معرفت اقتصاداسلامی، سال چهارم، شماره دوم، پیاپی 8، بهار و تابستان 1392، صفحات 77-102

    مبانی و معیارهای پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ محمدجمال خلیلیان اشکذری / دانشیار گروه اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمیني(ره) / m_khalil411@yahoo.com
    سیدحمید جوشقانی نایینی / دانش‌پژوه دکترای اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / mirsadry@gmail.com
    قاسم عسکری / دانش‌پژوه دکترای اقتصاد دانشگاه عدالت تهران
    محمد بیدار برچین علیا / دانش‌پژوه دکترای اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / bidar.mohamad@yahoo.com
    چکیده: 
    ارائة شاخص پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام را می توان یکی از مباحث مهم در ترسیم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دانست. دستیابی به این هدف مستلزم توجه به معیارها و مبانی پیشرفت انسانی اسلامی است. شاخص توسعة انسانی متعارف با نگرشی خاص و محدود به انسان، تمامی اهداف شاخص را متوجه رفاه مادی کرده و جنبه روحی و معنوی انسان به عنوان اساسی ترین بعد وجودی وی را، مورد غفلت قرار داده است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی-استنباطی در صدد استخراج معیارهای پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام از قرآن و روایات و تبیین مبانی حاکم بر آن است. یافته های مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته نشان می دهد که دینداری، علم و معرفت، آزادگی و کرامت و تأمین معیشت، 4 معیار در شاخص پیشرفت انسانی مورد نظر اسلام می باشند. بر این اساس، شاخص پیشرفت انسانی علاوه بر در نظر گرفتن معیارهای شاخص توسعه انسانی متعارف از جمله علم،سلامت و رفاه نسبی، مقوله های دیگری چون دینداری، معرفت، و کرامت و آزادگی  را نیز مورد توجه قرار می دهد. معیارهای معرفی شده برای پیشرفت انسانی مبتنی بر مبانی فکری اسلام از جمله نگاه متعالی اسلام به انسان و تکامل قرار دارد. ارائه این معیارها می تواند باعث معرفی شاخص های متمایز برای پیشرفت انسانی شود که به برخی از آن ها در مقاله اشاره شده است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Principles and Criteria of Human Progress from the View of Islam
    Abstract: 
    Providing the index of human progress form the view of Islam can be regarded one of the important issues in developing an Islamic-Iranian model of progress. It is necessary to take into consideration the criteria and principles of Islamic human progress in order to achieve this aim. The index of conventional human development, which has a particular and limited attitude towards man, limits all aims of the index to material well-being and neglects man's mental and spiritual aspect which is his most basic existential dimension. Using an analytical-deductive-descriptive method, the present paper seeks to extract the criteria of human progress in the view of Islam from Quranic verses and traditions, and elaborate on the principles governing it. The research findings indicate that religiosity, knowledge and science, broad mindedness, dignity and providing livelihood are four criteria for human progress, from the view of Islam. Accordingly, the index of human progress takes into consideration not only the criteria of index of conventional human development including science, relative health and well-being but other issues such as religiosity, knowledge, dignity and broad mindedness, as well. The criteria introduced for human progress are based on intellectual principles of Islam including its transcendent view of man and perfection. Offering these criteria can introduce distinct indices for human progress, some of which are referred to in the paper.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مباني و معيارهاي پيشرفت انساني از ديدگاه اسلام*

