بررسی تأثیر ساعت کار انعطافپذیر زنان بر رفاه خانواده با رویکرد اسلامی (مطالعه موردی: زنان متأهل کارمند مراکز آموزش عالی واقع در شهر تبریز)
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
جهان با پديده اجتماعي، اقتصادي نويني تحت عنوان مشاركت اقتصادي زنان در مشاغل خارج از خانه مواجه است. اين پديده جديد دستاورد تغيير و تحولات اساسي در مؤلفه¬هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه بشري است. پيشرفت فناوري، رشد بخش خدمات، افزايش نرخ شهر-نشيني، ازدياد تعداد مدارس و عموميت يافتن تحصيلات، فرصت¬هاي شغلي بسياري را در دسترس زنان قرار داده و موجب شده است زنان هر چه بيشتر از خانه¬ها و مزارع به بازار كار کشانده شوند (بني فاطمه و مهبد، 1389). از آنروكه دين اسلام اهميت زيادي به حفظ بنيان خانواده مي-دهد، توجه به جايگاه اشتغال بانوان در يک جامعه مسلمان با اعتقادات و ارزش¬هاي خاص اين جامعه بسيار حايز اهميت است (پوراصغر، 1391، ج1، ص206). در اين زمينه، پژوهش حاضر به بررسي تأثير ساعت کار انعطاف¬پذير زنان بر رفاه خانواده با رويکرد اسلامي در ميان زنان کارمند متأهل مراکز آموزش عالي واقع در شهر تبريز مي¬پردازد. «انعطاف¬پذيري ساعت کار» به نوعي از ساعت کاري اطلاق مي¬شود که به کارکنان اين امکان را مي¬دهد تا ساعات کاري خود را منطبق با ابعاد مهم زندگيشان تنظيم كنند. روشن است كه کاهش ساعت کاري به سبب استفاده از انعطاف¬پذيري ساعت کار براي زنان متأهل شاغل در جهت رسيدگي به امور خانوادگي، کاهش حقوق و دستمزد را نيز براي آنان به دنبال دارد. بدينروي، در مطالعه حاضر اين سؤال مطرح مي-شود که آيا زنان متأهل شاغل تمايل به کاهش ساعت کاري خود و دريافت دستمزد کمتر (متناسب) را دارند؟ همچنين از آنروکه ميزان حقوقي که افراد بابت اشتغال دريافت ميدارند در ميزان رفاه خانواده آنان تأثيرگذار است، اين موضوع بررسي ميشود که استفاده از ساعت کار انعطاف¬پذير براي زنان چه تأثيري بر رفاه خانواده آنان در مفهوم اسلامي آن به همراه دارد؟ لازم به ذکر است كه رفاه خانواده با رويکرد اسلامي در يک مفهوم وسيع، علاوه بر کسب درآمد، تأمين آرامش و خوشبختي اعضاي خانواده و تربيت فرزندان سالم و مفيد براي جامعه اسلامي را نيز دربر ميگيرد که بهعنوان يک اصل مقبول مسلمانان است.
مباني¬نظري
دين مبين اسلام براي خانواده اهميت زيادي قايل شده و خانواده را محل امنيت و آرامش معرفي کرده است (اعراف: 189، روم: 21). از آنروكه تربيت فرزندان يکي از مهم¬ترين کارکردهاي خانواده است، در آيه 24 سوره اسراء به نقش تربيتي والدين اشاره شده است: «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّياني صَغيراً»؛ و بال¬هاي تواضع خويش را از سر محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا، همانگونهکه آنها مرا در کوچکي تربيت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.
در نظام ارزشي اسلام، نقش مديريتي زنان در پاسداري ارزشهاي اسلامي، از جمله پايداري و رفاه خانواده بسيار مهم تلقي ميشود. در سبک زندگي اسلامي، زنان عهده¬دار رسيدگي به همسر و فرزندان و تأمين آسايش خود و ديگر اعضاي خانواده هستند و تربيت صحيح فرزندان و پاسداري از کيان انساني و ديني خانواده از مهم¬ترين وظايف آنان بهشمار ميآيد (تاجيک، 1391). حضرت علي ميفرمايند: «جِهَادُ اَلْمَرْأَةِ حُسْنُ اَلتَّبَعُّلِ»؛ جهاد زن خوشرفتاري با شوهر و اطاعت از او است (چون جهاد بر او روا نيست) (نهجالبلاغه، حکمت 131).
همچنين رسول اکرم در جواب مردي که به خدمت حضرت رسيد و گفت: من زني دارم که وقتي به خانه مي¬آيم به پيشوازم مي¬آيد، و وقتي مي¬خواهم از خانه خارج شوم مرا مشايعت مي¬کند، و وقتي مرا غمگين مي¬بيند مي¬گويد: اگر غمگيني تو براي روزي است اين در دست خداست، و اگر براي آخرتت است خداوند غمت را بيشتر کند، فرمودند: آاِنَّ لِلّهِ عُمّالاً وَ هذِه مِن عُمّالِه لَها نِصفُ اَجرِ الشَّهِيد»؛ خداوند در روي زمين کارگزاران و خدمتکاراني هست و اين زن جزو آنهاست و براي او نصف اجر شهيد است (حر عاملي، 1397ق، ج14، ص17).
حضرت محمد بهترين زنان را کساني مي¬داند که هرگاه مرد بدو بنگرد، شادمانش سازد؛ هرگاه به او فرمان دهد، اطاعتش نمايد و با جان و مالش برخلاف رضاي شوهر رفتار نميکند (پاينده، 1383 ص 457، ح 3203). ايشان دربارة اهميت نقش مادري زنان نيز بيان مي¬کنند که بهشت زير پاي مادران است (همان، ص183، ح727 ).
در حديثي ديگر از آن حضرت آمده است:
هنگامى كه زن باردار مى¬شود، همانند روزه¬دارِ شب زنده¬دار و مجاهدى است كه با جان و مالش در راه خدا جهاد مىكند، و هنگامى كه فارق شود پاداشى دارد كه نمى¬دانى عظمت آن چقدر است، و هنگامى كه شير بدهد در هر بار مكيدن، پاداش آزاد كردن يكى از فرزندان اسماعيل براى اوست، و آن¬گاه كه شيردادن تمام شود فرشتهاى بر پهلوى او مى¬زند و مى¬گويد: عمل را از نو آغاز كن كه بى¬ترديد، آمرزيده شدى (صدوق، 1376، ج 1، ص411-412).
افزونبراين، در اسلام بر فعاليتهاي خانهداري زنان بسيار تأکيد شده است. نبي مکرم ميفرمايند: «اشتغال هر يک از شما (زنان) در خانه خود، ثواب جهاد مجاهدان را در پي دارد (پاينده، 1383، ص 462، ح 3243).
در روايتي از امام جعفر صادق بيان شده است که امسلمه از رسول خدا درباره فضيلت خدمت کردن زنان به شوهرانشان پرسيدند. پيامبر فرمودند: «هر بانويي که در خانة شوهر بهمنظور اصلاح امور، چيزي را جابه¬جا کند، خداوند به او نظر رحمت ميکند و هر کسي که مورد نظر رحمت خدا باشد، از عذاب او در امان خواهد بود» (مجلسي، 1403ق، ج 103، ص 251).
