (تأمین زیرساخت)، خانواده (پشتیبان مالی و تجربی) و زوجین (عامل اجرایی) شکل میگیرد. این سه ضلع در کنار یکدیگر، فرآیند تأمین مسکن را از وابستگی به سمت خوداتکایی هدایت میکنند.
شکل 1: راهبرد معیت دولت ـ خانواده
الگوی معیت دولت ـ خانواده در دو شاخه مکمل طراحی شده است.
1ـ1. راهکار حمایتی کامل (ویژه زوجین غیرتوانمند مالی)
این راهکار مختص زوجینی است که تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار داشته و فاقد توانایی مالی برای ساختوساز هستند. در این الگو، دولت زمین و منابع مالی (از بودجۀ عمومی، زکات و کمکهای مردمی) را تأمین میکند و نهادهای حمایتی، عملیات ساخت را اجرا میکنند. نقش دولت سهگانه است: تأمین منابع، حمایت بلاعوض و توانمندسازی از طریق ایجاد فرصتهای شغلی. خانواده نیز با ترویج فرهنگ کار و قناعت، نقش فرهنگی ـ تربیتی خود را ایفا میکند. شکل واگذاری از اجارۀ ارزان تا مالکیت کامل متغیر است.
2ـ1. راهکار حمایتی تشویقی (ویژه زوجین توانمند و نیمهتوانمند از جهت مالی)
این راهکار برای زوجینی طراحی شده که توانایی نسبی مالی و انگیزۀ مشارکت دارند. در این مدل، زمین به نام خود زوجین واگذار شده و آنان با ترکیب پسانداز شخصی، حمایت خانواده و تسهیلات دولتی، مدیریت ساخت را بر عهده میگیرند. دولت نقش تسهیلگر دارد با واگذاری زمین با قیمت حمایتی، اعطای وام قرضالحسنه و سادهسازی فرآیندهای اداری. خانواده با مشارکت مالی و انتقال تجربه، و زوجین با روحیۀ خودیاری، سه ضلع اصلی این همکاری هستند. نتیجۀ نهایی، انتقال قطعی مالکیت پس از تکمیل پروژه است.
2. راهبرد معیت دولت ـ خانواده ـ خویشاوندان
در راهبرد فرعی دوم از الگوی معیت، مثلث حمایتی بین دولت، خانواده و خویشاوندان شکل میگیرد. این الگو با بهرهگیری از همبستگی اجتماعی شبکۀ خویشاوندی در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، پیوندهای عاطفی را به سرمایۀ اقتصادی برای تسهیل ازدواج جوانان تبدیل میکند.
در این مدل، دولت از طریق واگذاری زمین، تدوین چارچوب حقوقی شفاف، اعطای مشوقهای مالیاتی و نظارت بر اجرا، بستری رسمی برای مشارکت خویشاوندان در تأمین مسکن ایجاد میکند.
خویشاوندان به دو دستة واقف و سرمایهگذار تقسیم میشوند. خویشاوندان واقف با بهرهگیری از سنت وقف، واحدهای مسکونی را بر روی زمینهای وقفی یا دولتی احداث کرده و بهعنوان «وقف خاص» در اختیار زوجین نیازمند خویشاوند دور و نزدیک قرار میدهند. دولت با فراهم کردن زمینهای مناسب، اعطای تسهیلات مالیاتی و تسهیل فرآیند ثبت وقفنامههای خانوادگی، نقش حمایتی خود را ایفا میکند.
در مقابل، خویشاوندان سرمایهگذار با رویکردی اقتصادیتر اما همچنان خانوادگی، در ساخت و اجارۀ مسکن برای بستگان خود مشارکت میکنند. دولت زمین را با شرایط حمایتی در اختیار آنان قرار داده و از طریق سیاستهای مالیاتی ترجیحی، انگیزۀ سرمایهگذاری در اجارهداری منصفانه را تقویت میکند.
خویشاوندان در این طرح، با تأمین سرمایۀ ساخت و مدیریت فرآیند احداث، واحدهای مسکونی را با اجارهبهای پایین یا بهصورت رایگان در اختیار زوجین جوان خویشاوند قرار میدهند. به این ترتیب، نوعی «بخش خصوصی خُرد خانوادگی» شکل میگیرد که برخلاف سرمایهگذاریهای سوداگرانه در بازار مسکن، کارکردی حمایتی، پایدار و اخلاقی دارد.