     محمدجمال خليليان/ دانشیار گروه اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمیني    mg_khalil41@yahoo.com
    سيدحميد جوشقاني نائيني / دانش‌پژوه دکترای اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی    
    قاسم عسكري / دانش‌پژوه دکترای اقتصاد دانشگاه عدالت تهران    
    محمد بيدار / دانش‌پژوه دکترای اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی    
    دريافت: 16/12/1391 ـ پذيرش:1/6/1392
    چكيده
    ارائة شاخص پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام را می‌توان یکی از مباحث مهم در ترسیم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دانست. دستیابی به این هدف مستلزم توجه به معیارها و مبانی پیشرفت انسانی اسلامی است. شاخص توسعة انسانی متعارف با نگرشی خاص و محدود به انسان، تمامی اهداف شاخص را متوجه رفاه مادی کرده و جنبه روحی و معنوی انسان به عنوان اساسی‌ترین بعد وجودی وی را، مورد غفلت قرار داده است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی-استنباطی در صدد استخراج معیارهای پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام از قرآن و روایات و تبیین مبانی حاکم بر آن است. يافته‌هاي مقاله كه به روش توصيفي-تحليلي انجام گرفته نشان مي‌دهد که دینداری، علم و معرفت، آزادگی و کرامت و تأمین معیشت، 4 معیار در شاخص پیشرفت انسانی مورد نظر اسلام می باشند. بر این اساس، شاخص پیشرفت انسانی علاوه بر در نظر گرفتن معیارهای شاخص توسعه انسانی متعارف از جمله علم،سلامت و رفاه نسبی، مقوله های دیگری چون دینداری، معرفت، و کرامت و آزادگی  را نیز مورد توجه قرار می دهد. معیارهای معرفی شده برای پیشرفت انسانی مبتنی بر مبانی فکری اسلام از جمله نگاه متعالی اسلام به انسان و تکامل قرار دارد. ارائه این معیارها می تواند باعث معرفی شاخص های متمایز برای پیشرفت انسانی شود که به برخی از آن ها در مقاله اشاره شده است. 
    كليد واژه‌ها: معیار، شاخص، توسعه انسانی، پیشرفت انسانی    
    طبقه‌بندي JEL: O15، P4. 
    مقدمه
    تكامل و پيشرفت از اساسي‌ترين دغدغه‌هاي جوامع بشر شمرده مي‌شود؛ ازاين‌رو، در طول تاريخ ذهن انسان‌ها را به خود مشغول ساخته است. توسعه يافتن براي بسياري‌ از جوامع‌ هدفي آرماني است‌. در نظرية اقتصاددانان كلاسيك، به انسان فقط در جايگاه يكي از نهاده‌ها، در چرخة توليد كالا و خدمات توجه مي‌شود. و اقتصاددانان مدت‌ها بر اين باور بودند كه عناصر تشكيل دهندة ثروت براي يك كشور فقط سرمايه‌هاي فيزيكي است و متغيرهاي ديگري، همچون كيفيت سرماية انساني و سلامت نيروي كار ناديده گرفته مي‌شد؛ اما در چند دهة اخير، مطالعه دربارة منابع انساني و راهكارهاي ارزيابي آن اهميتي ويژه يافته و انسان در كانون توسعه قرار گرفته است. بر اين اساس هر الگويي از توسعه كه به تأمين نيازهاي اصيل انساني نپردازد و به حفظ آرمان‌ها و ارزش‌هاي او بي‌اعتنا باشد، مردود است و كارايي لازم را نخواهد داشت.
    شاخص توسعة انساني ((HDI: The Human Development Index از سال 1990 وارد ادبيات اقتصاد متعارف گرديده، با سه متغير ميزان درآمد سرانة واقعي، نرخ باسوادي و اميد به زندگي در بدو تولد سنجيده مي‌شود. توجه به متغيرهاي سنجش توسعة انساني ما را به اين نكته رهنمون مي‌سازد كه طراحان شاخص مزبور، نگرشي محدود دربارة انسان داشته‌اند؛ از‌اين‌رو، توسعة انساني غربي بر رفاه مادي انسان‌ها استوار گرديده و از بعد روحي و معنوي انسان غفلت شده است.
    هدف اين پژوهش تبيين مباني و معيارهاي پيشرفت انساني از ‌نظر اسلام است كه استنباط اين معيارها با توجه به مباني هستي‌شناختي، معرفت‌شناختي، ارزش‌شناختي و انسان‌شناختي اسلامي بوده، با مراجعه به قرآن و منابع روايي و در نظر گرفتن ابعاد دنيايي و آخرتي، فردي و اجتماعي و مادي و معنوي صورت مي‌گيرد.
    پيشينة تحقيق
    با وجود تحقيقاتي كه در چند دهة‌ اخير دربارة توسعه از ديدگاه اسلام صورت گرفته است، دربارة تدوين معيارهاي آن چندان بحث نشده است. اين خلأ در زمينة تدوين شاخص‌هاي توسعة انساني با نگرش اسلامي نيز وجود دارد. در ادامه، به چند مورد از مطالعات انجام گرفته در اين زمينه اشاره مي‌شود:
    ۱. نصرالله خليلي (1380) ضمن بيان مباني توسعة انساني اسلامي، ايمان و عمل صالح را معيارهاي آن مي‌داند. او مي‌گويد: «ايمان و عمل صالح را با توجه به ميزان عمل به فروع دين مي‌توان اندازه‌گيري كرد»؛
    2. محمدجمال خليليان (1390 و 1386)، وارد بحث معيارها نشده است، اما ضمن طرح ايدة شاخص‌هاي توسعة انسان‌محور، ميزان توسعه‌يافتگي نيروي انساني، تناسب سطح مصرف و رفاه جامعه با معيشت عموم مردم، پايبندي افراد جامعه به حفظ منافع ملي، تعهد و مسئوليت‌پذيري افراد جامعه، و موفقيت در رفع فقر و تأمين نيازهاي اساسي را از شاخص‌هاي اصلي سنجش توسعة اقتصادي يك كشور مي‌داند؛
    3. همايون. ا. در و سعيده، ف. اُتيتي (2002) با پيشنهاد شاخص توسعة انساني اخلاقي، مقوله‌هاي ارزشي و ديني را در قالب‌هاي توانمندي جنسيتي، تخريب زيست‌محيطي، آزادي‌هاي مدني و سياسي، ارزش‌هاي خانوادگي، و نفوذ مذهبي، به شاخص توسعة انساني اضافه مي‌كنند. آنان به‌رغم پيشنهاد دو شاخص نرخ طلاق و ميانگين سن ازدواج اول، ميزان باروري را شاخصي براي سنجش ارزش‌هاي خانوادگي مي‌دانند و ميزان نفوذ مذهبي در جامعه را نيز با شاخص دين مي‌سنجند؛
    4. محمد‌جواد توكلي (1390) در مقالة «روش‌شناسي تدوين شاخص پيشرفت انساني براساس گفتمان قرآني» معتقد است كه نماگر‌ها و شاخص توسعه، نقشي اساسي در ارزيابي و بهبود ميزان پيشرفت كشورها ايفا مي‌كنند. تدوين شاخص يك‌پارچة توسعه و پيشرفت، مستلزم پيمودن چهار مرحلة مفهوم‌سازي، استخراج معيارها، طراحي نماگر‌ها و يك‌پارچه‌سازي آنهاست. ايشان، توسعة جوامع انساني را به مفهوم تعالي افراد آن براي دستيابي به زندگي سالم در سرزمين پاك و آباد مي‌داند و توانمندي اخلاقي، توانمندي فكري، توانمندي جسمي ـ رواني، و توانمندي درآمدي را به مثابة معيارهاي چهارگانة پيشرفت انساني بيان مي‌كند.
    پژوهش حاضر، افزون بر بيان مباني نظري پيشرفت انساني از ديدگاه اسلام، به استنباط معيارهاي آن براساس قرآن و سخنان پيشوايان معصوم نيز پرداخته است و در ارائة اين معيارها، ديدگاه اسلامي و توسعة انساني متعارف را به‌صورت مقايسه‌اي بررسي كرده است.
    بحث دربارة تفصيل شاخص‌ها، از موضوع اين مقاله خارج است و مجالي ديگر مي‌طلبد، ولي براي سنجش و ارزيابي هر معيار به‌صورت خلاصه، شاخص‌هايي نيز طرح شده است.
    مفاهيم و تعاريف
    الف. توسعه و پيشرفت
    غالباً اين دو واژه به‌صورت مترادف و به معناي رشد، تغيير و گسترش تدريجي، تكامل و شكوفايي به كار مي‌رود (عميد، 1343، ص 428). توسعه را در اصطلاح بايد جرياني چند بعدي دانست كه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي، طرز تلقي عامه مردم و نيز تسريع رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و ريشه‌كن كردن فقر مطلق است و بايد نشان دهد كه مجموعه نظام اجتماعي، هماهنگ با نيازهاي اساسي و خواسته‌هاي افراد و گروه‌هاي اجتماعي در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگي گذشته خارج شده و به سوي وضع يا حالتي از زندگي كه از نظر مادي و معنوي بهتر است سوق مي‌يابد (تودارو، 1377، ص 23).
    اصطلاح توسعه، در كاربردهاي بين‌المللي بار معنايي و ارزشي خاص دارد، به‌گونه‌اي كه در فهم عموم، توسعه‌يافتگي با غربي شدن همسان تلقي مي‌شود، بنابراين واژة «پيشرفت» را براي اين منظور برمي‌گزينيم. پيشرفت علاوه بر اينكه بار معنايي منفي ندارد، مي‌توان ابعاد دلخواه توسعة اسلامي را نيز در آن لحاظ كرد.
    ب. توسعة انساني
    در ادبيات توسعه با دو اصطلاح «توسعة انساني» و «توسعة منابع يا نيروي انساني» روبه‌رو هستيم. اين دو اصطلاح با هم متفاوت‌اند و نبايد در يك معنا به‌كار گرفته شوند.
    بر اساس تعريف برنامة توسعة سازمان ملل، توسعة انساني فرايند گسترش گزينه‌هاي انتخابي مردم است. اساسي‌ترين اين امكانات در نگرش توسعة غربي داشتن زندگي طولاني و توأم با سلامتي و بهره‌مندي از دانش و سطح زندگي مناسب است. در مقابل، توسعة منابع انساني به مجموعه فعاليت‌ها و اقداماتي همچون جذب، تأمين، نگه‌داشت، آموزش‌و‌پرورش، افزايش دانش و كارايي و ايجاد انگيزه كه سرانجام به توسعة نيروي انساني مي‌انجامد، گفته مي‌شود (UNDP- 1990-p15).
    بنابراين، توسعة انساني به حوزة قدرت گزينش و گسترة انتخاب انسان توجه دارد، ولي توسعة منابع انساني به قدرت خلاقيت، ابتكار، افزايش بهره‌وري در ساية دانش‌افزايي و كسب مهارت در حوزة كاري مي‌انديشد. در‌واقع، توسعة نيروي انساني به‌صورت فرايند اجتماعي، زمينه‌ساز تحقق توسعة انساني است (آقانظري، 1386، ص 57).
    ج. معيار
    معيار به‌معناي اندازه، پيمانه، ترازو و سنگ محك (معين، 1360، ج 4، ص 4246؛ دهخدا، 1377، ج 45، ص 771) است. گاه واژة معيار مترادف با ملاك و در امور غير حسي به‌كار مي‌رود كه به‌ معناي ضابطة وجودي تحقق آن امر يا حكم است (جمعي از نويسندگان، 1388، 174). در اين پژوهش معيار به معناي اخير است و با استنباط شاخص براي سنجش كمي آن مي‌توان افراد يا جوامع را با يكديگر مقايسه كرد.
    د. شاخص
    شاخص راهنمايي آماري است، كه تغييرات يك متغير را نسبت به زمان پايه نشان مي‌دهد (فرهنگ، 1379، ص 541 و 545). در معناي نخست اين واژه به ميله‌اي اطلاق مي‌شود كه براي تعيين زمان، قبله و سطح آب، به‌كار برده مي‌شود (معين، ۱۳۷۹، ج 2، ص 1993) بر اساس تعريف انتخاب‌شده در اين مقاله، شاخص ابزاري براي سنجش كمي معيار دلخواه است. واقع‌نمايي، قابليت دسترسي، هزينة كم اطلاعات، سهولت استفاده، درك و تجزية داده‌هاي آن از ويژگي‌هاي شاخص مناسب است (خليليان، ۱۳۸۴، ص 56).
    مباني پيشرفت انساني اسلام
    هر بحث نظري و رفتاري، برآيند پاره‌اي مباني فكري است كه زيربناي آن بحث را تشكيل مي‌دهد. توسعة انساني غرب داراي مباني گوناگون فكري خاص خود است كه از نگرش‌هاي اومانيستي، ليبراليستي و سكولاريستي نشئت مي‌گيرد و بر ناديده گرفتن مبدأ جهان، انكار هدفمندي آفرينش، فردگرايي و لذت‌گرايي و تكليف‌ستيزي استوار است. پيشرفت انساني ـ اسلامي نيز مباني فكري اسلامي دارد كه در چهار حوزة معرفت‌شناختي، هستي‌شناختي، انسان‌شناختي و ارزش‌شناختي بيان مي‌شود.
    مباني معرفت‌شناسي
    معرفت‌شناسي دربارة شناخت‌هاي انسان و ارزشيابي انواع و تعيين ملاك صحت و خطاي آنها بحث مي‌كند (مصباح، 1379،ج 1، ص 153). تا زماني كه امكان و ارزش شناخت‌هاي انسان و ابزار مناسب آن و توانايي عقل دربارة حل مسائل مختلف به اثبات نرسيده باشد، هيچ‌گونه قضاوتي دربارة صحت يا خطاي مسائل مزبور، ممكن نخواهد بود. در ادامه برخي مباني معرفت‌شناختي مرتبط با بحث پيشرفت انساني، مطرح مي‌شود:
    1. امكان شناخت يقيني و نفي شك‌گرايي
    نفي شك‌گرايي(skepticism) امري بديهي است؛ چراكه هر انسان عاقلي بر اين باور است كه چيزهايي را مي‌داند و چيزهايي را مي‌تواند بداند؛ از‌اين‌رو، براي كسب اطلاع بيشتر مي‌كوشد. روشن است كه اگر دانشمندان، رسيدن به شناخت قطعي و يقيني را كاري ناممكن مي‌دانستند، هيچ‌ تلاشي در زمينة علوم گوناگون انجام نمي‌دادند. امكان رسيدن به شناخت قطعي زماني آشكارتر مي‌شود كه حتي كساني كه در‌صدد اثبات شك‌گرايي برآمده‌اند، ناخودآگاه، امكان شناخت يقيني را اثبات كرده‌اند (همان، ص 163ـ160).
    اين مبنا در علوم اسلامي بسيار گسترده‌تر از علوم متعارف است؛ چراكه وصول به شناخت يقيني را نيز دربارة قضاياي متافيزيكي شامل مي‌شود. با توجه به اين اصل دربارة حقيقت انسان و سعادت او، ويژگي‌هاي انسان متعالي، شاخص‌هاي پيشرفت انسان و موانع آن، مي‌توان به شناخت يقيني رسيد و حتي آن را ارزيابي كرد. بنابراين رهيافت توسعة متعارف با اين نگرش كه بعد روحي و معنوي انسان شايستة شناخت درست نيست و امكان ارزيابي آن وجود ندارد، توجيه‌پذير نيست و معيارهاي پيشرفت انساني را از آن متمايز مي‌كند.
    توضيح بيشتر را با مبناي ديگر معرفت‌شناختي يعني گستردگي ابزار شناخت و استفاده از تمامي آنها پي مي‌گيريم.
    2. استفاده از همة ابزارهاي شناخت
    لازمة آگاهي از پديده‌هاي مختلف، بهره‌گيري از منابع و ابزار شناخت متناسب با آن پديده‌هاست. خداوند متعال چهار نوع ابزار شناخت، عقل، حس، شهود عرفاني و وحي و الهام را در اختيار انسان قرار داده است (حسين‌زاده، 1380، ج 1، ص 43). عقل مفاهيم كلي را درك مي‌كند و قادر به تشخيص جزئيات نيست. قلمرو حس تنها امور مادي و محسوس است و هيچ قضاوتي دربارة ماوراء طبيعت ندارد. وحي نيز مختص انبياي الهي است و از اين راه به ديگران منتقل مي‌شود. كشف و شهود عرفاني در صورت تحقق شرايط معين و براي افرادي خاص، ميسر مي‌شود.
    شناخت صحيح انسان در بحث پيشرفت انساني مستلزم به‌كارگيري متناسب همة ابزارهاي شناخت است. اين در‌حالي است كه مباني فلسفي توسعه متعارف از ميان اين ابزار تنها دريافت‌هاي حسي را شناخت؛ به بيان ديگر، علم دانسته و دربارة ابزار عقل با محدوديت برخورد كرده؛ و ابزار وحي و الهام را غيرعلمي تلقي مي‌كند. با توجه به تفاوت آشكاري كه در تعريف علم و شناخت و عرصه‌هاي آن، يعني جهان محسوس و عالم متافيزيك ايجاد مي‌شود، مي‌توان به تمايز معيار علم و سطح تحصيلات در دو نگرش اسلامي و توسعة غربي واقف شد.
    مباني هستي‌شناختي
    شناخت صحيح عالم هستي، نقش تعيين‌كننده‌اي در افكار و رفتار انسان‌ها دارد. هر انساني كه هستي خود، اشخاص و اشياي ديگر را در نظر بگيرد، با چند پرسش اصلي روبه‌رو مي‌شود (شيرازي، 1383، ج1، ص 572). كه پاسخ صحيح به آنها رشد و تعالي حقيقي انسان را در پي دارد و پاسخ‌هاي نادرست، او را از مسير سعادت منحرف خواهد كرد. اين پرسش‌ها به‌طور عمده مربوط به مبدأ، معاد و سنت‌هاي حاكم بر نظام هستي، و در زمرة مباني هستي‌شناختي‌اند و كيفيت جواب‌ به آنها، سبب پيدايش نظريه‌هاي گوناگون علمي مي‌شود.
    در اين قسمت به مهم‌ترين مباني هستي‌شناختي مرتبط با پيشرفت انساني، اشاره مي‌شود. اين مباني گرچه به صورت عام در ديگر مباحث نيز قابل طرح است، در شكل‌گيري انگيزه، اراده، انتخاب و تصميم‌گيري افراد جامعه در زمينه‌هاي مختلف پيشرفت و فعاليت‌هاي گوناگون اقتصادي نقش دارد و اگر به‌صورتي صحيح و منطقي اتخاذ شود از ناهنجاري‌هاي اجتماعي و اقتصادي پيشگيري خواهد كرد.
    الف) خدامحوري
    نخستين اصل در اين‌باره خدامحوري است؛ اين اصل در بخش اعتقادات، متفرع بر پذيرش اصل وجود خدا و مسئلة توحيد است. از ‌نظر اسلام، خداوند برترين جايگاه را در عالم هستي دارد (اعلي: 1؛ روم: 27). اسلام در مقايسه با اديان ديگر، عالي‌ترين صفات را مخصوص خداوند مي‌داند؛ يكي از مهم‌ترين اين ويژ‌گي‌ها يگانگي خدا‌ست (كهف: 38، 110). همة انديشه‌هاي اسلامي و رفتارهاي مسلمانان براساس توحيد شكل مي‌گيرد. آموزه‌هاي اسلامي براي خداوند همة مراتب توحيد را اثبات مي‌كند. بر اين اساس، عالم هستي مخلوق خداي يگانه است (زمر: 62؛ فاطر: 3). تدبير امور آن (سجده: ۵) با واجب‌الوجودي است كه بي‌نياز از همة مخلوقات است همة مخلوقات وابسته و نيازمند او مي‌باشند (فاطر: 15؛ انعام: 133). خداوندي كه با فضل و رحمت خود، نعمت‌هاي بي‌شماري در اختيار انسان‌ها قرار داد (ابراهيم: ۳۴) و زمينه را براي زندگي درست آنها فراهم ساخت (نحل: 114؛ بقره: 172). بنابراين سزاوار است كه انسان‌ها فقط او را بپرستند و در كارهايشان تنها از او ياري بخواهند (فاتحه: 5؛ انعام: 102).
    يكي از ويژگي‌هاي ديگري كه محوريت اعتقاد به خدا را در همة امور، از‌جمله بحث پيشرفت و توسعه مطرح مي‌كند، اين است كه چون خالق است، كامل‌ترين علم و آگاهي را دربارة اوصاف مخلوقاتش، نيازمندي‌ها و عوامل تكامل و پيشرفت آنها داراست.
    حكمت خداوند، ويژگي ديگري است كه بر خدامحوري تأكيد مي‌كند. خداوند حكيم، جهان و انسان را بيهوده نيافريد (مؤمنون: 115)؛ بلكه هدف از آفرينش انسان، پيمودن راه قرب الهي با اظهار بندگي است (ذاريات: ۵۶). از سوي ديگر، تدبير جهان با خداوند است (ربوبيت تكويني) و براي اينكه انسان‌ها زندگي سعادت‌مندانه داشته باشند، برنامة صحيح زندگي را با فرستادن پيامبران در اختيار آنان قرار داده است (ربوبيت تشريعي)؛ از‌اين‌رو، خداي حكيم، قرآن را به مثابة برنامة زندگي سعادت‌مندانه و مطابق با فطرت، به دست آخرين پيامبرش براي انسان‌ها فرستاده است. نگرش خدامحوري با ديدگاه انسان‌محوري در تلقي مفهوم توسعه، عوامل توسعه، شاخص‌ها، هدف اصلي از توسعه و پيشرفت و نماگرهاي آن متفاوت است.
    ب) سنت‌هاي الهي
    سنت‌هاي الهي، ضوابطي است كه در افعال الهي وجود دارد (قلعجي، 1408ق، ص 250) و خداوند امور عالم را بر پاية آنها تدبير و اداره مي‏كند (مصباح، 1378، ج1، ص 425). در بررسي قوانين حاكم بر نظام هستي و ظهور و افول تمدن‌ها، توجه به جريان سنت‌هاي الهي نقش اساسي دارد.
    نگرش اسلامي به پيشرفت را اين‌گونه مي‌توان بيان كرد كه حكمت و ارادة الهي بر اين تعلق گرفته است كه ترقي و كمال انسان‌ها و پيشرفت جوامع در گرو اعمال شايسته است و سقوط انسان‌ها و انحطاط تمدن‌ها به عملكرد ناشايست آنها بستگي دارد؛ عواملي چون تقوي، تحول دروني، انفاق و استغفار بر سير تحول و پيشرفت جوامع انساني اثري بسزا دارد (اعراف: ۹۶؛ رعد: ۱۱؛ نساء: ۳۹؛ هود: ۵۲). توجه به اين عوامل، با نگرش جريان سنت‌هاي الهي و پيامدهاي آن بر پيشرفت تمدن و زندگي بشر، در استنباط صحيح معيارهاي پيشرفت انسان در سطح خرد و كلان مفيد است. مقايسة اين نگرش با نگرش قهر و خشم طبيعت، لطف طبيعت، دست نامريي طبيعت و مكانيسم بازار و به بيان ديگر، تبيين مكانيكي و انحصار علت فاعلي در علل مادي به خواننده واگذار مي‌شود (ر.ك: كرمي، ديرباز، ۱۳۸۴).
    ج) حيات جاودانة انسان
    باور به «حيات جاودانه» در درك و تبيين مسائل مربوط به پيشرفت انسان، مسير پيشرفت و معيارهاي ارزيابي توسعه‌يافتگي جوامع نقش اساسي دارد. يكي از آموزه‌هاي مهم در جهان‌بيني اسلامي، معاد و بازگشت انسان‌ها به سوي خداست. اسلام اصالت و جاودانگي را از آنِ زندگي اخروي دانسته و دنيا را پلي براي رسيدن به آن مي‌داند (مجلسی، 1403ق، ج14، 319). از ديدگاه اسلام، دنيا مكاني براي تكامل شخصيت انسان (ابن‌ابی‌جمهور، 1403ق، ج1، 267) و آخرت محل استقرار (ديلمي، 1412ق، ج1، ص 19) اوست.
    باور به معاد نقشي مهم در تربيت و سازندگي انسان دارد. فرد معتقد به معاد، سود و لذت را منحصر در امور مادي نمي‌بيند و به سود و لذت اخروي و فراتر از آن به رضوان الهي نيز اعتقاد دارد و آن را برتر از سود مادي مي‌داند. از‌اين‌رو، براي رسيدن به سود پايدار (اعلي: 16و17؛ نحل: 96)، خالص (فاطر: 35) ويژه (توبه: 72؛ نوري، 1408ق ج 6، ص 63) و فراوان (زخرف: 71؛ آل‌عمران: 133) اخروي، از بسياري لذت‌هاي دنيوي چشم‌پوشي مي‌كند. بنابراين، براساس معيارهاي پيشرفت انساني مبتني بر آخرت‌گرايي، انسان پيشرفته كسي است كه با استفادة صحيح از امكانات و نعمت‌هاي دنيا در جهت تأمين نيازهاي مادي خود، براي سعادت زندگي اخروي نيز مي‌كوشد.
    مباني انسا‌ن‌شناختي
    يكي از مسائل زيربنايي علوم انساني، نوع نگاه به انسان است. نگرش‌هاي متفاوت به انسان، نتايج گوناگوني را در حوزه‌هاي پژوهش دربارة رشد و پيشرفت انساني در پي دارد. اهداف و معيارهاي پيشرفت از ‌نظر كسي كه با ديد مادي به انسان مي‌نگرد، با انساني كه به‌مثابة موجودي ابدي در نظر گرفته مي‌شود و مرگ را سرآغاز زندگي جاودان مي‌داند، متفاوت است. برخي ويژگي‌هاي انسان كه سبب شناخت صحيح اوست و اثر فراواني بر پيشرفت وي دارد، عبارت است از: اختيار، دو‌ساحتي بودن و جاودانگي (رجبي، 1380، ص 149 ـ 166).
    چگونگي اتخاذ موضع در قبال اين ويژگي‌ها به شناخت از انسان جهت مي‌دهد و براي برنامة پيشرفت وي بسيار مؤثر است. انساني كه براي خود اختيار و انتخابي قايل نيست و به نوعي جبر در رفتار خود معتقد است، از نظر او نظام حق و تكليف، پاداش و جزا و در‌نتيجه، پيشرفت يا ركود، بي‌معنا خواهد بود؛ همچنين‌ انساني كه در چارچوب نگرش مادي خود، خواهان اختيار و آزادي نا‌محدود است با انتخاب و اختيار فردي كه بعد معنوي انسان را پذيرفته است و به جاودانگي روح باور دارد، بسيار متفاوت است؛ زيرا يك انسان مادي همة فعاليت‌ها و تلاش‌هاي خود را براي درآمد و لذت بيشتر متمركز مي‌سازد و پيشرفت انسان از جنبه‌هاي روحي و معنوي را فراموش مي‌كند، غافل از اينكه از جنبة فرامادي خود را محروم كرده است و اختيار و انتخابي ندارد.
    روشن است چنين رشد و پيشرفتي از ديدگاه اسلام پذيرفته و مطلوب نيست؛ براي نمونه، بحث دربارة اين مطلب كه چه علمي مفيد و نافع است؛ آيا معيار آن فقط احساس نياز و خواست جامعه است؛ تعريف نياز چيست؟ آيا معيار آن تمايل و خواست اكثريت است؛ اگر بيشتر افراد جامعه خواهان توليد مشروبات الكلي يا آزادي روابط جنسي و همجنس‌بازي بودند آيا مي‌توان حكم كرد كه چنين دانش و روشي سودمند است و آيا چنين جامعه‌اي پيشرفته است؟ پاسخ منطقي به اين پرسش‌ها به‌نحوة نگرش انسان مربوط است. انساني كه ابزار معرفت خود را محدود به شناخت حسي كرده است و حيات انسان را در سود و لذت مادي بيشتر خلاصه مي‌كند، بايدها و نبايدها را خود تعيين كرده، پاسخ مثبت به دو خواستة مزبور را حق افراد جامعه مي‌داند؛ هر‌چند، در‌واقع بر خلاف فطرت انساني و مصلحت واقعي او باشد.
    مباني ارزش‌شناختي
    ارزش مطلوبيتي است كه از انجام افعال اختياري انسان با راهنمايي عقل و به‌صورت آگاهانه و براساس انگيزة صحيح در جهت خواست متعالي انسان حاصل شود (مصباح، 1376، ص 42 - 52). هنگامي كه اين ارزش‌ها در نظامي از معيار و ملاك‌ها، براي ارزيابي ارزش اخلاقي و شايستگي رفتار، ساماندهي ‌شوند يك نظام ارزشي پديد مي‌آيد (ترنر، 1378، ص 80).
    ارزش‌ها از‌ جمله مفاهيمي‌اند‏ كه به زندگي انسان‌ها معنا مي‏بخشند. در همة جوامع بشري، ارزش‌هايي وجود دارند كه بنيان اصلي فرهنگ آن جامعه را شكل مي‌دهند (ر.ك: سبحاني، ۱۳۶۹، ص 14 - 17؛ ژان ون دث و الينور اسكار بروگ، 1378، ش ۱۳). اهـميت و جايگاه ارزش‌ها به‌گونه‌اي است كه هـر ملتي، هـويت و حيات اجتماعي و سياسي خـود را در پايبندي و احترام به آنها و انتقال كامل آن به نسل‌هاي آينده مي‌داند. از ديدگاه نظام ارزشي اسلام، حقيقت و ملاك ارزش‌ها كمالي است كه در روح انسان پديد مي‌آيد و انسان را به‌سوي خداپرستي و قرب الهي رهنمون مي‌كند. البته اين كمال كه يك مفهوم حقيقي و غيراعتباري است، زماني ارزش اخلاقي دارد كه بر اثر رفتار اختياري حاصل شود (مصباح، ۱۳۷۵، ص ۸۴).
    براساس مباني ارزش‌شناختي خاص در اين بحث، اسلام بر استفادة درست از نعمت‌هاي الهي (اعراف: ۳۲) و تأمين نيازهاي مادي و معنوي انسان براي پيمودن مسير عبوديت و بندگي حق تعالي تأكيد دارد. بر اين اساس از ديدگاه اسلام تأمين حداقل معاش براي افراد جامعه يك ضرورت است و رسيدن به رفاه نسبي و توسعه (كليني، 1407ق، ج ‏4، ص 11) در زندگي امري مطلوب به شمار مي‌آيد؛ مشروط بر اينكه در جهت تكامل فضايل انساني و پيشرفت مادي و معنوي انسان باشد (همان، ص 568). در اين بخش مهم‌ترين مصاديق ارزش‌هاي مرتبط با مباني پيشرفت انساني از ديدگاه اسلام، تبيين مي‌شود:
    الف) ايمان
    از مهم‌ترين مباحث ارزش‌شناختي ايمان است كه اساس ديگر ارزش‌ها و معيار رستگاري شمرده مي‌شود (تميمي آمدي، 1410ق، ص87 - 88). اعمال انسان بدون ايمان بي‌ارزش است. روشني‌بخش ايمان، اعمال شايسته‌اي است كه بصيرت دربارة دين چراغ راهنماي آن است (كليني، 1407ق، ج 2، ص 49). ايمان به معاني تصديق (طريحي، 1375، ج 6، ص 205)، وثوق و اطمينان، آرامش خاطر (مصطفوي، 1368، ج 1، ص 150-151) و در امان بودن (ابن‌منظور، 1414ق، ج 13، ص 21) است و در اصطلاح تعاريف گوناگون دارد‏ كه از مجموع آنها مي‌توان ايمان را ملكة‌ نفساني و گرايش به مضاميني دانست كه اقرار زباني حاكي و اعمال لازمة آن شمرده مي‌شود. كمترين درجة ايمان براي نيل به سعادت، باور به خداي يگانه، پيامبر اسلام و انبياي الهي، امامت، پاداش و كيفر اخروي و وحي است و لازمة آن، تصميم اجمالي بر عمل به دستورهاي خداي متعال است (مصباح، 1375، ص 129).
    بنابراين، پيشرفت واقعي انسان و جامعة انساني در سايه ايمان به دست مي‌آيد. كسي كه به مبدأ و معاد، فرستادگان الهي و كتاب‌هاي آسماني باور نداشته باشد، نه‌تنها بخش گسترده‌اي از زندگي خود را ناديده مي‌گيرد؛ بلكه خود را از شناخت و بهره‌مندي بسياري از حقايق نيز محروم كرده است. چنين فردي به پيشرفت مطلوب انساني دست نخواهد يافت.
    ب) تقوا
    تقوا ارزش ديگري است كه در جامعة ايماني و ديني مطرح مي‌شود، در‌حالي‌كه توسعة متعارف با آن بيگانه است. مفهوم اخلاقي تقوا اين است كه انسان احساس كند بر اثر بعضي از رفتارها، كمال و صفاي روح و ارزش وجودي‌اش به خطر مي‌افتد (همان، ص 88) و در‌صدد حفظ خود از آنها بر‌آيد.
    در مفهوم تقوا، به منشأ رواني آن يعني خوف از خطر، و نيز به اينكه آثار و پيدايش اين خطرها و سقوط‌ها به دست خداست، توجه مي‌شود (همان). در آموزه‌هاي ديني به شيوه‌هاي گوناگون بر لزوم تقوا در فرد و جامعه تأكيد شده است؛ از آية «انّ اكرمكم عندالله اتقاكم» (حجرات: 13) روشن مي‌شود كه عام‌ترين ارزش در رفتار و ملاك‌هاي اخلاقي، تقواست(همان). تقوا به‌معناي انجام فرايض الهي و ترك محرمات بوده، سبب تقويت ارزش‌هاي انساني ديگري همچون صداقت، امانت، عدالت، وفاي به عهد و‌... مي‌شود. تقوا با پيشرفت انساني رابطة همسو دارد، يعني ميزان رشد و كمال انسان حتي در پيشرفت پايدار مادي به ميزان بهره‌مندي افراد جامعه‌ از تقوا بستگي دارد. در بحث پيشرفت انساني مطلوب از ‌نظر اسلام افزون بر تقواي فردي، نياز به تقواي اجتماعي است؛ بدين معنا كه حركت كلان جامعه بايستي براساس ارزش تقوا شكل گيرد و روحية تقوا بر جامعه حاكم باشد. در اين صورت است كه مي‌توان تحقق شرايط پيشرفت در يك جامعه مثل امنيت، آرامش، سلامت جسم و روح را انتظار داشت. قرآن نزول انواع بركات آسمان و زمين را كه در زندگي و تأمين هدف انسان نقش دارند منوط به ايمان و تقواي جمعي مي‌داند (اعراف: ۹۶).
    ج) عبوديت
    بندگي خدا يكي ديگر از مفاهيم ارزشي اسلام است. ارزش هر انسان به ميزان بندگي‌اش بستگي دارد. انسان با قرار گرفتن در مسير بندگي خدا، به وظايف خويش عمل مي‌كند. قرآن كريم عبادت را راه درست زندگي (يس: 61) و هدف خلقت انسان‌ها بيان كرده است (ذاريات: 56). عبوديت، انسان را از كبر، خودخواهي و ديگر موانع پيشرفت انساني باز مي‌دارد. بنابراين در تدوين برنامة پيشرفت و ارائة معيارها و شاخص‌هاي آن، توجه به ارزش‌هاي ايمان، بندگي و تقوا كه در پرتو دين‌داري به‌دست مي‌آيد، الزامي است.
    د) آزادي
    آزادي از مفاهيم ارزشي است كه در نظام فكري اسلام به‌گونه‌اي ويژه و متفاوت با ديگر مكاتب فكري پرداخته شده است تاآنجا‌كه گاه همراه با واژة «آزادگي» بيان مي‌شود. ميل به آزادي از‌جمله گرايش‌هاي فطري بشر بوده، پايين‌ترين درجة آن اين است كه انسان در بند ديگري نباشد. مصاديق ديگري از آزادي مثل انتخاب شغل، مسكن و همسر در زمرة آزادي‌هاي اقتصادي و اجتماعي شمرده مي‌شود؛ اما براي آزادي، مراتبي عالي چون آزادي انديشه و آزادي معنوي (رهايي از اسارت نفس) نيز وجود دارد. دستيابي به اين مراتب، كرامت و آزادگي را براي انسان به ارمغان مي‌آورد.
    ممكن است واژة آزادگي در كنار آزادي به‌كار ‌رود، ولي اين دو واژه با هم متفاوت‌اند. «آزادي» اصطلاحي حقوقي و اجتماعي است و به معناي رهايي از اسارت ديگران و نيز رها بودن در بعد فكري و عملكردي از سلطة انديشه، فرهنگ و دين خاص است. آزادي گاه منجر به پذيرش ذلت و قرار گرفتن در موضع ضعف مي‌شود، اما آزادگي اين است كه انسان كرامت و شرافت خويش را شناخته و تن به پستي، ذلت و حقارت نفس و اسارت دنيا و زير پا نهادن ارزش‌هاي انساني ندهد (محدثي، ۱۳۸۱، ص ۵۵).
    مطلوب بودن آزادي مطلق نيست؛ بلكه تا ‌آنجا‌كه ابزاري براي كمال روح باشد، ملاك ارزش و پسنديده است. اسلام براي رعايت مصالح جامعه، آزادي را با رعايت حدود الهي مي‌پذيرد تا بدين ترتيب افراد در مسير قرب الهي به كمال مطلوب رهنمون شوند. از ‌نظر اسلام آن آزادي‌اي مطلوب و ارزشمند است كه در چارچوب حدود و ارزش‌هاي الهي و در مسير دستيابي به آزادگي و كرامت انساني باشد. بنابراين آزادي‌هاي رايج در غرب كه غالباً با بي‌بند‌و‌باري و ناديده گرفتن فضايل انساني همراه است. از ‌نظر اسلام مردود بوده، مانعي بر سر راه پيشرفت واقعي انسان به شمار مي‌آيد.
    ه‍ ) عدالت
    عدالت ارزش ديگري است كه در مباني فكري دين اسلام جايگاهي مهم دارد. بسياري از احكام اسلامي با محوريت عدالت و براي تأمين آن در جامعه است؛ از‌اين‌رو در تدوين برنامة پيشرفت و ارائة معيارها، شاخص‌ها و نيز نماگرهاي ارزيابي، بايد عدالت به‌طور جدي مطرح باشد، به‌گونه‌اي كه در ابعاد گوناگون پيشرفت انساني، تأمين عدالت براي نسل حاضر و عدالت بين نسلي ملاحظه گردد. پژوهش دربارة معناي عدالت و نقش آن در پيشرفت انساني، بحثي است دقيق و مفصل كه فرصت ديگري را مي‌طلبد. كوتاه سخن آنكه: از نظر عدة زيادي از اقتصاددانان نظام سرمايه‌داري، اگر بي‌عدالتي سبب افزايش جمع كل لذت جامعه شود، چنين راهبردي مطلوب بوده و توصيه مي‌گردد، ولي نظام اقتصادي اسلام چنين ديدگاهي را نمي‌پذيرد (ميرمعزي، ۱۳۸۸، ص ۶۱ ـ ۶۷).
    اهداف پيشرفت انساني در اسلام
    از نظر اسلام، منتهاي حركت تكاملي انسان، قرب ربوبي است كه در بسياري از آيات قرآن با تعبيرهاي گوناگون همچون «الي ربك المنتهي» (نجم: 42)، «انّ الي ربّك الرّجعي» (علق: 8)، «انّا لله و انّا اليه راجعون»(بقره: 165) بيان شده است. از طرف ديگر، در نگرش اسلامي پيشرفت انساني فرايندي است كه هدف آن، تأمين نيازهاي مادي و معنوي است. بنابراين چون جنبه‌ اخلاقي پيشرفت نيز مدنظر اسلام است، تقويت عواملي مورد تأكيد است كه به ارتقاء معنويت، اخلاق، تربيت و حيات طيبة انساني كمك كرده و زمينة رشد معنوي و قرب انسان‌ و جامعه را فراهم آورد (رامش، 1364، ص 6) و موانع را برطرف كند (اخترشهر، 1386، ص 17 ـ 18).
    مفهوم پيشرفت انساني در اسلام داراي خصوصيات جامعي است و شامل جنبه‌هاي اخلاقي، روحي و مادي مي‌شود و علاوه بر حداكثر رساندن نفع مادي به دنبال دستيابي انسان به سعادت در دنيا و آخرت است.
    در نتيجه اهداف پيشرفت انساني از نظر اسلام را مي‌توان در دو سطح مطرح كرد:
    الف) هدف نهايي كه همان سعادت و قرب الهي است.
    ب) اهداف مياني:
    1. تأمين نيازهاي مادي و رفاه نسبي؛
    2. مكارم اخلاقي و رشد معنويات؛
    3. عدالت اجتماعي(به ويژه عدالت توزيعي) ؛
    4. آزادي همراه با آزادگي.
    معيارهاي پيشرفت و تعالي از ديدگاه اسلام
    پيشرفت انساني از ديدگاه اسلام، با توجه به ابعاد گوناگون و پيچيدة وجود انسان، از وسعت مفهومي و محتواي غني برخوردار است. اما شاخص توسعة انسانى چنان‌كه انديشمندان غربي نيز اذعان دارند؛ به‌طور كامل، محتواى اين مفهوم را دربر نمى‏گيرد.
    مثلاً فرگني، 2002، و دَسگوپتا (1995) بر اين باورند كه HDI تمامي اهداف لحاظ شده را به‌طور كامل پوشش نمي‌دهد؛ زيرا به جنبه‏هاي مهمي از قبيل آزادي و حقوق بشر، اعتماد به نفس، استقلال و حس جمعي، نگراني‏هاي زيست‌محيطي، و غيره توجه نكرده است (اتيتي، ۱۳۸۲، ص ۱۲۹).
    براساس نگرش پيشرفت انساني اسلام، اشكال يادشده نيز بر ديدگاه غربي وارد است؛ بدين معنا كه اسلام نه‌تنها در كنار بعد مادي انسان به جنبة روحي و معنوي او توجه مي‌كند؛ اصل شخصيت انسان را روح مي‌داند، و در كنار حيات دنيوي، براي زندگي اخروي نيز برنامه‌هايي عرضه و جهت اصلي زندگي انسان را متوجه آخرت مي‌كند (عنكبوت: 64؛ ديلمي، 1412ق، ج1، ص 89). پيشرفت اسلامي ويژگي‌هايي همچون ايمان، ارزش‌هاي اخلاقي و مذهبي، آزادى و آزادگي را براي انسان ضرور مي‌داند.
    در فرهنگ اسلام از تعابيري همچون تعالي، تكامل، سعادت، فوز و فلاح سخن به ميان آمده است. اين نوع نگرش علاوه بر صبغة معنوي، تأمين نيازهاي مادي انسان را نيز لازم مي‌داند؛ از اين‌رو شاخص توسعة انساني كه از آن به شاخص پيشرفت انساني تعبير مي‌كنيم، معيارهاي شاخص متعارف را كه ناظر به زندگي مادي انسان بوده و منحصر در سواد، درآمد، بهداشت و سلامت است به صورت غني و گسترده دربر دارد؛ از سوي ديگر، با بينش الهي كه بر آن حاكم است، معيارهاي ديگري را اضافه مي‌كند. در ارائة شاخص پيشرفت انساني اسلام، معيارهاي دينداري، علم و معرفت، كرامت و آزادگي، و تأمين معاش مدنظر است.
    منطق انتخاب معيارهاي فوق، توجه به نيازهاي طبيعي انسان در دو بعد جسمي و روحي با حفظ شأن و منزلت وي در بعد فردي و اجتماعي است. براي پاسخ‌گويي به بعد جسمي، اول معيار تأمين معاش، براي نياز روحي معيار علم و معرفت و دين‌داري مطرح مي‌شود. براساس معيار چهارم، اسلام خواستار حفظ كرامت و شرافت انساني در همة زمينه‌هاست. حفظ كرامت و آزادگي انسان، معياري است كه همواره كانون توجه آموزه‌ها و دستورهاي اسلامي بوده و بسياري از احكام اسلامي براي جلوگيري از پايمال شدن كرامت اشخاص به دست ديگران است.
    از نظر اسلام پيشرفت انساني «فرايند هدايت‌شده‌اي براساس بينش توحيدي است كه تغييرات ساختاري در رفتار انسان‌ها از جهت فردي و اجتماعي در ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي و علمي ايجاد مي‌كند كه طي آن افراد با استفاده از دانش و فن‌آوري، در پرتو رشد اقتصادي به رفاه نسبي دست يافته و با به‌كارگيري آن در مسير عبوديت و اطاعت خداوند به كرامت و آزادگي، معرفت و بصيرت رسيده و به‌صورتي پويا و فعال به سمت حيات طيبه حركت مي¬كنند».
    توضيح آنكه علم و معرفت نه‌تنها بر معيار سطح سواد دلالت دارد، بلكه هدف غايي كسب دانش را، كه از نظر اسلام رسيدن به معرفت است، شامل مي‌شود؛ همچنين از ديدگاه جامع اسلام دربارة تأمين معاش، هر شخص علاوه بر داشتن درآمد كافي، مي‌بايست از بهداشت و سلامت مطلوب نيز برخوردار باشد. بنابراين، معيارهاي چهارگانة مزبور بدون اينكه چيزي از معيارهاي توسعة انساني غرب را ناديده گرفته باشد، در سطحي وسيع‌تر، به همة ابعاد وجودي انسان توجه مي‌كند.
    گفتني است پيشرفت انساني مطمح نظر اسلام، كه تعريف آن گذشت، به همة ابعاد و ساحت‌هاي وجودي انسان، مشتمل بر جسم و روح، دنيا و آخرت و جنبه‌هاي فرهنگي اقتصادي و اجتماعي او توجه دارد.
    نمودار 1: معيارهاي پيشرفت انساني از ديدگاه اسلام