با وجود تأکيد دين مبين اسلام به وظايف خانوادگي زنان، در اسلام زن موظف به خانهنشيني يا انزوا نيست، بلكه او وظيفه دارد مقام همسري و مادري را در اولويت قرار دهد و به تربيت نسل بپردازد، و در صورت عدم تزاحم با وظايف اصلي¬اش و رعايت حدود عفت و حيا، مي¬تواند به فعاليت اجتماعي بپردازد (طيبي، 1386، ص141).
امروزه مهمترين عاملي که سبب ميشود زنان به اشتغال روي آورند، درآمدزايي است. اشتغال و استقلال اقتصادي زنان و درآمدزايي آنها موجب مي¬شود سطح زندگي خانواده از وضعيت بهتري برخوردار شود (حيدري، 1392). تأثيري كه كار زن و درآمد وي در ابعاد گوناگون زندگي دارد بر كسي پوشيده نيست، بهويژه اثري كه درآمد وي بر رفاه خانواده ميتواند داشته باشد (ميرزايي و همکاران، 1393). اما اگر در اشتغال زنان سياستهايي متناسب با ويژگيهاي روحي، جسمي و فطري آنان اتخاذ نشود، آسيبهاي غيرقابل انكاري به زن و خانواده وارد مي¬شود (ريتزر، 1377، ص466) که يکي از اين آسيبها تربيت غيرصحيح فرزندان است. جدا شدن کودکان از مادر در ساعات زيادي از روز، موجب به وجود آمدن بسياري از مشکلات عاطفي و رواني فرزندان در آينده خواهد شد (روشن¬فر، 1382، ص82). بيشتر زنان شاغل، که به کار تماموقت مشغولاند، به علت خستگي ناشي از کار، در انجام وظايف مربوط به خود سست مي¬شوند و اين امر بر روابط زناشويي آنان نيز تأثير منفي مي¬گذارد (پوراصغر، 1391، ج1، ص210)، و حال آنکه دين اسلام نه زن را محبوس در خانه کرده و نه او را آنقدر آزاد گذاشته است که به وظيفه اصلي خود پشت کند (فروهي، 1384، ص209). بهواقع، اسلام مانع بيرون رفتن زن از خانه و موافق حبس او در منزل نيست، اما در اين امر نه افراط مي¬کند و نه تفريط، بلکه رعايت مرز تعادل را توصيه مي¬کند (ربيع¬نتاج و روحالهزاده، 1389).
بهطورکلي، تعادل ميان كار و خانواده به توانايي فرد براي برآورده كردن همزمان مطالبات مادي، عاطفي و رفتاري محيط كار و خانواده اشاره مي¬كند (حسنقلي¬پور و همکاران، 1392). امروزه شرايط حاکم بر زندگي زنان شاغلِ بيشتر نقاط جهان بهگونهاي است که با ورود زنان به بازار کار، فشار مسئوليت¬هاي کاري و خانوادگي آسيب¬هايي را به جسم و روح آنها وارد مي¬کند. زماني که يک شخص به طور همزمان دو يا چند نقش را عهده¬دار مي¬شود، بهويژه زماني که اين نقش¬ها داراي انتظارات متفاوت و بعضاً متضادي هستند، دچار تعارض بين نقشهاي شغلي و خانوادگي ميشود (سليمي، 1389، ص3-4). تعارض كار و خانواده مبتني بر مفروضات كميابي (مقدار محدود منابع، همچون زمان و انرژي) است و حيطههاي كار و خانواده به سبب هنجارها و الزامات متفاوت، مي¬توانند با هم ناسازگار باشند (مايكل و همکاران، 2009). به عبارت ديگر، فشارهاي زماني حاصل از كار يا خانواده ممكن است موجب بروز مشكلاتي براي زنان و خانواده آنان شود. همچنين تنش¬هاي مربوط به هر يك از اين نيمه¬ها بر تجربة كار و زندگي افراد تأثير مي¬گذارد. بنابراين، ساعات كاري طولانيمدت و پر استرس و مسئوليت¬هاي خانوادگي طاقتفرسا موجب بروز تضاد بين كار و زندگي فرد و ايجاد اختلالاتي در عملكرد يا رفتار فرد در هر يك از زمينهها ميشود (گرين هاوس و همکاران، 1985). بنابراين، از مهمترين موارد اشتغال¬زايي در حوزه زنان، ايجاد فرصت¬هاي شغلي مناسب با شرايط زنان جامعه است، بهگونهايکه در حين انجام فعاليت¬هاي اقتصادي و اجتماعي، اهميت نقش آنان در خانواده نيز به لحاظ نقش مادري و همسري ناديده گرفته نشود (توسلي و رفيعي خوناني، 1387). در اين زمينه، از «ساعت کاري انعطاف-پذير» مي¬توان بهعنوان ابزاري براي برقراري تعادل ميان کار و خانواده استفاده كرد. تعادل ميان کار و زندگي، کيفيت انجام وظايف افراد را در نقش¬هاي متعددي که به عهده دارند، بهبود مي¬بخشد و بر رضايت کلي از زندگي تأثير مثبت مي¬گذارد. افرادي که تعادلي ميان کار و زندگي خود برقرار مي¬کنند، سطح پايينتري از استرس را تجربه مي¬کنند و مي¬توانند مسئوليت¬هاي شغلي و خانوادگي خود را با کيفيت بالاتري انجام دهند. علاوهبراين، آنان افسردگي کمتري نسبت به همتايان نامتوازن خود دارند و در مجموع، مي¬توانند تعاملي متوازن در نقشهاي کاري و خانوادگي خود برقرار سازند (گرين هاوس و همکاران، 2003).
علي¬رغم تأثير مثبت کار انعطاف¬پذير بر تعادل ميان کار و زندگي، محدوديت¬هايي از قبيل حقوق پايين¬تر، فرصت کمتر آموزش¬هاي ضمن خدمت و حقوق بازنشستگي کمتر براي افرادي که با ساعت کاري کمتر مشغول به کار هستند، ايجاد خواهد شد (لاينت، 2015). اما ازآنروکه در صورت استفاده از ساعت کار ثابت، بسياري از بانوان به سبب ناتوانايي در برقراري تعادل ميان مسئوليت¬هاي شغلي و خانوادگي ناگزير به خارج شدن از بازار کار مي¬شوند، انعطاف¬پذيري ساعت کار مي¬تواند گزينه مناسبي براي آنان محسوب گردد (دنييا و همکاران، 2005).