در هر دو شکل وقف خویشاوندی و اجارۀ ترجیحی، روابط عاطفی و اعتماد درونخانوادگی اساس موفقیت الگو را تشکیل میدهد. نتیجۀ این فرآیند، پیدایش «اقتصاد خانوادگی توسعهگرا» است که در آن منابع مالی و زمینهای بلااستفاده در خدمت رفاه نسل جدید قرار میگیرند. این راهبرد به دولت کمک میکند تا از ظرفیتهای مردمی در قالبی منظم بهره گیرد و فاصلۀ میان سیاستهای کلان و نیازهای خرد خانوادهها را کاهش دهد.
شکل 2: سازوکار همیاری دولت، خانواده و خویشاوندان برای مسکن زوجهای جوان
3. راهبرد معیت دولت ـ خانواده ـ مردم جهادی
این راهبرد، نقطۀ تلاقی ایمان، همبستگی اجتماعی و کنش داوطلبانه در تأمین مالی ازدواج محسوب میشود. در این چارچوب، دولت با نقشی فعال، زیرساخت نهادی و قانونی لازم برای فعالیت گروههای مردمی را از طریق واگذاری زمینهای بلااستفاده، تسهیل مجوزها و کاهش موانع اداری فراهم میسازد. در سوی دیگر، خانواده و نهادهای محلی با بهرهگیری از ظرفیتهای درونی خود به بازیگران اصلی عرصۀ عمل تبدیل میشوند. در مرکز این سازماندهی، مسجد بهعنوان نهادی ریشهدار و مورد اعتماد، نقش کانونی در هماهنگی بین خیرین، مردم و گروههای جهادی ایفا میکند.
در عمل، مسجد با تکیه بر امام جماعت و هیئت امنا، مسئولیت شناسایی زوجین نیازمند، اولویتبندی متقاضیان و نظارت بر اجرای طرحهای مسکن را بر عهده میگیرد. گروههای جهادی متشکل از داوطلبان، مهندسان و استادکاران بهعنوان بازوی اجرایی، با استفاده از منابع و مصالح اهدایی مردم، واحدهای مسکونی را با هزینهای به مراتب کمتر از ساختوسازهای دولتی برای زوجین کمبرخوردار احداث میکنند.
از این همکاری، ایدۀ ساخت خانههای وقفی برای ازدواج متولد میشود. در این مدل، زمینهای وقفی یا دولتی در اختیار گروههای جهادی قرار گرفته و با کمکهای مردمی و نظارت مسجد، واحدهای مسکونی وقفی برای زوجین احداث میشود. این خانهها بهصورت حق انتفاع بلندمدت یا اجارۀ نمادین در اختیار زوجین قرار میگیرد.
ویژگی کلیدی این مدل، قابلیت بومیسازی و تکرار در مقیاس محلی است. هر مسجد میتواند با توجه به نیازها و منابع خود، طرحی کوچک مقیاس از خانههای وقفی اجرا کند. این ساختار شبکهای، استمرار پروژهها بدون وابستگی کامل به دولت را ممکن ساخته و از تمرکزگرایی ناکارآمد جلوگیری میکند و سازوکاری کارآمد برای تأمین مسکن ازدواج ارائه میکند.
شکل 3: راهبرد معیت دولت، مسجد و مردم برای تأمین مسکن ازدواج
4. راهبرد معیت دولت ـ خانواده ـ بخش خصوصی
این راهبرد با هدف هدایت ظرفیتهای بازار به سمت تأمین مسکن جوانان، به بخش خصوصی امکان میدهد با استفاده از زمین حمایتی، مجوزهای سریع و مشوقهای مالی، در تولید مسکن ارزان سرمایهگذاری کند.
این راهبرد دو نوع اصلی دارد: «مشارکت برای فروش» با هدف انتقال مالکیت مسکن به زوجین، و «مشارکت برای اجاره» برای توسعۀ اجارهداری پایدار. در نوع نخست، دولت زمین را بهصورت رایگان یا بسیار ارزان در اختیار سازندگان قرار میدهد، به شرطی که واحدها با قیمت تمامشده (بدون ارزش زمین) به زوجین فروخته شود. دولت از طریق تأمین زمین، تنظیم قیمت، نظارت بر کیفیت و ارائۀ تسهیلات قرضالحسنه از خریداران حمایت میکند.