    مستند استنباط معيارهاي مزبور، آيات قرآن كريم و سخنان پيشوايان معصوم است كه در ادامه به برخي آنها اشاره مي‌شود:
    الف) دينداري
    دين‌داري نخستين معيار شاخص پيشرفت انساني اسلام است. در نگرش الهي ارزش انسان در گرو تدين اوست. در آيات قرآن با تعابير گوناگون به اهميت و آثار دنيوي و اخروي دين‌داري اشاره شده است خداوند سبحان اقامة دين را از عموم مردم مي‌خواهد (شوري: ۱۳). در آية ديگري مي‌فرمايد: «بَلى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ‌هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ‌لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ‌لاهُمْ يَحْزَنُونَ» (بقره: 112). براساس اين آيه از جمله آثار دين‌داري، رفع خوف و حزن، يعني امنيت و آسايش است.
    خداوند در پاداش عمل به دستورهاي ديني، افزون بر حيات طيبه در دنيا، به بهترين جزاي نيك در آخرت نيز بشارت مي‌دهد؛ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (نحل: 97). در بيشتر تفاسير حيات طيبه به شيوه خاصي از زندگي دنيا و يا برخي جلوه‌هاي آن تفسير شده است (ر.ك: بحراني، 1374، ج‏3، ص 453؛ طباطبائي، 1417ق ج ‏۱2، ص ۳۴۳؛ فیض کاشانی، 1415ق، ج ‏۲، ص ۳۰۶؛ طيب، 1378، ج ‏6، ص 219؛ بیضاوی، 1418ق، ج ‏3، ص 239).
    براساس آموزه‌هاي قرآن، انسان با نگرش مادي موجودي ظالم، ناسپاس، عجول، طغيان‌گر، حريص، ناشكيبا، طمع‌كار و بخيل است (ابراهيم: 34؛ اسراء: 11؛ علق: 6؛ معارج: ۲۱ – ۱۹؛ فجر: 20؛ عاديات: ۶ - ۸) اين موجود با توجه به بينش الهي و پايبندي به آموزه‌هاي وحياني، از موجودي مادي به وجودي ملكوتي تبديل شدني است (ابن‌بابويه، 1385، ج1، ص 4). دين ارزش انسان را از محدودة ماديات فراتر برده، در جايگاه موجودي معرفي مي‌كند كه شايستگي دستيابي به مقام خلافت الهي را دارد. معرفي مي‌نمايد. دين بر شخصيت انسان اعم از رفتار، نوع زندگي، سلايق و ترجيحات، چگونگي برخورد با انسان‏هاي ديگر، منابع و محيط زيست اثر دارد. در اين صورت انسان پيشرفته طبق موازين و معيارهاي ديني مي‌تواند به مقام رضوان الهي نايل ‌شود (مجادله: ۲۲). بنابراين مهم‌ترين كار زندگي انسان كه در تعالي و پيشرفت او تأثير بسزايي دارد و بدون آن پيشرفت حقيقي براي انسان متصور نمي‌شود؛ مسئله دين‌داري است.
    دين‌داري مبتني بر دو بعد بينشي و رفتاري است. براساس آموزه‌هاي اسلامي ايمان و عمل صالح دو ركن اصلي تدين به دين الهي است؛ از‌اين‌رو، مي‌توان دو شاخص بينش و عقيدة صحيح (اصول اعتقادات) و پايبندي به تكاليف الهي (تكليف‌مداري) را طرح كرد. اين دو شاخص و نماگرهاي گوناگوني كه براي آن طرح مي‌شود، امكان سنجش كمّي ميزان تدين را با استفاده از نمونه‌هاي آماري فراهم مي‌كند.
    گفتني است معيار دين‌داري با دو شاخص داشتن عقيده و بينش صحيح (ايمان به اصول اعتقادي) و پايبندي به تكاليف الهي به معناي انجام واجبات و ترك محرمات، ما را از معيار كرامت و آزادگي با شاخص‌هايي كه براي آن مطرح مي‌شود، بي‌نياز نمي‌سازد؛ زيرا روشن نيست كه انسان با داشتن دو شاخص مطرح شده براي دين‌داري، به آرامش و اطمينان خاطر مورد نظر خود در معيار كرامت و آزادگي برسد و از شئون و مكارم اخلاقي چون مناعت طبع، سخاوت، شجاعت، صبر و بردباري، مسئوليت‌پذيري و تواضع بهره‌مند گردد؛ علاوه بر اينكه دين براي عملي شدن احكام و دستورهاي خود از ظرفيت شئون اخلاقي استفاده مي‌كند؛ از سوي ديگر، اصل كرامت و آزادگي امري فطري بوده و هر انساني با عقل سليم خود در پي آن است و آموزه‌ها و احكام ديني، مانند بسياري از موضوعات ديگر در‌صدد تصحيح، تقويت و جهت‌دهي به آن مي‌باشد.
    نمودار 2: شاخص‌هاي معيار دين‌داري