يکي ديگر از مزاياي استفاده از ساعت کاري انعطاف¬پذير تأثير آن بر رفاه خانواده است. خانواده به دنبال به حداکثر رساندن رفاه خود است. رفاه خانواده تحت تأثير دو عامل «مصرف» و «فراغت» است. مصرف کالا و خدمات از دو طريق «مصرف کالاهاي خانگي» و «مصرف کالاهاي بازاري» به دست مي¬آيد. مصرف کالاهاي خانگي از طريق تخصيص وقت بيشتر خانواده (عمدتاً زن) به دست مي¬آيد (مانند تهيه غذا، پوشاک و مراقبت از فرزندان). مصرف کالاهاي بازاري مانند خريد وسايل خانه، مواد غذايي، هزينه آموزش، بهداشت و مسافرت با کسب درآمد در خانواده تأمين مي¬شود. کسب درآمد نيز از دو طريق صورت ميگيرد: درآمد حاصل از کار بازاري و درآمد حاصل از ثروت. براي کسب درآمد حاصل از کار بازاري، فرد وارد بازار مي¬شود و درآمد به دست مي¬آورد. اين درآمد از حاصل ضرب دستمزد انتظاري در تعداد ساعات کار به دست مي آيد. روشن است كه با افزايش ساعات کار، درآمد افزايش مي¬يابد. با توجه به اينکه زمان در اختيار فرد ثابت است، اختصاص وقت بيشتر به کار بازاري بهمعناي وقت کمتر براي کار خانگي و يا وقت کمتر براي فراغت، يعني لذت بردن در کنار خانواده است. بنابراين، کار بازاري، کار خانگي و فراغت جانشين يکديگرند. ازاينرو، ترکيبي از اين سه عامل بهگونهاي بايد انتخاب شود كه در عين حال که خانواده را به اهداف اصلي خود (بقاي نسل و تربيت نيروي انساني) ميرساند، حداکثر مطلوبيت را نيز براي خانواده تأمين كند و زن نيز بايد در هر مقطع زماني از زندگي خود و با توجه به ثروت و درآمد خانواده، ترکيب مناسبي از کار بازاري – خانگي را انتخاب کند و اين ترکيب طوري باشد که تا وقتي فرزندان کوچک در خانواده هستند، سهم کار بازاري کمتر شود (افشاري، 1380).
شکل 1، امکان تغيير در ساعت¬هاي کار و افزايش در رفاه را نشان مي¬دهد. در اين شکل، فرض شده است که عامل کار مي¬تواند روي محور افقي هر ترکيب از کار و فراغت را انتخاب کند. اکنون فرض مي¬شود که در يک بازار، فقط امکان 8 ساعت کار وجود دارد. عامل کار مي¬تواند 8 ساعت کار را انتخاب کند يا اصلاً کار نکند. در شکل1، منحني¬هاي ترجيحات، بين فراغت و درآمد براي 3 نفر رسم شده است. اين منحني¬ها براي افراد C,B,Aبا U_C,U_B,U_A مشخص مي¬شوند که هر سه از نقطه e عبور مي¬کنند. فرض مي¬کنيم که دستمزد هر سه فرد برابر است، و خط فرضي دستمزد براي آنان را با خطوط بريده TY نشان ميدهيم. حال فرض مي¬کنيم که در اين بازار کار، امکان کار نيمه¬وقت نيز مجاز مي¬شود؛ يعني افراد مي¬توانند 8 ساعت يا 4 ساعت کار را انتخاب کنند. با توجه به ترجيحات افراد و شکل منحني¬هاي بي¬تفاوتي، فرد A موقعيت جديد يا 4 ساعت کار را انتخاب مي¬کند و افزايش مطلوبيت بهدست خواهد آورد. A روي منحني بي¬تقاوتي U ́_A قرار مي¬گيرد. چون U ́_A بالاتر از U_A قرار دارد، به طور قطع مطلوبيت او افزايش خواهد يافت. اگر کارفرما اعلام کند که اجازه اضافه کاري 4 ساعت را نيز مي¬دهد، يک نقطه ديگر روي خط بودجه فرضي TY مشاهده خواهد شد. در اين حالت، فرد C است که با انتخاب 12 ساعت کار، مطلوبيت خود را افزايش ميدهد. شخصC روي منحني ترجيحات U ́_C قرار ميگيرد که مطلوبيت بيش از U_C را مشخص مي¬کند. در اين مثال، فرد B به صورتي انتخاب شده که موقعيت e يا 8 ساعت کار براي او بهينه است. به عبارت ديگر، براي او قرار گرفتن روي نقاط ديگر خط بودجه، تغييري ايجاد نمي¬کند.
ميتوانيم نتيجه بگيريم که هر قدر ساعات کار براي عامل متغيرتر و انعطاف بيشتر داشته باشد، رفاه عامل کار بيشتر خواهد بود. اگر مثال فوق را در دو حالت، يکي فقط 8 ساعت کار و ديگري 4 و 8 و 12ساعت در نظر بگيريم، قطعاً حالت دوم يک بهبود پرتو نسبت به حالت نخست است؛ زيرا بدون تغيير در مطلوبيت شخص B مطلوبيت A و C در حالت دوم افزايش داشته است (پژويان، 1389، ص265-266).
شکل 1. افزايش رفاه در نتيجه امکان انعطافپذيري ساعت کار
(منبع: پژويان، 1389)
مرور ادبيات تحقيق
الف. مطالعات خارجي
راسل و همکاران (2009) در مقاله¬اي به بررسي اثر استفاده از کار انعطاف¬پذير بر فشار کار و تعارض ميان کار و خانواده در ايرلند با استفاده از روش حداقل مربعات معمولي پرداختند. داده¬هاي اين مطالعه از اولين نظرسنجي ملي کارکنان ايرلند در سال 2003 به دست آمده است. نتايج نشان مي¬دهد که انعطاف¬پذيري در ساعات کاري و استفاده از کار پاره وقت سبب کاهش فشار کاري و همچنين کاهش تعارض ميان کار و خانواده مي¬شود.
بوت و وانآرز (Booth & van Ours) (2010) در مطالعه¬اي به بررسي ارتباط ميان کار پاره-وقت و رضايت از زندگي در ميان زنان کشور هلند با استفاده از روش «پيمايشي» براي سال¬هاي 2000 و 2005 پرداختند. نتايج حاکي از آن است که زناني که به کار پاره وقت اشتغال دارند، سطح بالاتري از رضايت شغلي و رضايت از زندگي را تجربه مي¬کنند و در انجام وظايف خانوادگي خود بهتر عمل مي¬کنند.
رحمان احمد و همکاران (2013) در مطالعه¬اي به بررسي رابطه ميان استفاده از ساعت کار انعطاف¬پذير و سطح انگيزش کارکنان بهمنظور تمرکز بر نقش¬هاي متعدد در زندگي پرداختند. داده-هاي اين پژوهش با استفاده از توزيع پرسشنامه، در يک سازمان دولتي واقع در مالزي گردآوري گرديده و از آزمون همبستگي «پيرسون» استفاده شده است. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان مي-دهد که استفاده از ساعت کار انعطافپذير به کارکنان اين امکان را خواهد داد تا وظايف خود را راحتتر و با استرس کمتري انجام دهند، و آنها را قادر خواهد ساخت ميان تعهدات خود در محل کار و خانواده تعادل برقرار سازند.
ساندرسن (2014) در مطالعه¬اي به بررسي «عدم تعادل کار- خانواده براي زنان شاغل» پرداخت. در اين مطالعه، 116 تن از زنان شاغل در سازمان¬ها و موسسات شهر بنگلور، که به صورت تصادفي انتخاب شده¬ و پرسشنامه بين آنها توزيع گرديده بود، تحليل نهايي گرديدند. نتايج حاکي از آن است که نسبت قابل توجهي از زنان شاغل به علت فشار کاري زياد، زمان کمتري براي خودشان دارند و در ايجاد تعادل ميان کار و خانواده، با مشکل مواجهاند. همچنين زناني که از حمايت خانواده و برنامه کاري انعطاف¬پذير برخوردارند از تعادل کار و زندگي بهتري برخوردارند.