در نوع «مشارکت برای اجاره»، زمین و تسهیلات حمایتی در اختیار سرمایهگذاران خصوصی قرار میگیرد تا واحدهای مسکونی به هدف بهره بردای حداقل 15 تا 20 سال جهت اجاره، احداث کنند. این واحدها با قراردادهای میان مدت (برای چند سال) و نرخ مصوب به زوجین اجاره داده میشوند. دولت با تعیین شیوۀ قیمتگذاری، شاخصهای تعدیل سالانه و اعطای وام قرضالحسنه، هم از سوداگری جلوگیری میکند و هم هزینۀ ساخت را کاهش میدهد. این سازوکار، در واقع نوعی «بازار هدایتشده» ایجاد میکند.
شکل 4: چرخۀ همکاری دولت، بخش خصوصی و خانواده برای مسکن معیشتی
5. راهبرد معیت دولت ـ خانواده ـ بخش خصوصی توسعهیافته
نوینترین سطح از الگوی معیت، در پیوند میان دولت، خانواده و نظام مالی اسلامی، در بستر بازار سرمایه و از طریق ابزارهای مالی نوین همچون صکوک، اوراق اجاره و صندوقهای سرمایهگذاری تخصصی تحقق مییابد.
در این چارچوب، نقش دولت، بسترسازی، سیاستگذاری و نظارت کلان است و از طریق، واگذاری زمین، تدوین مقررات شفاف، اعطای مشوقهای مالیاتی و نظارت بر نهادهای مالی، بستر مشارکت گستردۀ مردم را در طرحهای ساخت مسکن فراهم میسازد. نهادهای مالی مانند بانکهای توسعهای، صندوقهای سرمایهگذاری و شرکتهای تأمین سرمایه، مسئول طراحی ابزارهای مالی اسلامی، انتشار اوراق، مدیریت وجوه و نظارت بر حسن اجرای طرحها هستند. بخش خصوصی و سازندگان نیز در نقش مجریان فنی، مأمور ساخت و بهرهبرداری میشوند.
در نوع «اوراق مسکن» ـ بهعنوان یکی از انواع اصلی این راهبرد ـ هر فرد با خرید این اوراق، به نسبت سهم خود در مالکیت مشاع طرح شریک میگردد. این سازوکار علاوه بر هدایت منابع مالی کلان از مسیرهای غیرمولد به سمت تولید مسکن، به مردم امکان میدهد تا بهجای نقش صرفاً مصرفکننده، در جایگاه سرمایهگذار و مالک ایفای نقش کنند.
نوع «اوراق اجاره» با هدف توسعۀ اجارهداری حرفهای و بلندمدت طراحی شده است. در این مدل، منابع مالی از طریق انتشار صکوک اجاره تأمین میشود و نهادهای مالی یا شرکتهای تخصصی، مجتمعهای مسکونی اجارهای احداث میکنند. مالکیت آن به صاحبان اوراق تعلق دارد و مدیریت حرفهای ساختمان به عهدۀ شرکتهای اجارهداری است. سود خالص حاصل از اجارهبها، میان سهامداران توزیع میشود. دولت از طریق تصویب آییننامۀ تعیین اجارهها، اعمال نظارت حقوقی و ارائۀ مشوقهای مالیاتی، نقش تنظیمگر بازار و تضمینکنندۀ عدالت در توزیع منافع را ایفا میکند.
نوآورانهترین بخش این راهبرد، شکلگیری «صندوق سرمایهگذاری مسکن» است که پیوندی ساختاری میان نظام تأمین اجتماعی و سیاست مسکن ایجاد میکند. در این سازوکار، بخشی از حق بیمۀ شغلی کارگران ـ بهجای ورود به صندوقهای بازنشستگی ـ به صندوق مستقل مسکن هدایت میشود. این منابع مستقیماً در ساخت مسکن اجارهای سرمایهگذاری شده و سود حاصل از اجارهبها بهصورت دورهای به سهامداران توزیع میگردد. کارگران بهعنوان سهامداران این صندوق، در آینده حق انتخاب خواهند داشت؛ دریافت واحد مسکونی معادل سهام خود، یا ادامۀ دریافت مستمری از محل درآمدهای اجارهای.
از منظر نهادی، وظیفۀ دولت و مجلس شورای اسلامی، تدوین چارچوبهای قانونی برای تضمین استقلال مالی صندوقها، تفکیک حسابها و شفافسازی عملکرد است. همچنین نظارت دقیق بر جریان منابع و جلوگیری از اختلاط آنها با سایر مصارف بیمهای، پیششرط اعتماد عمومی محسوب میشود.