    معيار دين‌داري با در نظر گرفتن دو شاخص بينش و عقيدة صحيح و تكليف‌مداري براي آن، مشتمل بر جنبه‌هاي گوناگون پيشرفت روحي و جسمي، دنيايي و آخرتي انسان است؛ زيرا در شاخص تكليف‌مداري نماگرهايي چون نماز و روزه مطرح است كه بيشتر جنبة رشد و پرورش روح را براي انسان دارد و نماگرهايي چون خمس و زكات در آن جنبة پيشرفت اقتصادي انسان را در نظر مي‌گيرد، امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر نيز جنبة اجتماعي دارد، در عبادتي مانند حج به همة ابعاد مزبور توجه مي‌شود.
    ب) علم و معرفت
    علم و معرفت معياري است كه نياز به عقل و عقلانيت انسان را تأمين مي‌كند. خداوند دربارة اهميت اين معيار مي‌فرمايد: «آيا كساني كه مي‌دانند با كساني كه نمي‌دانند، برابرند؟ همانا صاحبان خرد متذكر مي‌شوند» (زمر: 9). آية ياد شده صاحبان علم را به «اولو الالباب» يعني دارندگان عقل منتسب مي‌كند. كسب و طلب علم از شعائر اساسى اسلام است كه به روش‌هاي گوناگون به آن سفارش شده است (مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، 1400ق‏، ص13). در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: «خدا كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده [است] به درجاتي ارتقاي مقام مي‌دهد». (مجادله: 11). اين آيه عالمان باايمان را بر ديگر مؤمنان برتري داده است.
    در اهميت علم به عنوان يك معيار همين بس كه حضرت ابراهيم آن را به عنوان علت لزوم متابعت پدر از خود بيان نموده است (مريم: 43). در تعريف انسان پيشرفته به معناي واقعي، توجه به اين نكته لازم است كه غايت دينداري (عبادت به تمام معناي كلمه) رسيدن به معرفت است. اين مطلب را به شرح أصول كافي كه «ليعبدون» در آية «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‏» (ذاريات: 56) را به «ليعرفون» تفسير كرده و در ادامه حديث قدسي: كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف، را آورده مي‌توان مستند ساخت (شيرازى، 1383، ج‏3، ص 119).
    از نظر اسلام علمي سعادت‌آفرين و موجب رستگاري است كه با معرفت همراه باشد و جنبه‌هاي شناختي و معرفتي انسان را افزايش دهد. همراه با تحول و اصلاح انسان، فضايل اخلاقي و معنوي را براي او به ارمغان آورد. اين علم مشتمل بر علوم متعارف، در زمينة كشف رازهاي طبيعت و معرفت به خالق، خودشناسي (تميمي آمدي، 1410ق، ص 89)، شناخت اسباب سعادت، خوشبختي دنيا و آخرت و شيوة بهره‌برداري از امكانات دنياست. به بيان ديگر، منظور از علم و سطح تحصيلات در توسعه انساني متعارف، متغير آموزش و سطح سواد افراد جهت نشان‌دادن ميزان دستيابي مردم به سطوح دانش طراحي شده است، اما در پيشرفت انساني مطمح نظر اسلام، دانش تنها، شرط لازم (نه كافي) براي وصول به علم و معرفت است. قرآن براي ارتقاء سطح معرفت افراد؛ آنان را به تدبر و تفكر و تعقل در آيات الهي دعوت مي‌كند (روم: 20-25؛ مجلسي، 1403ق، ج ‏2، ص 32).
    براي ارزيابي و سنجش ميزان علم و معرفت افراد جامعه مي‌توان از پنج شاخص‌ سواد و سطح تحصيلات، مطالعه و تحقيق مفيد، اطلاعات ديني، تفكر و بصيرت و خلاقيت و نوآوري بهره برد. تمايز شاخص مطرح‌شده با نظير اين شاخص در توسعة انساني غرب (نرخ باسوادي) اضافه شدن معرفت است؛ زيرا از ‌نظر اسلام علم و سواد و همچنين نتايج آن زماني براي سعادت انسان سودمند است كه مقدمه و ابزاري براي كسب معرفت باشد.
    نمودار 3: شاخص‌هاي معيار علم و معرفت