سيليم و استيرلينگ (2014) در مطالعه¬اي به بررسي «اثر ساعت کار انعطافپذير در بهبود وضعيت اشتغال زنان در اروپا» پرداختند. بدينمنظور، با ارائه خلاصهاي از سياست¬هاي دولت در رابطه با انعطاف¬پذيري ساعت کار در هفت کشور اروپايي (سوئد، آلمان، هلند، لهستان، انگلستان، فرانسه، اسپانيا)، اثر اين سياست¬ها در بهبود وضعيت اشتغال زنان بررسي گرديد. آنان به اين نتيجه رسيدند که در اين کشورهاي اروپايي، براي کار انعطاف¬پذير تقاضاي زيادي وجود دارد. همچنين استفاده از ساعت کار انعطاف¬پذير کارکنان به کاهش بيکاري کمک مي¬کند. کار انعطافپذير موجب بالا رفتن نرخ اشتغال زنان و تعامل مجدد آنان با بازار¬کار و استفاده بهتر از مهارت و توانايي بالقوه بانوان مي¬گردد.
ويگنولي و همکاران (2016) تأثير اشتغال زنان را بر ثبات ازدواج در کشورهاي آلمان، مجارستان، ايتاليا و لهستان با استفاده از نظرسنجي بررسي كردند. يافته¬هاي تحقيق نشان مي¬دهد که اشتغال زنان تأثير زيادي در بيثباتي ازدواج در ايتاليا و لهستان دارد، ولي هيچ تأثيري در آلمان و مجارستان نداشته است. اين امر نشاندهندة آن است که نتايج با توجه به شرايط هر کشور متغير است.
چانگ و هورست (Chung & Horst) (2018) در مقاله¬اي به بررسي اثر الگوي اشتغال زنان پس از زايمان بر حفظ شغل آنان پرداختند. نتايج حاصل از اين مطالعه بر روي 523 زن شاغل در انگلستان، که دستكم داراي يک فرزند بودند، با استفاده از «رگرسيون لجستيک» نشان داد: احتمال کمتري وجود دارد مادراني که پس از زايمان از ساعت کار انعطاف¬پذير استفاده کرده¬اند از بازار کار خارج شوند. در نتيجه، استفاده از ساعت کار انعطاف¬پذير نه تنها بهعنوان يک ابزار به تعادل کار و زندگي کمک مي¬کند، بلکه بهعنوان ابزاري براي حمايت از مادران شاغل در حفظ کار آنان مورد استفاده قرار مي¬گيرد.
ب. مطالعات داخلي
جواهري و همکاران (1389) در پژوهشي به تحليل اثرات اشتغال زنان بر کيفيت زندگي آنان پرداختند. مطالعه حاضر با روش «پيمايشي» انجام گرفته و اطلاعات لازم بهوسيله پرسشنامه جمعآوري شده است. جامعه آماري اين پژوهش را زنان شاغل در دفتر مرکزي «جهاد کشاورزي» تشکيل مي¬دهد. يافته¬هاي تحقيق با استفاده از آزمون «پيرسون» نشان مي¬دهد افرادي که از شرايط شغلي مناسب¬تري برخوردارند، کيفيت زندگي مناسب¬تري هم دارند.
کهريزي و مرادي (1394) در مطالعه¬اي به بررسي «ديدگاه اسلام و فمينيسم دربارة اشتغال بانوان» پرداختند. در اين پژوهش، که به روش «توصيفي – تحليلي» صورت گرفته، ديدگاه اسلام و فمينيسم در خصوص اشتغال بانوان با هم مقايسه شده است. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي-دهد که اسلام با اشتغال زنان در بيرون از خانه مخالفتي ندارد، به شرط آنکه سلامت اخلاقي بانوان به خطر نيفتد و حرمت و عفت آنان در معرض آسيب قرار نگيرد و به کيان خانواده صدمه¬اي وارد نشود. در مقابل، فمينيسم با روانه ساختن بي¬رويه زنان به بازار¬کار، به محيط خانواده آسيب جدي وارد کرده است.
ترکمن و فتحي (1395) در مقاله¬اي به تحليل «اثرهاي اشتغال زنان بر کيفيت زندگي آنان» پرداختند. بدين منظور، در چارچوب روش «پيمايشي» 163 تن بر اساس روش «نمونهگيري تصادفي ساده» انتخاب و پرسشنامه ميان آنان توزيع شد. نتايج اين مطالعه از ضريب همبستگي «پيرسون» و آزمون تحليل واريانسي نشان داد که اشتغال زنان تأثيري مخرب بر زندگي آنان نداشته است.
حيدري و دهقاني (1395) به شناسايي کيفي «پديده تعارض خانواده – کار و چگونگي مديريت آن در بين زنان معلم متأهل شهر دلوار» پرداختند. داده¬هاي مورد نظر از طريق مصاحبه گروهي و فردي عميق با 19 تن از اين معلمان، که بر اساس روش «نمونه¬گيري غيراحتمالي و هدفمند» انتخاب شدند، جمعآوري گرديد. تحليل مصاحبه¬ها نشان داد که هرچند داشتن سه نقش همسري، مادري و معلمي تنش¬هايي براي همه اين زنان به همراه داشته است، اما پيامدهاي حاصل از داشتن همزمان اين سه نقش براي آنان يکسان نبوده است. زنان برخوردار از حمايت خانواده، بهويژه حمايت همسر و از نظر مالي توانمند، توانسته¬اند از شدت تعارض خانواده – کار بر خود بکاهند. در مقابل، زناني که نه تنها از هيچ¬گونه حمايت خانوادگي برخوردار نيستند و با تحقير و سرزنش همسر مواجهاند و يا توان مالي اندکي براي مديريت تعارض خانواده – کار داشته اند، تعارض خانواده – کار شديدتري را تجربه کرده اند.
صفاکيش و فلاح محسني¬خاني (1396) با استفاده از داده¬هاي آمارگيري نيروي کار «مرکز آمار ايران» به بررسي علل عدم جستوجوي کار در بين زنان غيرفعال در بازار کار ايران پرداختند. نتايج نشان داد که بيش از ۷۰ درصد آنان مسئوليت¬¬هاي خانوادگي و زماني از روز را که صرف فعاليت¬هاي خانه¬داري مي¬شود مهمترين علت براي عدم حضورشان در بازار کار عنوان کرده¬اند.
چنانکه ملاحظه مي¬شود، در مطالعاتي که در اين زمينه انجام گرفته، بيشتر تكيه بر اشتغال زنان از ديدگاه مکاتب مختلف، اثرات اشتغال زنان بر کيفيت زندگي آنان و تعارض ميان کار خارج از منزل و خانواده بوده است. مطالعه حاضر در¬صدد آن است که افزون بر تبيين جايگاه اشتغال زنان از منظر اسلام، به بررسي اثر استفاده از ساعت کار متغير و انعطاف¬پذير به جاي ساعت کار ثابت براي زنان متأهل شاغل بر رفاه خانواده آنان بپردازد و به دنبال پاسخ به اين سؤال است که آيا آنان تمايلي به کاهش ساعت کاري ناشي از انعطافپذيري ساعت کار با کسر حقوق خود دارند؟
روششناسي پژوهش
اين مطالعه از نظر هدف، «کاربردي» است و با روش «پيمايشي» در شهر تبريز انجام گرفته و از نوع توصيفي- تحليلي بهشمار ميآيد. داده¬هاي لازم در اين پژوهش توسط پرسشنامه در زمستان 1396 و بهار 1397 جمع¬آوري گرديده است. در پرسشنامة مذکور، براي سنجش رفاه خانواده، شش حيطة «ميزان درآمد ماهيانه خانواده»، «ثروت خانواده»، «کيفيت زندگي خانوادگي»، «شرايط کاري»، «فراغت»، و «سلامت خانواده» در نظر گرفته شده و سطح رفاه خانواده¬هاي نمونه به صورت ذهني سنجيده است. جامعة آماري اين پژوهش تمام کارمندان زن متأهل مراکز آموزش عالي واقع در شهر تبريز هستند که تعداد آنها 600 تن بوده است.