در نهایت، نظام مالی اسلامی از طریق این سازوکار، به ابزاری برای تحقق عدالت سکونتی، تقویت سرمایۀ اجتماعی و پایداری بازار مسکن ازدواجی تبدیل میشود.
شکل 5: سطح پیشرفتۀ الگوی معیت
راهبردهای پشتیبان و مکمل سیاستهای اصلی
در کنار راهبردهای اصلی ساخت مسکن، سه راهکار تکمیلی مطرح میشود که شرایط لازم برای تحقق پایداری مالی، عدالت توزیعی و پویایی بازار را فراهم میسازند.
1. تأمین مالی خرد
با هدف رفع مانع وثیقههای سنگین بانکی برای زوجین جوان طراحی شده است. نهادهای تأمین مالی خرد با اتکا به اعتبارسنجی اجتماعی و گروهی ـ بهجای وثیقۀ ملکی ـ امکان دریافت تسهیلات خرد را فراهم میکنند. این نهادها نهتنها دسترسی به وامهای کوچک برای هزینههای اولیۀ ازدواج را تسهیل میکنند، بلکه با سازوکارهای مشارکتی مبتنیبر اعتماد اجتماعی، به تقویت همبستگی اجتماعی و ظرفیت اقتصادی محلات میپردازند.
2. واگذاری اقساطی کالا (تأمین جهیزیه)
اگرچه به ظاهر از حوزۀ مسکن فاصله دارد، اما در عمل بخشی از فرآیند استقرار خانواده و سکونت پایدار محسوب میشود. در این الگو، شرکتهای خصوصی تحت نظارت دولت، کالاهای ضروری زندگی را بهصورت فروش اقساطی یا اجاره به شرط تملیک در اختیار زوجین قرار میدهند. برای جلوگیری از آسیب فروشندگان خرد، ضروری است آنان با یکدیگر شبکهسازی راهبردی داشته باشند تا بتوانند در کنار بخش خصوصی قدرتمند به عرضۀ کالاهای اقساطی بپردازند. این پیوند سازنده بین سیاستهای حمایت از خانواده و تقویت تولید داخلی، از یکسو دسترسی خانوادهها به کالاهای باکیفیت و مقرونبهصرفه را ممکن ساخته؛ و از سوی دیگر تقاضایی پایدار برای تولید داخلی ایجاد میکند.
3. فعالسازی خانههای خالی
فعالسازی خانههای خالی از طریق ابزارهای مالیاتی و قانونی، پاسخی به معضل احتکار داراییهای ملکی است. دولت میتواند با وضع مالیات بر خانههای خالی، افزایش هزینۀ نگهداری دارایی غیرمولد و اجارۀ اجباری در مواقع بحرانی، نگهداری این واحدها را از نظر اقتصادی زیانبار سازد. این سیاستها ضمن افزایش عرضۀ واقعی در بازار اجاره، از رفتارهای سوداگرانه جلوگیری کرده و مسکن را به کالایی مصرفی و اجتماعی بازمیگردانند.
این راهکارهای تکمیلی در کنار سایر سیاستها، به تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش هزینههای تشکیل خانواده، رونق تولید داخلی و افزایش عرضة مسکن منجر شده و کارکرد اجتماعی مسکن را احیا میکند.
شکل 6: راهبردهای تکمیلی در نظام تأمین مسکن
پیشنیازها و بسترهای اجرایی راهبردها
اجرای مؤثر راهبردهای الگوی معیت در حوزۀ تأمین مسکن و ازدواج، مستلزم توجه همزمان به سه سطح پیشنیازها، الزامات و بسترهای اجرایی است. پیشنیازها به شرایط فرهنگی و اجتماعی لازم قبل از اجرا، الزامات به ساختارهای حقوقی و نهادی ضروری برای اجرا، و بسترهای اجرایی به زمینههای عملیاتی برای استمرار طرح اشاره دارند.
در سطح پیشنیازها، بنیان فرهنگی جامعۀ اسلامی جایگاهی محوری دارد. تربیت توحیدی، فرهنگ قناعت و روحیۀ جهادی، زمینۀ روانی و اخلاقی مشارکتهای داوطلبانه را فراهم میکنند. در این چارچوب، ازدواج و مسکن بهمثابۀ عرصهای از تعاون ایمانی درک میشوند. نهادهای فرهنگی مانند خانواده، مدارس و مساجد از طریق ترویج ارزشهای تعاون و اعتماد اجتماعی، سرمایۀ فرهنگی لازم برای موفقیت و پایداری الگوی معیت را تولید میکنند.