    ج) تأمين معاش
    تأمين معاش علاوه بر رفع نيازهاي جسمي، در دين‌داري انسان بسيار مؤثر است. پيامبر اسلام در بياني انجام دستورهاي ديني را به وجود نان كه نمود بارز در معيشت انسان است، منوط كردند (كليني، 1407ق، ج5، ص 73). در حديثي ديگر پيامبر اكرم مي‌فرمايد: «كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً» (همان، ج 2، ص 307)؛ يعني فقر در امور معيشتي و زندگي مادي بر امور معنوي و دين‌داري فرد اثر گذار بوده، ممكن است انسان را تا مرز كفر پيش ببرد. امام صادق دربارة اهميت تأمين معاش فرمودند: «پنج ويژگي است كه هر‌كس حتي يكي از آنها را از دست دهد، براي هميشه با معيشت ناقص، زوال عقل و قلبي مشغول رو‌به‌رو مي‌شود: 1. سلامت جسم؛ 2. امنيت؛ 3. توسعة معاش؛ (درآمد مكفي)؛ 4. انيس موافق(همسر، فرزند و دوست صالح)؛ 5. آرامش روحي (بروجردي، 1386، ج‏25، ص164). شايان ذكر است كه در آغاز روايت به سه نياز طبيعي بشر يعني نياز جسمي، عقلي و روحي اشاره شده است.
    تأمين معاش و دستيابي به زندگي سالم و آرام همراه با سلامت جسم و روح، از ضروري‌ترين نيازهاي بشر براي نيل به كمالات معنوي و سعادت است كه در ساية پايبندي به دين و عمل به احكام آن به دست ‌مي‌آيد. اسلام با درك ضرورت تأمين معاش، فقط به قدرت خريد با شاخص درآمد سرانة واقعي بسنده نمي‌كند؛ بلكه حلال و طيب بودن درآمد و رعايت حدود الهي و ارزش‌هاي انساني را در مسير تأمين معاش لازم مي‌داند و بيشتر شدن سود و درآمد را براي توليدكننده و مطلوبيت و لذت فراوان را براي مصرف‌كننده، هدف نهايي نمي‌داند.
    دربارة تأمين معاش كه معياري تركيبي است، مقصود ارزيابي ميزان دستيابي به حد كفاف زندگي است كه در آن از امكانات مادي، در جهت نيل به تعالي و پيشرفت، به‌طور بهينه و كارآمد استفاده مي‌شود. آنچه شاخص پيشرفت انساني را از شاخص توسعة انساني متعارف متمايز مي‌كند اين است كه در برنامة پيشرفت انساني اسلامي كيفيت گذران عمر و نوع تأمين معيشت، از طولاني بودن مدت زندگي و صِرف تأمين معاش، مهم‌تر قلمداد شده است و بيشتر راهبردها و راهكارهايي كه در آموزه‌هاي ديني با لحاظ اين معيار بيان مي‌شود، براي ارتقاي معنوي زندگي انسان مي‌كوشد.
    براي ارزيابي و سنجش سطح تأمين معاش، شاخص‌هاي چهارگانة حد كفاف، بهداشت و سلامت، تدبير معيشت و تكافل اجتماعي قابل طرح است؛ زيرا براساس آموزه‌هاي اسلامي، انسان براي دستيابي به يك زندگي شرافتمندانة همراه با رفاه نسبي، بايد حد كفافي از درآمد را داشته و بهداشت و سلامت او براي تداوم حياتي همراه با نشاط و پويايي تأمين شود. همچنين براي گذران زندگي همراه با اعتدال و به‌دور از افراط و تفريط، بايد تدبير معيشت داشته باشد؛ چنان‌كه به هر دليل موجهي نتواند به سطح ياد شده برسد، افراد جامعه و دولت اسلامي با توجه به لزوم تكافل اجتماعي براي محرومان و نيازمندان، در قبال وي مسئول‌اند.
    نمودار 4: شاخص‌هاي تأمين معاش