در پژوهش حاضر، براي حصول اطمينان از اعتبار محتواي پرسشنامه، از تعدادي از صاحب-نظران خبره و متخصصان حوزة تحت مطالعه نظرخواهي و پس از اعمال اصلاحات و پيشنهادات آنان، پرسشنامه نهايي تدوين گرديد و بهمنظور بررسي پايايي پرسشنامه نيز از روش «آلفاي کرونباخ» استفاده شد. ضريب آلفاي کرونباخ توسط نرمافزار spss محاسبه گرديد. ضريب مذکور در اين مطالعه، براي شاخص انعطاف¬پذيري ساعات کاري عدد 72/0 و براي شاخص ميزان رفاه خانواده عدد 92/0 و براي کل پرسشنامه عدد 94/0 است که اين ارقام از مناسب بودن پايايي پرسشنامه حكايت مي¬كند.
در اين مطالعه، حجم نمونه توسط فرمول کوکران در سطح اطمينان 95 درصد براي تعداد 234 نفر تعيين شده است. با توجه به اينکه حجم نمونه، که از طريق فرمول «کوکران» محاسبه مي¬گردد، بهعنوان حد نصاب و حداقل نمونه مورد نياز شناخته مي¬شود؛ در اين پژوهش تعداد نمونه خود را به بيش از حداقل مقدار محاسبه شده افزايش داده¬ايم تا بدينوسيله، بر اعتبار نتايج پژوهش بيفزاييم. همچنين براي اينکه نمونه منتخب از ارزش علمي مناسبي برخوردار باشد، روشي براي انتخاب نمونه بر¬گزيده¬ايم که تمام افراد جامعه، شانس مساوي براي انتخاب شدن داشته باشند. در اين زمينه، از روش «نمونه¬گيري احتمالي طبقهبندي شده» به تفکيک دانشگاه¬ها استفاده شده است. در نتيجه، تعداد 260 پرسشنامه به صورت تصادفي توزيع و تحليل نهايي شد. سپس با استفاده از آزمون «دوجملهاي» به بررسي تمايل زنان متأهل شاغل به کاهش ساعت کاري خود و دريافت دستمزد کمتر پرداخته ميشود. در مرحله بعد، با استفاده از ضريب همبستگي «پيرسون»، همبستگي دو متغير «انعطاف¬پذيري ساعت کار زنان» و «رفاه خانواده» بررسي ميگردد. سپس اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده توسط «رگرسيون خطي ساده» ارزيابي ميشود. همچنين براي رسيدن به يک نتيجة عيني¬تر، توسط رگرسيون خطي چندگانه در محيط نرمافزار spss اثر انعطافپذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده در کنار متغيرهاي مخدوشگر سطح تحصيلات، تعداد فرزندان، نوع منزل مسکوني، مساحت منزل مسکوني، تعداد خودروهاي شخصي خانواده، سابقه خدمت، نوع دستگاه محل خدمت و نوع ساعت کاري آنان سنجيده مي شود تا اثر خالصِ انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده محاسبه و بررسي شود. الگوي مفهومي پژوهش در شکل 2 نشان داده شده است. لازم به ذکر است كه منظور از نوع ساعت کاري به صورت يک¬سره (از ساعت 8 الي 14) و دو¬سره (از ساعت 8 الي 12 و 14 الي 16) تعريف شده است، و سطح تحصيلات از ديپلم تا مقطع دکتري در نظر گرفته شده و نوع دستگاه محل خدمت نيز به صورت دولتي و خصوصي است.
شکل 2. الگوي مفهومي پژوهش
(منبع: يافتههاي پژوهش)
يافتههاي پژوهش
يك. آمار توصيفي اطلاعات عمومي پاسخدهندهها و متغيرهاي اصلي پژوهش
از ميان 260 زن کارمند متأهل نمونه تحت بررسي، 13 تن (5 درصد) ديپلم، 13 تن (5 درصد) فوق¬ديپلم، 114 تن (8/43 درصد) ليسانس، 117 تن (45 درصد) فوق ليسانس، 3 تن (2/1درصد) داراي مدرک دکتري هستند، و ميانگين سني آنان برابر 245/6±52/41 سال با کمترين سن 24 سال و بيشترين سن 59 سال است. همچنين 132 تن (8/50 درصد) داراي يک فرزند، 117 تن (45 درصد) داراي دو فرزند، 11 تن (2/4 درصد) داراي سه فرزند هستند و ميانگين تعداد فرزندان آنان برابر 579/0±53/1 بوده است. در ميان افراد نمونة حاضر، 199 تن (5/76 درصد) داراي منزل مسکوني ملکي و 61 تن (5/23 درصد) داراي منزل استيجاري هستند و ميانگين مساحت منزل مسکوني آنان برابر 445/41±29/124 مترمربع با کوچکترين مساحت 50 مترمربع و بزرگترين مساحت 241 مترمربع است. همچنين 14 تن (4/5 درصد) از زنان نمونه فاقد خودرو شخصي در خانواده، 192 تن (8/73 درصد) داراي يک خودرو شخصي، 47 تن (1/18 درصد) داراي دو خودرو شخصي و 7 تن (7/2 درصد) داراي سه خودرو شخصي هستند و ميانگين تعداد خودروهاي شخصي خانواده آنان برابر 558/0±18/1 است. در بين 260 زن متأهل نمونة بررسي 194 تن (6/74 درصد) در دستگاه دولتي و 66 تن (4/25 درصد) در دستگاه خصوصي؛ 128 تن (2/49 درصد) به صورت يک¬سره و 132 تن (8/50 درصد) به صورت دوسره در محل کار خود در حال خدمت هستند. ميانگين سابقه خدمت آنان نيز برابر 193/6±60/16 سال با کمترين مقدار 1 سال و بيشترين مقدار 30 سال است. ميانگين متغير رفاه خانواده در نمونه بررسي برابر 347/145±47/487 و ميانگين انعطاف¬پذيري ساعت کار زنان برابر 760/3±87/18 بوده است.
دو. بررسي تمايل زنان متأهل شاغل به انجام ساعت کار کمتر از هشت ساعت در روز با دريافت دستمزد متناسب (کمتر)
بهمنظور بررسي تمايل زنان متأهل شاغل به کاهش ساعت کاري به همراه دريافت دستمزد کمتر، از افراد نمونه مطالعه حاضر پرسيده شد که آيا در صورت انعطاف¬پذير بودن ساعت کار خود، حاضريد متناسب با ميزان کاهش ساعت کاري، حقوق و دستمزد پايينتري دريافت كنيد؟ نتايج اين بررسي با استفاده از آزمون «دوجمله¬اي» (Binomial Test) نشان داد که 83 درصد (215 تن) از کل افراد نمونه با کاهش ساعت کاري به همراه دريافت دستمزد متناسب (کمتر) موافقاند و 17 درصد (45 تن) از آنان با اين موضوع مخالفاند و اختلاف معناداري بين نسبت افراد موافق و مخالف وجود دارد (001/0>p-value)، بهگونهايکه نسبت افراد موافق بهگونهاي معنادار بيش از مخالفان اين موضوع است.