در سطح الزامات اجرایی، سیاست «عرضۀ گستردۀ زمین» بهعنوان اهرم راهبردی اصلی، نیازمند چارچوب حقوقی شفاف، سازوکارهای نظارتی دقیق و ساختار نهادی منسجم است. سهم بالای زمین در هزینۀ نهایی ساختوساز موجب شده است که هرگونه کاهش در بهای زمین، بهطور مستقیم بر توان اقتصادی خانوادههای جوان تأثیر گذارد. واگذاری زمین به زوجین، تعاونیهای مسکن و گروههای جهادی نهتنها بخشی از هزینۀ اولیه را حذف میکند، بلکه از طریق ایجاد دارایی مولد، ثبات اقتصادی و تابآوری معیشتی خانواده را تقویت مینماید. منابع زمین میتواند از انفال، اراضی مازاد دولتی و عمومی، زمینهای وقفی فعالسازیشده، یا اراضی بلااستفادۀ بخش خصوصی تأمین گردد. استقرار نظامهای شفاف ثبت اطلاعات، محدودیت زمانی در نقلوانتقال، و پیشبینی ضمانتهای اجرایی برای تخلفات، از جملة این الزامات بهشمار میرود. ازآنجاکه حاکمیت در خصوص تأمین مسکن مسئول است و ازآنجاکه انفال در اختیار حاکمیت است، پس حاکمیت لازم است به واگذاری زمین اقدام نماید.
افزون بر این، تلفیق سیاست زمین با ابزارهای توانمندسازی مالی مانند نهادهای تأمین مالی خرد و صندوقهای قرضالحسنۀ محلی، استفادة مؤثر از زمین تخصیصیافته را برای خانوادهها ممکن میسازد. همزمان، با بهکارگیری ابزارهای تنظیمی مانند مالیات بر خانههای خالی و کنترل سوداگری در بازار مسکن، عرضۀ واقعی افزایش مییابد.
از منظر عدالت قضایی، توزیع زمین باید بر اساس نیاز واقعی، ظرفیت محلی و اصول پایداری صورت گیرد. تخصیص منابع در مناطق دارای زیرساختهای قابل توسعه، با اولویتدهی به زوجین جوان و خانوادههای کمدرآمد، توازن اجتماعی را تضمین و از پراکندگی بیرویۀ شهری جلوگیری میکند. برای تحقق این هدف، ایجاد یک نهاد هماهنگکنندۀ میانبخشی ضروری است که مسئولیت شناسایی و تخصیص اراضی، طراحی بستههای حمایتی ترکیبی و تضمین شفافیت در اجرا را بر عهده گیرد.
در نهایت، مرحلهبندی اجرای طرحها و طراحی پروژههای آزمایشی در مقیاسهای محدود میتواند به استخراج تجربیات میدانی و اصلاح تدریجی سیاستها منجر شود. پایش مستمر، ارزیابی نتایج کمی و کیفی، و مشارکت نهادهای مدنی در فرآیند نظارت، از ملزومات موفقیت بلندمدت چنین سیاستی است.
چالشها، ریسکها و محدودیتهای اجرایی الگوی معیت
الگوی «معیت دولت و مردم» در مسیر اجرا با چهار چالش عمده روبهرو است که مدیریت هوشمندانۀ آنها برای موفقیت طرح ضروری میباشد. نخستین چالش، ریسک فساد و رانتخواری در واگذاری زمینهای حمایتی است که با راهکارهای عملی همچون استقرار سامانۀ ملی شفاف، وضع قیود حقوقی (مانند ممنوعیت انتقال ۱۰ تا ۱۵ ساله) و بهرهگیری از نهادهای محلی مانند هیئتهای امنای مساجد قابل کنترل خواهد بود؛ دومین چالش، ناهماهنگی بیننهادی و پیچیدگی بروکراسی است که با ایجاد «شورای عالی معیت» بهعنوان نهاد راهبری فرابخشی و طراحی «پنجرۀ واحد خدمات» برای سادهسازی فرآیندها قابل حل میباشد؛ سومین مانع جدی، محدودیت منابع مالی و پشتیبانی دولت است که از طریق بسیج ظرفیتهای مردمی، اجرای مرحلهای طرح در شهرهای کوچک، استفاده از اراضی وقفی و جذب مشارکت بخش خصوصی و خیرین قابل جبران است. در این مسیر، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی میتواند با سازماندهی نیروهای جهادی، در شناسایی و آمادهسازی زمینهای مناسب نقش محوری ایفا کند؛ در نهایت، چالشهای فرهنگی و اجتماعی مانند تجملگرایی و تغییر ارزشهای خانوادگی، نیازمند تدوین پیوست فرهنگی ـ اجتماعی و ترویج فرهنگ ازدواج آسان از طریق رسانهها و نهادهای آموزشی میباشد. بدین ترتیب، موفقیت الگوی معیت در گرو مدیریت همزمان این چالشها از طریق ترکیبی از راهکارهای شفافیت، حکمرانی متمرکز، بسیج مردمی و اصلاح فرهنگی است.