    د) كرامت و آزادگي
    كرامت و آزادگي چهارمين معيار براي ارزيابي پيشرفت و تعالي انسان است. كرامت مقامي تكويني است كه خداوند متعال به همۀ انسان‌ها بخشيده است (اسراء: 70) فقط افرادي كه در اين دنيا با ايمان و عمل صالح كرامت ذاتي را به فعليت رسانده‌اند و با رعايت تقوا مقام قرب الهي را به‌دست آرند در زمرة گرامي‌ترين انسان‌ها در پيشگاه خدا قرار مي‌گيرند (حجرات: ۱۳). در ‌نتيجه با كرامت اكتسابي از اسارت هواهاي نفساني آزاد مي‌شوند و به حريت و آزادگي دست مي‌يابند.
    حضرت علي در نامة خود به امام حسن آزادگي را يكي از نعمت‌هاي خدادادي دانسته، مي‌فرمايد: «نفس خود را در برابر هرگونه پستي، هر‌چند تو را به خواسته‌هايت برساند، حفظ كن؛ زيرا در مقابل كرامت نفسي كه از دست مي‌دهي عوضي نمي‌گيري؛ بندة ديگري مباش كه خدا تو را آزاد آفريده است» (نوري، 1408ق، ج 7، ص231). امام حسين نيز زماني كه ميان انتخاب مرگ شرافتمندانه و زندگي ذلت‌بار، قرار گرفت با بيان «هيهات منّا الذّله» (مسعودى، 1384، ص 166)، شهادت را مصداق كامل آزادگى معرفي كرد. گرچه اين كرامت در آن زمان بهاى شهادت را به دنبال داشت، آن حضرت با استقبال از شهادت، كرامت و آزادگي خود و امت اسلامي را حفظ كرد.
    كرامت و آزادگي در مسير حركت به سوي كمال شايستة انساني و تقرب الي‌الله و نيز در جهت تأمين نيازهاي روحي، عقلي و جسمي انسان لازم است؛ زيرا با توجه به اين معيار از همة راهبردها و راهكارهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي كه سبب از ميان رفتن شخصيت انساني و الهي انسان مي‌شود و با آزادگي و كرامت وي در تعارض است اجتناب مي‌شود.
    براي كرامت و آزادگي سه شاخص رعايت مكارم اخلاقي، ولايت‌پذيري و اطمينان خاطر و آرامش روحي پيشنهاد مي‌شود؛ زيرا يك انسان باكرامت و آزاده كه در مسير پيشرفت انساني مورد قبول اسلام حركت مي‌كند و تربيت وي با توجه به آموزه‌هاي ديني و مقيد به رعايت حدود و مقررات الهي است، در‌عمل ولايت‌پذير و بر رعايت شئون و مكارم اخلاقي مواظبت دارد و از نظر روحي به آرامش و اطمينان خاطر مي‌رسد؛ زيرا او فردي دين‌دار و باتقواست و با دستيابي به كرامت و آزادگي از دل‌بستگي به دنيا و اسارت هواهاي نفساني آزاد مي‌گردد و دلش با ياد خدا مصفّي و با ضميري روشن به فضل الهي اميدوار مي‌شود و هيچ‌گونه اضطراب و نگراني ندارد.
    نمودار 5: شاخص‌هاي كرامت و آزادگي