سه. بررسي اوليه ارتباط انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان و رفاه خانواده با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون
نمودار پراکنش مربوط به اين ارتباط در شکل 3 نشان داده شده است. اين شکل نشاندهنده ارتباط خطي و مستقيم بين دو متغير انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان و رفاه خانواده است.
شکل 3. نمودار پراکنش ارتباط انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان و رفاه خانواده
(منبع: خروجي نرمافزار spss)
مقدار ضريب همبستگي «پيرسون» بين انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان و رفاه خانواده برابر 509/0 شده است (05/0>Sig). اين نتيجه نشان¬دهنده همبستگي مستقيم، با شدت متوسط و معنادار است. به عبارت ديگر، افزايش انعطاف¬پذيري ساعت کاري در نمونة بررسي بهگونة معناداري افزايش رفاه خانواده را به دنبال خواهد داشت.
چهار. بررسي اوليه اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده با استفاده از رگرسيون خطي ساده
در اين بخش، به بررسي اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده آنان در ميان 260 زن نمونه¬ مطالعه حاضر پرداخته و نتيجه در جدول 1 نشان داده شده است. در اين پژوهش، رفاه خانواده متغير وابسته است.
جدول 1. رگرسيون خطي ساده، اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده
متغير ضريب رگرسيوني خطاي استاندارد برآورد ضريب رگرسيون استاندارد مقدار آماره t Sig
عرض از مبداء 351/116 876/39 - 918/2 004/0
انعطاف پذيري ساعت کاري 664/19 072/2 509/0 489/9 000/0
05/0Sig (ANOVA)< F(ANOVA)= 043/90 256/0R2adj= 259/0 R2=
(منبع: يافتههاي تحقيق)
همانگونهکه از نتايج آزمون «ANOVA» پيداست، ارتباط خطي بين دو متغير «انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان» و «رفاه خانواده» معنادار است (05/0>Sig (ANOVA)). همچنين مقدار ضريب رگرسيوني اثر انعطاف¬پذيري ساعت کار زنان بر رفاه خانواده برابر 664/19 و معنادار است (05/0> (Sig. مقدار R2 الگو برابر با 26 درصد شده است. به عبارت ديگر، 26 درصد از تغييرات متغير رفاه خانواده در اين جامعه توسط انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان در حال تبيين است. اين نشاندهنده ميزان تبيين ضعيف اين الگوست. اما اين مقدار معنادار شده است. بدينروي، مي¬توان گفت: بايد به دنبال الگوي بهتري با حذف اثرات مخدوشگري در اين جامعه باشيم.
پنج. بررسي اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده با استفاده از رگرسيون خطي چندگانه و در نظر گرفتن متغيرهاي مخدوشگري
براي رسيدن به يک نتيجه عيني¬تر اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده، اين اثر در کنار متغيرهاي مخدوشگر سطح تحصيلات، تعداد فرزندان، نوع منزل مسکوني، مساحت منزل مسکوني، تعداد خودروهاي شخصي، سابقه خدمت، نوع دستگاه محل خدمت و نوع ساعت کاري در ميان 260 زن نمونة مطالعه حاضر سنجيده ميشود تا اثر خالصِ انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده محاسبه و بررسي گردد (جدول 2).
همانگونهکه از نتايج آزمون «ANOVA» پيداست، ارتباط خطي بين متغيرهاي مستقل با رفاه خانواده معنادار است (05/0>Sig (ANOVA)) و مقدار R2 الگو برابر با 79 درصد شده است. به عبارتي 79 درصد از تغييرات متغير رفاه خانواده در اين جامعه، توسط اين الگوي خطي تبيين ميشود. اين نشاندهنده ميزان تبيين قوي اين الگوست. همچنين ازآنرو که مقدار R2adj (ضريب تبيين تعديل شده) برابر 78 درصد شده و در الگوي خطي ساده بدون اثرات مخدوشگري، اين مقدار برابر 26 درصد بوده است (جدول 1) مي¬توان گفت: قدرت پيش¬بيني اين الگو بسيار بالاتر از الگوي خطي ساده بدون متغيرهاي مخدوشگر بوده و اين اختلاف نشان¬دهنده آن است که متغيرهاي اضافي وارد شده در الگوي دوم نسبت به الگوي اول، متغيرهاي اثرگذاري بوده است.
جدول 2. رگرسيون خطي چندگانه، اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده
متغير ضريب رگرسيوني خطاي استاندارد برآورد ضريب رگرسيوني استاندارد مقدار آماره t Sig
عرض از مبدأ 519/319- 248/39 - 141/8- 000/0
انعطافپذيري
ساعت کاري 140/20 141/1 521/0 655/17 000/0
سطح تحصيلات 786/2 913/5 015/0 471/0 638/0
تعداد فرزندان 090/5 422/7 20 0/0 686/0 493/0
نوع منزل مسکوني 793/20- 138/10 061/0- 051/2- 041/0
مساحت منزل مسکوني 493/1 106/0 426/0 148/14 000/0
تعداد خودروهاي شخصي خانواده 291/32 706/7 124/0 191/4 000/0
سابقه خدمت 010/13 760/0 554/0 122/17 000/0
نوع دستگاه محل خدمت 764/6 227/10 020/0 661/0 509/0
نوع ساعت کاري 393/8- 941/8 029/0- 939/0- 349/0
05/0 Sig (ANOVA)< 768/103 F(ANOVA)= 781/0 R2adj= 789/0 R2=
(منبع: يافتههاي تحقيق)
با توجه به مقادير آمارههاي t و Sigهاي الگوي رگرسيوني، مشاهده مي¬کنيم که اثرات متغيرهاي انعطاف¬پذيري ساعت کاري، نوع منزل مسکوني، مساحت منزل مسکوني، تعداد خودروهاي شخصي و سابقه خدمت معنادار است (05/0>Sig).
مقدار ضريب رگرسيوني اثر انعطاف¬پذيري ساعت کار بر رفاه خانواده برابر 140/20 و معنادار شده است (05/0>Sig). بدينروي، مي¬توان گفت: با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، بهازاي هر يک واحد افزايش در انعطاف¬پذيري ساعت کاري، به ¬طور ميانگين به اندازه 140/20 واحد به رفاه خانواده افزوده مي¬شود.
مقدار ضريب رگرسيوني اثر نوع منزل مسکوني بر رفاه خانواده برابر 793/20 (با علامت منفي) و معنادار شده است (05/0> Sig). بدينروي، چون در تحليل داده¬ها مقدار رمز ورودي منزل ملکي عدد 1 و رمز ورودي منزل استيجاري عدد 2 وارد شده است، مي¬توان گفت: با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، سطح رفاه خانواده زنان شاغل داراي منزل مسکوني ملکي به ¬طور ميانگين، به اندازه 793/20 واحد بيش از زناني است که منزل استيجاري دارند.
مقدار ضريب رگرسيوني اثر مساحت منزل بر رفاه خانواده برابر 493/1 و معنادار شده است (05/0>Sig). درنتيجه، مي¬توان گفت: با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، بهازاي هر يک واحد افزايش در مساحت منزل، به ¬طور ميانگين به اندازه 493/1 واحد به رفاه خانواده افزوده مي¬شود.