نتیجهگیری
این مقاله در راستای پاسخگویی به چالشهای ساختاری تأمین مالی ازدواج و مسکن جوانان در ایران، تلاش نموده است تا بر مبنای مبانی نظری و شواهد تجربی، الگویی جامع با عنوان «معیت دولت و مردم» را صورتبندی نماید. این الگو با تکیه بر مبانی اندیشۀ اسلامی، تلاشی است برای گذر از الگوهای تکبعدی، دولتی یا بازارمحور، و حرکت بهسوی شبکهای همافزا از کنشهای فردی، خانوادگی، خویشاوندی، اجتماعی و حاکمیتی.
خانواده در اسلام نهادی مقدس و محوری است که کارکردهای تربیتی، معنوی و تمدنی دارد. تأمین مالی ازدواج، بهویژه در حوزۀ مسکن، یک مسئولیت شبکهای و سلسلهمراتبی است که بر عهدۀ زوجین، خویشاوندان، جامعه و در نهایت دولت میباشد و موفقیت آن مستلزم هماهنگی و همکاری همۀ این سطوح در چارچوب راهبرد «همیاری دولت و مردم» است.
تحلیل مبانی نظری در این پژوهش نشان داد که تأمین مالی ازدواج و مسکن جوانان، نه صرفاً یک مسئلۀ اقتصادی، بلکه پدیدهای چندسطحی و شبکهای است که تحقق آن نیازمند همزمانی و تعامل میان چهار رکن اصلی میباشد:
ـ زوجین بهعنوان کنشگران فعال با تکیه بر توکل و قناعت، فرهنگ کار و پسانداز هدفمند.
ـ خانواده و خویشاوندان بهعنوان نخستین حلقۀ حمایتی مالی، عاطفی و اخلاقی.
ـ عموم مؤمنین در قالب جامعهای مسئولیتپذیر با ابزارهایی نظیر وقف، قرضالحسنه و تعاون اجتماعی با رویکرد جهادی.
ـ دولت اسلامی در دو مقام؛ یکی در جایگاه هدایتگر، بسترساز، تنظیمگر و ناظر کلان بر تعادلهای اقتصادی و اجتماعی، و دیگری در مقام حمایتگری بهویژه برای نیازمندان.
بر اساس این مبانی، پنج راهبرد عملیاتی بهعنوان تجسم عینی فلسفۀ «معیت» طراحی و تبیین گردید. هریک از این راهبردها نمایانگر گونهای از همکاری چندسطحی و شبکهای میان ارکان فوق هستند:
1. معیت دولت ـ خانواده: با تمرکز بر توانمندسازی زوجین از طریق واگذاری زمین و تسهیلات مسکن.
2. معیت دولت ـ خانواده ـ خویشاوندان: تقویت پیوند خویشاوندی با فعالسازی سرمایۀ مالی شبکۀ خویشاوندی از مسیرهایی چون وقف خاص یا اجارهداری ترجیحی.
3. معیت دولت ـ خانواده ـ مردم جهادی: از طریق بهرهگیری از ظرفیت نهادهای محلی و مردمی نظیر مسجد و گروههای جهادی برای ساخت مسکن وقفی.
4. معیت دولت ـ خانواده ـ بخش خصوصی: با هدایت بازار به سمت تولید مسکن معیشتی و ایجاد انگیزههای اقتصادی برای مشارکت کارآمد بخش خصوصی.
5. معیت توسعهیافته با بازارهای رسمی: با استفاده از ابزارهای نوین مالی اسلامی جهت پیوند دادن نظام تأمین اجتماعی، بازار سرمایه و سیاستهای حمایتی دولت.