    كرامت و آزادگي دو بعد روحي ـ رواني و عملي دارد. جنبة روحي آن در شاخص آرامش روحي و اطمينان خاطر و برخي نماگرهاي مكارم اخلاقي جلوه‌گر مي‌شود، جنبة عملي آن در ولايت‌پذيري و برخي شئون و مكارم اخلاقي چون صبر و بردباري، مسئوليت پذيري، سخاوت، اغتنام فرصت، وفاي به عهد، عفو و گذشت نمود مي‌يابد. اين مطلب در معيار دين‌داري بررسي مي‌شود؛ زيرا شاخص بينش و عقيدة صحيح مربوط به بعد روحي انسان و پايبندي به تكليف مربوط به اعمال انسان مي‌شد؛ به‌طور‌كلي، اين موضوع مانند ايمان و عمل صالح است كه در قرآن بارها در كنار هم بر آن تأكيد شده است.
    نتيجه‌گيري
    معيارهاي پيشرفت انساني در اسلام با شاخص توسعة متعارف كه در جهت سنجش بعد مادي انسان است، تفاوت ماهوي دارد. پيشرفت انساني در اسلام فرايندي است كه منافع مادي و معنوي، دنيوي و اخروي انسان را تأمين مي‌كند و هدف اصلي آن نيز نيل به سعادت واقعي و قرب الي‌الله است؛ از‌اين‌رو، معيارهاي دين‌داري، علم و معرفت، تأمين معاش و كرامت و آزادگي را پيشنهاد مي‌دهد.
    در نگاه نخست، شايد تصور شود كه معيار دين‌داري شامل معيارهاي علم و معرفت، تأمين معيشت و كرامت و آزادگي است و نيازي به بازگويي ديگر معيارها نيست، ولي بايد توجه داشت كه هر معيار با نگاه استقلالي به آن پرداخته شده است نه به عنوان جزيي از دستورهاي ديني. اقبال دين اسلام به اين مقوله‌ها و به بيان ديگر، نيازهاي بشري و راهكارهاي ديني ارائه شده، به‌سبب جامعيت دين اسلام و براي مشخص كردن موضع خود در برابر اين موضوعات است، نه اينكه اينها جزء دين اسلام باشد و انسان‌ها هيچ توجهي براي آن نداشته باشند‌.
    بنابراين، پيشرفت انساني براساس مباني معرفت‌شناختي، هستي‌شناسي، انسان‌شناسي و ارزش‌شناختي اسلام فرايند هدايت شده‌اي براساس بينش توحيدي است كه تغييرات اساسي در رفتار انسان‌ها را از نظر فردي و اجتماعي در ابعاد مختلف جامعة اسلامي ايجاد مي‌كند و طي آن افراد جامعه در ساية دين‌داري با تأمين معيشت، و بهره‌گيري از كرامت و آزادگي و علم و معرفت، در پرتو رشد اقتصادي و كاهش نابرابري و حذف فقر، پويا و فعال به‌سوي حيات طيبه حركت مي‌كنند.
    نمودار 6: معيارهاي پيشرفت انساني از ديدگاه اسلام و شاخص‌هاي آن
    پيشرفت انساني از ديدگاه اسلام و شاخص‌هاي آن
    معيارها     شاخص‌ها

    دين‌داري    بينش و عقيده
        پايبندي به تكاليف

    علم و معرفت
        سواد و سطح تحصيلات
        مطالعه و تحقيق مفيد
        اطلاعات ديني
        خلاقيت و نوآوري