مقدار ضريب رگرسيوني اثر تعداد خودرو بر رفاه خانواده برابر 291/32 و معنادار شده است (05/0>Sig). بدينروي، مي¬توان گفت: با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، بهازاي افزايش يک خودرو به خودروهاي شخصي خانواده زنان شاغل، سطح رفاه خانواده آنها به ¬طور ميانگين به اندازه 291/32 واحد بيشتر ميشود.
مقدار ضريب رگرسيوني اثر سابقه خدمت بر رفاه خانواده برابر 010/13 و معنادار شده است (05/0>Sig). پس مي¬توان گفت: با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، بهازاي افزايش هر سال سابقه خدمت زنان شاغل، سطح رفاه خانواده آنها به طور ميانگين، به اندازه 010/13 واحد بيشتر مي-شود.
نتيجهگيري
اساس سلامت جامعه بر کارکرد صحيح خانواده استوار است. اگر محيط خانواده مکاني امن براي تأمين نياز¬هاي جسمي، روحي و عاطفي اعضاي خانواده نباشد، نمي¬توان انتظار جامعه¬اي مفيد و پويا با بهرهوري بالا در عرصه¬هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ساير زمينه¬ها را داشت. اسلام نيز خانواده را از مقدس¬ترين نهادها معرفي ميکند و براي حفظ و استحکام بنيان خانواده ارزش زيادي قائل است و آرامش و تعادل پوياي جامعه را در استحکام خانواده ميداند.
دين اسلام از يک سو، نقش زنان را در پايداري ارزش¬هاي اسلامي در خانواده، تأمين آرامش و آسايش اعضاي خانواده، رسيدگي به همسر و فرزندان و تأمين رفاه خانواده بسيار محترم شمرده و بدان تأکيد فراواني کرده است، و از سوي ديگر، حضور فعال زنان را نيز در صحنه¬هاي اقتصادي و اجتماعي مي¬ستايد.
در مطالعه حاضر، اثر اشتغال زنان با بهکارگيري ساعت کاري انعطاف¬پذير بر رفاه خانواده بررسي شد. بدينمنظور، با استفاده از روش «نمونه¬گيري احتمالي طبقه¬بندي شده» به تفکيک دانشگاه¬ها تعداد 260 پرسشنامه در ميان کارمندان زن متأهل مراکز آموزش عالي واقع در شهر تبريز به صورت تصادفي توزيع گرديد. در ادامه، با استفاده از آزمون «دوجمله¬اي» تمايل زنان نمونه به کاهش ساعت کاري خود و دريافت دستمزد کمتر (متناسب) بررسي شد. سپس با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون خطي ساده و چندگانه، در محيط نرمافزار spss اثر انعطاف-پذيري ساعات کاري زنان بر رفاه خانواده بررسي گرديد. بدينروي، ابتدا همبستگي دو متغير «انعطاف¬پذيري ساعت کار» و «رفاه خانواده» بررسي گرديد.
در مرحلة بعد، بهمنظور بررسي بيشتر، اين ارتباط توسط رگرسيون خطي ساده ارزيابي شد. همچنين براي رسيدن به يک نتيجه عيني¬تر، در کنار متغير «انعطاف¬پذيري ساعت کار زنان»، اثر متغيرهاي «سطح تحصيلات»، «تعداد فرزندان»، «مساحت منزل مسکوني»، «نوع منزل مسکوني»، «تعداد خودروهاي شخصي خانواده»، «سابقه خدمت»، «نوع دستگاه محل خدمت (دولتي و خصوصي)» و «نوع ساعت کاري زنان ( يک سره و دوسره)» بر رفاه خانواده آنان سنجيده شد. همانگونهکه در بخش يافته¬هاي پژوهش مشاهده مي¬شود، از ميان متغيرهاي ذکر شده، «انعطافپذيري ساعت کاري»، «مساحت منزل مسکوني»، «نوع منزل مسکوني»، «تعداد خودروهاي شخصي خانواده» و «سابقه خدمت زنان» اثر معناداري بر رفاه خانواده دارد؛ بهگونهايکه اثر انعطافپذيري ساعت کار زنان بر رفاه خانواده مثبت و معنادار است.
به عبارت ديگر، انعطاف¬پذيري ساعت کار زنان موجب افزايش رفاه خانواده آنان ميگردد. همچنين اثر مساحت منزل مسکوني بر رفاه خانواده مثبت و معنادار است. پس ميتوان گفت: با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، بهازاي هر واحد افزايش در مساحت منزل مسکوني، رفاه خانواده افزوده خواهد شد. نوع منزل مسکوني نيز اثر معناداري بر رفاه خانواده داشته است. ازآنرو منزل مسکوني ملکي جزو ثروت خانواده محسوب مي¬شود و خانوادههاي داراي منزل مسکوني ملکي از پرداخت اجاره معاف هستند، با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، سطح رفاه خانواده زنان شاغل داراي منزل مسکوني ملکي بيش از زناني است که منزل استيجاري دارند. بنابراين، پيشنهاد مي¬شود دولت در جهت تأمين مسکن مناسب ملکي برنامه¬ريزي جدي انجام دهد؛ همانگونهکه در بند اول اصل 43 قانون اساسي، تأمين مسکن از ضوابط اقتصاد جمهوري اسلامي ايران شمرده شده است.
همچنين بر اساس يافتههاي پژوهش حاضر، افزايش تعداد خودروهاي شخصي خانواده سبب افزايش رفاه خانواده مي-گردد که جا دارد برنامه¬ريزان ذيربط با توجه به شرايط كنوني حمل و نقل کشور، در خصوص تأمين وسايل نقليه عمومي، بهگونهايکه با جايگزيني آنها با خودروهاي شخصي بتوان همان ميزان رفاه را براي خانوادهها تأمين کرد اقدامات لازم را به عمل آورند. سابقه خدمت زنان نمونه نيز بر رفاه خانوادة آنان اثر مثبت و معنا¬داري داشته است. چون افزايش سابقه خدمت، افزايش حقوق را دربردارد و اين امر سبب افزايش سطح درآمد خانواده مي¬گردد، بدينروي، با شرط ثابت بودن ساير متغيرها، بهازاي افزايش هر سال سابقه خدمت زنان شاغل، سطح رفاه خانواده آنها بيشتر مي¬شود.
نظر به اينکه مبحث اصلي مقاله حاضر اثر انعطاف¬پذيري ساعت کاري زنان بر رفاه خانواده است، در يک جمع¬بندي کلي، مي¬توان چنين گفت که با وجود جنبه¬هاي مثبت اشتغال زنان از نظر اقتصادي، اجتماعي، رواني و مانند آن، ساعت کاري ثابت و طولاني، فشار مضاعفي بر جسم و روح زنان وارد ميكند که اين امر سبب ايجاد تأثير منفي بر کيفيت زندگي خانوادگي، انجام وظايف مادري (انسان¬پروري و تربيت انسان¬هاي متعادل، خلاق، با اعتماد به نفس، فکور، سازنده و تأثيرگذار در جامعه) و همسرداري ميگردد. اين در حالي است که با استفاده از ساعت کار انعطاف-پذير براي بانوان، مي¬توان از بروز اين مشکلات جلوگيري و ابعاد مثبت و اصلي نقش بانوان در خانواده را تقويت کرد. در اين صورت، زنان متأهل شاغل مي¬توانند ضمن حفظ حضور خود در جامعه، به تأمين بيشتر آرامش و برآوردن نيازهاي جسمي و روحي خود، همسر و فرزندان، که مورد تأکيد دين اسلام است، بپردازند. در نتيجه انعطاف¬پذيري ساعت کار زنان، از اين طريق رفاه خانواده افزايش مييابد. بنابراين، توصيه مي¬شود برنامه¬ريزان و مسئولان امر در جهت تسهيل انعطاف¬پذيري ساعت کار زنان و تعميم آن اقدامات لازم را به عمل آورند.