در کنار این راهبردهای اصلی، مجموعهای از راهکارهای تکمیلی همچون توسعۀ تأمین مالی خرد، طرحهای واگذاری اقساطی کالاهای اساسی برای جهیزیه، و کنترل سوداگری از طریق مالیات بر خانههای خالی، بهعنوان اجزای مکمل الگو مورد توجه قرار گرفتند. این مجموعه، نظامی پویا و چندلایه را شکل میدهد که میتواند برای طیفهای گوناگون زوجین ـ از اقشار نیازمند تا طبقۀ متوسط ـ پاسخهای متناسب و مرحلهبندیشده ارائه کند.
برای اجرای مؤثر راهبرد «معیت دولت و مردم» در حوزۀ تأمین مسکن و ازدواج، پیشنیازهای فرهنگی مبتنیبر ترویج ارزشهایی مانند قناعت و مسئولیتپذیری اجتماعی و مقابله با چالشهایی چون تجملگرایی از طریق تدوین پیوست فرهنگی و رسانهای ضروری است. در سطح الزامات ساختاری، عرضۀ گستردۀ زمین همراه با تدوین چارچوب حقوقی شفاف و ایجاد نهادهای نظارتی منسجم مانند «شورای عالی معیت» و استقرار سامانۀ ملی شفاف برای پیشگیری از فساد، نقش محوری دارد. در نهایت، بسترهای اجرایی از طریق تلفیق این سیاستها با ابزارهای عملیاتی مانند وامهای خرد، صندوقهای قرضالحسنه، بسیج ظرفیتهای مردمی و اجرای آزمایشی در شهرهای کوچک، تحقق عینی و پایدار این الگو را ممکن میسازد.
تحلیل یافتهها نشان میدهد که در چارچوب الگوی معیت، زمین رایگان نهتنها بهعنوان یک دارایی کالبدی، بلکه بهمثابۀ ابزاری راهبردی برای بازتولید سرمایۀ اجتماعی و اعتماد نهادی عمل میکند. واگذاری زمین در این چارچوب، انگیزۀ جوانان را برای تشکیل خانواده تقویت کرده، هزینۀ ساخت را کاهش میدهد و زمینۀ همافزایی میان دولت و جامعه را فراهم میسازد.
در جمعبندی نهایی، الگوی «معیت دولت و مردم» صرفاً یک طرح سیاستی محدود نیست، بلکه طرحی تمدنی است که میکوشد مسئلۀ مسکن و ازدواج جوانان را از سطح بحران اقتصادی به سطح بازآفرینی امید، همبستگی اجتماعی و اخلاقی ارتقا دهد. این الگو با پیوند دادن ایمان، عقلانیت نهادی و عدالت اجتماعی، میتواند زمینهساز شکلگیری جامعهای خانوادهمحور، کارآفرین و همبسته گردد؛ جامعهای که در آن، همیاری دولت و مردم نه در قالب یارانه و وابستگی، بلکه در چارچوب مسئولیت متقابل، اعتماد اجتماعی و عدالت توزیعی معنا مییابد.
- قرآن کریم.
- ابنخلدون، عبدالرحمن (۱۳۶۳). العبر. ترجمة عبدالمحمد آیتی. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
- افشار، اباذر، موحدینیا، مهدی و اللهقلیپور، احد (۱۳۹۸). واکاوی ماهیت و جواز شیربها از دیدگاه فقه امامیه و حقوق موضوعه. مطالعات اسلامی زنان و خانواده، ۶(۱)، ۴۶ـ۶۴.
- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۴). گزارش تحولات بازار معاملات مسکن شهر تهران. معاونت اقتصادی بانک مرکزی. بازیابی شده از:https: //cbi ir/publications/
- بتشکن، محمدهاشم و ملک، هومن (۱۴۰۱). تأمین مالی مسکن. تهران: دانشگاه علامه طباطبائی.
- بحرانی، هاشم بن سلیمان (۱۴۱۶ق). البرهان فی تفسیر القرآن. تهران: بنیاد بعثت.
- بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین (۱۴۰5ق). دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه. بیروت: دار الکتب العلمیه.
- خانمحمدی، هادی، اصلیپور، حسین، یغمائیان، معصومه و عسکری باقرآبادی، محبوبه (۱۴۰۳). شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای سیاستهای کلی خانواده در ایران. زنان و خانواده، ۱۹(۶۶)، ۱۳۶ـ۱۵۶.
- خمینی، سیدروحالله (۱۳۸۹). صحیفة امام. تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
- راستیزائی، ناصر (۱۳۸۵). موانع ازدواج دختران. مطالعات روانشناسی تربیتی، ۳(4)، 91ـ108.