    تأمين معاش    حد كفاف
        بهداشت و سلامت
        تكافل اجتماعي
        تدبير معيشت

    كرامت و آزادگي    رعايت مكارم اخلاقي
        اطمينان خاطر و آرامش روحي
        ولايت‌پذيري

    References: 
    • ابن ابي‌جمهور، محمد، 1403ق، عوالي‏اللآلي، قم، سيدالشهداء.
    • ابن‌بابويه، محمدبن‌على‏، 1385، علل‌الشرائع‏، قم، كتاب فروشى داورى.
    • ابن‌منظور، محمد، 1414ق،‏ لسان‌العرب‏، تصحيح جمال‌الدين ميردامادى، چ ‌سوم، بيروت، دارالفكر – دارصادر.
    • اخترشهر، علي، 1386، اسلام و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
    • اكبري، نعمت‌اله و وحيد افخمي ستوده، 1387، «بررسي سازگاري و نقش آموزه‌هاي اسلامي با شاخص‌هاي نوين توسعه اقتصادي»، در: مجموعه مقالات همايش اقتصاد اسلامي و توسعه، مشهد.
    • ايرواني، جواد، 1384، اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، مشهد، دانشگاه علوم اسلامي رضوي.
    • آقانظري، حسن، 1386، «توسعه سرمايه انساني براساس آموزه‌هاي اسلام و تأثير آن بر توسعه انساني»، اقتصاد اسلامي، ش27، ص 55 - 70.
    • بروجردى، آقاحسين، 1386، جامع أحاديث الشيعة، تهران، فرهنگ سبز.
    • بحرانى، سيدهاشم‏، 1374، البرهان في تفسير القرآن‏، قم، مؤسسه بعثه.
    • بيضاوى، عبدالله بن عمر، 1418ق، أنوار التنزيل و أسرار التأويل‏، تحقيق محمد عبدالرحمن المرعشلى‏، بيروت، دار احياء التراث العربى.
    • ترنر، جاناتان اچ، 1378، مفاهيم و كاربرهاي جامعه‌شناسي، ترجمة فولادي و بختياري، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
    • تميمى‌آمدى، عبدالواحد، 1410ق، غررالحكم و دررالكلم، چ دوم، قم، دار الكتاب الاسلامي.
    • توكلي،محمد جواد،1390، روش شناسي تدوين شاخص پيشرفت انساني بر اساس گفتمان قرآني، معرفت اقتصادي، ش 4، ص 31-57.
    • جمعي از نويسندگان، 1388، «پژوهش‌هاي قرآني»، علوم انساني، ش 57.
    • جهانيان، ناصر، 1388، اسلام و رشد عدالت محور، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
    • چپرا، محمد، 1383، اسلام و توسعه اقتصادي: راهبردي براي توسعه همراه با عدالت و ثبات، ترجمة محمدتقي نظرپور و اسحاق علوي، قم، دانشگاه مفيد.
    • حسين‌زاده، محمد، 1380، مباني معرفت ديني، چ سوم، قم، مؤسسة امام خميني(ره).
    • حسينى همدانى نجفى، محمد، 1363، درخشان پرتوى از اصول كافي، قم، چاپخانه علميه.
    • حر عاملى، محمد، 1409ق‏، وسائل‌الشيعة، قم، مؤسسة آل‌البيت.
    • خليلي تيرتاشي، نصراله، 1379، معيارها و شاخص‌هاي توسعه انساني در اسلام، پايان نامه كارشناسي ارشد، مؤسسة امام خميني(ره).
    • خليليان، محمدجمال، 1384، شاخص‌هاي توسعۀ اقتصاد از ديدگاه اسلام، قم، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره).
    • دهخدا، علي‌اكبر، 1377، لغت‌نامه، زير نظر محمدمعين و سيدجعفر شهيدي، تهران، دانشگاه تهران.
    • ديلمى، حسن‌بن‌محمد، 1412ق، إرشاد القلوب، قم، الشريف الرضي.
    • رامش ورپرا ساد مسيرا، «برداشتي نو از مسائل توسعه» گزيده مسائل اقتصادي-اجتماعي، سازمان برنامه و بودجه، ش46، آذر1364.
    • ژان ون دث و الينور اسكار بروگ، 1378، «چيستي ارزش»، ترجمة اصغر افتخاري، قبسات، ش ۱۳، ص 110ـ125.
    • رجايي، سيدمحمدكاظم، 1381، معجم موضوعي آيات اقتصادي قرآن، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
    • رجبي، محمود، 1380، انسان‌شناسي (سلسله دروس انديشه‌هاي بنيادين اسلامي)، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
    • روزبهان، محمود، 1381، مباني توسعه اقتصادي، تهران، تابان.
    • ژان ون دث و الينور اسكار بروگ، 1378، «چيستي ارزش»، ترجمة اصغر افتخاري، قبسات، ش ۱۳، ص 110ـ125.
    • سبحاني، حسن، 1369، نگرشي بر تئوري ارزش، تهران، اميركبير.
    • سپهري، محمدرضا، 1385، توسعه انساني، تهران، مؤسسه كار و تامين اجتماعي.
    • شيرازى، صدرالدين، 1383، شرح أصول كافي، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى.
    • صانعي، پرويز، 1372، جامعه‌شناسي ارزش‌ها، تهران، گنج دانش.
    • طباطبائى، سيدمحمدحسين، 1417ق، الميزان، قم، جامعة مدرسين حوزه علميه.‏
    • طريحي، فخرالدين، 1375، مجمع‌البحرين، تصحيح حسينى اشكورى و احمد مرتضوى، چ سوم، تهران، مرتضوي.
    • طيب، سيدعبد الحسين‏، 1378، اطيب البيان في تفسير القرآن‏، چ دوم، تهران، اسلام.
    • عميد، حسن، 1343، فرهنگ فارسي عميد، تهران، ابن‌سينا.
    • عيسوي، محمود، 1379، مقايسه مباني نظري و اهداف توسعه اقتصادي در اسلام و غرب، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
    • فراهيدي، خليل بن احمد، 1409ق، العين، چ دوم، قم، هجرت.
    • فرهنگ منوچهر، 1379، فرهنگ علوم اقتصادي، چ هشتم، تهران، پيكان.
    • فيض كاشانى، ملامحسن‏، 1415ق‏، تفسير الصافى، تحقیق حسين اعلمى، چ دوم، تهران، صدر‏.
    • فيومى، احمدبن محمد، 1414ق، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، چ دوم، قم، موسسه دار الهجرة.
    • قلعجي، محمد، 1408ق، معجم لغة الفقهاء دارالنفائس، بيروت، دارالنفائس.
    • كلينى، محمدبن يعقوب‏، 1407ق، كافي، تصحيح غفارى على‌‌اكبر و محمد آخوندى، چ چهارم، تهران، دارالكتب الإسلامية.‏
    • گريفين، كيت و تري مك كنلي، 1377، توسعه انساني: ديدگاه و راهبرد، ترجمة غلامرضا خواجه‌پور، تهران، مداد.
    • مایکل، تودارو، 1370، توسعه اقتصادی در جهان سوم، ترجمة غلامعلی فرجادی، تهران، برنامه و بودجه.
    • محدثی، جواد، 1381، پیام‌های عاشورا، پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه، تحسین.
    • مجلسى، محمدباقر‏، 1403ق، بحارالأنوار، چ دوم، بيروت، دارإحياء التراث.
    • مسعودى، على بن حسين، 1384، إثبات الوصية للإمام عليّ بن أبي طالب، چ سوم، قم، انصاريان.
    • مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، 1400ق، مصباح الشريعة، منسوب به امام صادق(ع).
    • مصباح، محمدتقي، 1378، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، تهران، سازمان تبليغات اسلامي.
    • ـــــ ، 1376، دروس فلسفه اخلاق، انتشارات اطلاعات، چ ششم، تهران، اطلاعات.
    • ـــــ ، 1389، آموزش عقائد، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
    • ـــــ ، 1375، توحيد در نظام عقيدتي و نظام ارزشي اسلام، قم، شفق.
    • ـــــ ، 1380، معارف قرآن، چ سوم، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
    • مصطفوى، حسن، 1368، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
    • معين، محمد، 1360، فرهنگ فارسي معين، چ چهارم، تهران، سپهر.
    • نورى، ميرزاحسين، 1408ق، مستدرك‌الوسائل،‏ قم، مؤسسة آل‌البيت(ع).
    • نيك‌گهر، عبدالحسين، 1369، فرهنگ علوم اقتصادي، بازرگاني و مالي، تهران، صفار.
    • همايون، ف. اُتيتي، سعيده، 1382، «شاخص توسعه انساني اخلاقي كشورهاي سازمان كنفرانس اسلامي»، ترجمة ناصر جهانيان، اقتصاد اسلامي، ش10، ص 125 - 140.
    • United Nations Development Progrm, 1990, Human development report, p. 10, Box1.1. 
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    خلیلیان اشکذری، محمدجمال، جوشقانی نایینی، سیدحمید، عسکری، قاسم، بیدار برچین علیا، محمد.(1392) مبانی و معیارهای پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام. دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 4(2)، 77-102

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمدجمال خلیلیان اشکذری؛ سیدحمید جوشقانی نایینی؛ قاسم عسکری؛ محمد بیدار برچین علیا."مبانی و معیارهای پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام". دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 4، 2، 1392، 77-102

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    خلیلیان اشکذری، محمدجمال، جوشقانی نایینی، سیدحمید، عسکری، قاسم، بیدار برچین علیا، محمد.(1392) 'مبانی و معیارهای پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام'، دو فصلنامه معرفت اقتصاداسلامی، 4(2), pp. 77-102

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    خلیلیان اشکذری، محمدجمال، جوشقانی نایینی، سیدحمید، عسکری، قاسم، بیدار برچین علیا، محمد. مبانی و معیارهای پیشرفت انسانی از دیدگاه اسلام. معرفت اقتصاداسلامی، 4, 1392؛ 4(2): 77-102