- نهجالبلاغه، 1365، فيضالاسلام، تهران، بینا.
- پاينده، ابوالقاسم، 1383، نهجالفصاحه، قم، انصاریان.
- افشاري، زهرا، 1380، «اشتغال زنان و رفاه خانواده: يک چارچوب تحليلي»، پژوهش زنان، ش2، ص 69-86.
- بنيفاطمه، حسين و نازيلا مهبد، 1389، «جايگاه اشتغال زنان از منظر دانشجويان»، فصلنامه علوم اجتماعي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر، ش 8، ص 25-48.
- پژويان، جمشيد، 1389، افتصاد بخش عمومي (مالياتها)، چ پنجم، تهران، جنگل - جاودانه.
- پوراصغر، مرضيه، 1391، زنان، اشتغال و ارزشهاي اخلاقي، انديشههاي راهبردي زن و خانواده، تهران، پيام عدالت.
- تاجيک، بنتالهدي، 1391، «اشتغال زنان از ديدگاه اسلام»، زنان، ش 23و24، ص91-93.
- ترکمن، سولماز و سروش فتحي، 1395، «تحليل اثرهاي اشتغال زنان بر کيفيت زندگي آنان (مطالعه موردي زنان شاغل در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري)»، زن و جامعه، ش 4، ص 13-25.
- توسلي، افسانه و فاطمه رفيعي خوناني، 1387، «بررسي عوامل مؤثر بر گرايش زنان به اشتغال در خارج از منزل، (کارمندان زن سازمان بيمه خدمات درماني)»، پژوهش¬نامه علوم اجتماعي، ش 2، ص33-5.
- جواهري، فاطمه و همكاران، 1389، «تحليل اثرات اشتغال زنان بر کيفيت زندگي آنان (مطالعة موردي: زنان شاغل در وزارت جهاد کشاورزي)»، زن در توسعه و سياست، ش 2، ص 143-162.
- حر عاملي، محمدبن حسن، 1397ق، وسايل¬الشيعه، چ چهارم، تهران، مکتبة الاسلامية.
- حسنقليپور، طهمورث و همكاران، 1392، «ارائه و تبيين مدلي براي علل وعوامل مؤثر بر توازن كار زندگي»، مديريت دولتي، ش 2، ص 37-54.
- حيدري، آرمان و حميده دهقاني، 1395، «شناسايي کيفي پديده تعارض خانواده – کار و چگونگي مديريت آن در بين زنان معلم متأهل»، جامعه¬شناسي كاربردي، ش 63، ص 15-39.
- حيدري شيخ طبقي، پروين، 1392، «جايگاه اشتغال زنان در الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت»، در: دومين کنفرانس الگوي اسلامي ايراني پيشرفت: مفاهيم، مباني و ارکان پيشرفت، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
- ربيعنتاج، سيدعلياکبر و عاليه روحالهزاده، 1389، «حضور زن در جامعه از ديدگاه قرآن و روايات»، پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کريم، ش6، ص 145-168.
- ريتزر، جورج، 1377، نظريه جامعه شناسان در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثي، تهران، علمي.
- روشنفر، مرضيه، 1382، زن، اشتغال، مالکيت (در فقه اماميه و قوانين موضوعه)، تهران، برگ زيتون.
- سليمي، فريبا، 1389، تبيين مفهوم غني¬سازي کار- خانواده و بررسي مباني¬ نظري و پژوهشي و راهکارهاي اجرايي آن در زنان شاغل، پاياننامه کارشناسيارشد، دانشگاه اصفهان.
- صدوق، محمدبن علي، 1376، امالی شیخ صدوق، ترجمة، محمدباقر کمرهای، تهران، کتابچی.
- صفاکيش، محدثه و زهره فلاح محسني خاني، 1396، «بررسي عدم مشارکت اقتصادي زنان در بازار کار ايران»، بررسيهاي آمار رسمي ايران، ش 1، ص 103-119.
- طيبي، ناهيد، 1386، عطر عفاف (نگرشي نو بر عفاف و حجاب)، قم، جامعة الزهراء.
- کهريزي، مهوش و علي مرادي، 1394، «چالش¬هاي اخلاقي اشتغال زنان براي خانواده (بررسي تطبيقي اسلام و فمينيسم و ارائه راهکارها)»، پژوهشنامه اخلاق، ش 28، ص 23-40.
- فروهي، ناصر، 1384، نهاد خانواده از منظر دين، تبريز، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري دانشگاه تبريز.
- مجلسي، محمدباقر، 1403ق، بحارالانوار، بينا، دارلکتب الاسلاميه.
- ميرزايي، حسين و همكاران، 1393، «بررسي كيفيت زندگي زنان متأهل در چارچوب نهاد خانواده»، جامعهشناسي نهادهاي اجتماعي، ش 3، ص 71-93.
- Booth,A.L. van Ours, J.C, 2010, “Part-Time Jobs: What Women Want?”, Discussion Paper Series IZA DP, No. 4686, P. 1-30.
- Chung, H. & et al, 2018, “Women’s employment patterns after childbirth and the perceived access to and use of flexitime and teleworking”, human relations, Vol. 71, P. 47–72.
- Denia,A. Guilló,M.D, 2005, “Family Ties and Female Part-Time Labor Supply”, Dpto. Fundamentos del Análisis Económico GEPYD, Universidad de Alicante, P. 1-14.
- Greenhaus, J. H., & et al, 2003, “The relation between work family balance and quality of life”, Journal of Vocational Behavior, No. 63, P. 510-531.
- Greenhaus, J. H. & et al,1985, “Sources of conflict between work and family roles”, The Academy of Management Review, No. 10, P. 76-88.
- Lyonette, C. 2015, “Part-time work, work–life balance and gender equality”, Journal of Social Welfare and Family Law, Vol. 37. No. 3, P. 321–333.
- Michel.J.S & et al, 2009, “A comparative test of work-family conflict models and critical examination of work-family linkages”, Journal of Vocational Behavior, No. 74, P. 199–218.
- Rahman Ahmad, Abd., & et al, 2013, “A Study of Flexible Working Hours and Motivation”, Asian Social Science; Vol. 9, No. 3. P. 208-215.
- Russell,H.,&et al, 2009, “The Impact of Flexible Working Arrangements on Work-Life Conflict and Work Pressure in Ireland”, Work & Organisation, Vol. 16, No. 1.
- Silim, A. Stirling,A, 2014, “Women and flexible working Improving female employment outcomes in Europe”, IPPR, P. 1-34.
- Sundaresan, S,2014, “WORK-LIFE BALANCE – IMPLICATIONS FOR WORKING WOMEN”, OIDA International Journal of Sustainable Development. Vol. 7, No. 7, P. 93-102.
- Vignoli,D & et al, 2016, “The Impact of Women’s Employment on Divorce: Real Effect, Selection, or Anticipation?”, Families and Societies, Working Paper Series, No. 59, P. 3-59.