- زیاری، سمیه، فرهودی، رحمتالله، پوراحمد، احمد و حاتمینژاد، حسین (۱۳۹۶). الگوی تأمین مسکن گروههای کمدرآمد (مطالعۀ موردی: شهر کرج). پژوهشهای جغرافیای انسانی، ۴۹(۴)، 869ـ883.
- سبحانیصدر، حمید (۱۳۹۹). راهبرد اقتصادی پیامبر؟ص؟. قم، واژهپرداز اندیشه.
- حسینی، سیدرضا (۱۳۹۶). الگوی تأمین اجتماعی در اقتصاد اسلامی. مشهد: حوزة علمیة خراسان.
- حسینزاده یزدی، سیدسعید (۱۳۹۶). بررسی اقتصاد مقاومتی در سیرة اجتماعی پیامبر اکرم(ص). مشهد: حوزة علمیة خراسان.
- موسوی لقمان، سیدهاشرف، معینی، علیرضا و رفیعی آتانی، عطاءالله (۱۳۹۸). تحلیل مضمون سیاستهای اقتصاد خانواده در ایران. مطالعات راهبردی زنان، ۲۱(۸۳)، ۸۱ـ۱۰۴.
- صادقی، محمد و احمدزاده، ابوالفضل (۱۳۹۹). جنبههای حقوقی و فقهی سنت شاباش بهعنوان تأمین مالی ازدواج. حقوق اسلامی، ۱۷(۶۵)، ۱۸۳ـ۲۰۶.
- صدر، سیدمحمدباقر (1443ق). الإسلام یقود الحیاة. قم: دار الصدر.
- طوسی، محمد بن حسن (بیتا). التبیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
- ولوی، علیمحمد (۱۳۷۹). مدیریت در بحران پژوهشى موردى در مدیریت پیامبر اکرم(ص) در غزوة احزاب. تاریخ اسلام، ۱(۳)، 7ـ23.
- فعلهگری، زینب، پروین، ستار و پارسامهر، مهربان (۱۳۹۷). واکاوی دلایل تأخیر ازدواج دختران: یک پژوهش کیفی. مطالعات جنسیت و خانواده، ۶(۱)، ۱۲۷ـ۱۵۹.
- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۸).
- کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق). الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
- محقق داماد، مریمسادات (۱۳۹۹). نقدی حقوقی بر ماهیت کنونی جهیزیه در ایران. فقه و حقوق، 25(73)، 103ـ125.
- هاشمی بصری، محمد بن سعد بن منیع (۱۴۱۴ق). الطبقات الکبرى. محقق: محمد بن صامل السلمی. الطائف: مکتبة الصدیق.
- محمدی، مهدی، اصلانی، فرشید و سیدی قهفرخی، فاطمهسادات (۱۳۹۹). موانع تأمین مالی بخش عمومی برای پروژههای عمرانی استان اصفهان با رویکرد چندمعیاره مدیریت دارایی و تأمین مالی، ۸(۴)، ۱۰۱ـ۱۱۶.
- مرادی، گلمراد و صفاریان، محسن (۱۳۹۱). عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با افزایش سن ازدواج جوانان (مطالعة موردی شهر کرمانشاه). مطالعات جامعهشناختی جوانان، ۳(۷)، 81ـ108.
- مرکز آمار ایران (۱۴۰۴). چکیدة نتایج طرح آمارگیری نیروی کار: زمستان ۱۴۰۳. بازیابی شده از:
- https: //www. amar. org. ir
- مرکز آمار ایران (1403). نتایج تفصیلی طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی سال ۱۴۰۳. بازیابی شده از: https: //www. amar. org. ir
- مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
- اسدی، نصرالله، حسینی، سیدرضا و کاظمی نجفآبادی، مصطفی (۱۴۰۰). تحلیل کارکردهای اقتصادی تشکیل خانواده در اقتصاد اسلامی و اقتصاد سرمایه. اقتصاد اسلامی، ۲۱(۸۳)، 133ـ163.
- هرورانی، حسین (۱۳۹۰). مروری بر انواع فعالیتهای نوین بیمهای در صنعت بیمة جهان و موانع توسعة آنها در ایران (گزارش شمارة ۱۲۱۶۶). تهران: مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی ایران.
- واقدی، محمد بن عمر (بیتا). کتاب المغازی. بیروت: دار الأعلمی.




