تأثیر مبانی فلسفی نگرش علامه طباطبائی در شکلگیری نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان
/ دکتری علوم اقتصادی گرایش اقتصاد اسلامی دانشگاه بینالمللی المصطفی، مؤسسة آموزش عالی علوم انسانی / haidari1154901@gmail.com
/ استادیار گروه اقتصاد دانشکدة اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی / ms_panahi@atu.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Zarqa, A. (1976). Social welfare function and consumer behavior: An Islamic formulation of selected issues. Paper presented at the First International Conference on Islamic Economics, Jeddah, Saudi Arabia.
- Kahf, M. (1981). A contribution to the theory of consumer behaviour in an Islamic society. In K. Ahmad (Ed.), Studies in Islamic Economics (pp. 45-63). Leicester, U.K.: The Islamic Foundation.
- Zaman, A. (1987). Microfoundations for the basic needs approach to development: The lexicographic utility function. Pakistan Journal of Applied Economics, 5(1), 1-24. Karachi, Pakistan: Applied Economics Research Centre, University of Karachi.
- Khan, M. F. (1984). Macroconsumption function in an Islamic framework. Journal of Research in Islamic Economics, 1(2), 1-25. Jeddah, Saudi Arabia: International Centre for Research in Islamic Economics, King Abdulaziz University.
- Khan, M. F. (1992). Theory of consumer behaviour in an Islamic perspective. In S. Tahir, M. A. Khan, & M. Fahim Khan (Eds.), Readings in Microeconomics in Islamic Perspective (p. 25-40). Selangor, Malaysia: Longman Malaysia.
- Siddiqi, M. N. (1992). Islamic consumer behavior. In S. Tahir, M. A. Khan, & M. Fahim Khan (Eds.), Readings in Microeconomics in Islamic Perspective (p. 41-52). Selangor, Malaysia: Longman Malaysia.
- Zarqa, A. (1992). Consumer behaviour in Islamic perspective. In S. Tahir, M. A. Khan, & M. Fahim Khan (Eds.), Readings in Microeconomics in Islamic Perspective (p. 53-65). Selangor, Malaysia: Longman Malaysia.
- Khan, M. F. (1995). Essays in Islamic Economics. Leicester, U.K.: The Islamic Foundation.
- Siddiqi, M. N. (1996). Teaching economics in Islamic perspective. Jeddah, Saudi Arabia: Centre for Research in Islamic Economics, King Abdulaziz University.
- Khan, M. F. (2002). Fiqh foundations of the theory of Islamic economics: A survey of selected contemporary writings on economics relevant subjects of Fiqh. In H. M. H. (Ed.), Contemporary Issues in Islamic Economics and Finance. Jeddah, Saudi Arabia: Islamic Development Bank (IDB/IRTI). (p. 23-45).
- Khan, M. A. (2020). Theory of consumer behavior: An Islamic perspective. MPRA Paper No. 104208. Munich Personal RePEc Archive. Posted December 3, 2020. https://mpra.ub.uni-muenchen.de/104208.
- Farah, Y. (2016). Consumer behavior in Islamic perspective: An empirical analysis. International Journal of Management Research and Emerging Sciences, 6(1), 23 pages. Published October 2, 2017. Lahore, Pakistan.
- Sholihin, M. (2023). Islamic rationality of Muslim consumers: New insight from text analytics and Al-Ghazali’s thought. Journal of Islamic Accounting and Business Research, 15(7), 1093-1117. Bingley, U.K.: Emerald Group Publishing Limited.
مقدمه
در این پژوهش برآنیم که نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان را بر مبنای مبانی و پیشفرضهای نگرش علامه طباطبائی تبیین کنیم. علامه طباطبائی در تفسیر آیۀ اول سورۀ بقره به این نکته اشاره میکند که متقین دارای دو هدایت هستند: هدایت اول از ناحیۀ فطرت و هدایت دوم از ناحیۀ قرآن است. به اعتقاد ایشان عقل نظری درصورتیکه با فطرت سالم همراه باشد، بدیهیات اولیه را درک میکند و به شناختهای درست دست پیدا میکند. به اعتقاد ایشان ضرورت وجود خدا، ضرورت وجود پیامبر و ضرورت وجود روز آخرت جزء بدیهیات اولیه است که عقل نظری همراه با فطرت سالم آنها را درک میکند. بر این اساس درصورتیکه عقل نظری با فطرت سالم همراه باشد، به هدایت اول که درک بدیهیات اولیه است، دست پیدا میکند و درنتیجه از هدایت دوم که از ناحیۀ قرآن است نیز برخوردار میشود. همچنین ایشان در تفسیر آیۀ 213 سورۀ بقره به این نکته اشاره میکند که عقل نظری در آغاز وجود هر انسانی بالقوه است و عقل عملی که مقدمات حکم خویش را از احساسات باطنی (شهوت و غضب) دریافت میکند فعلیت دارد و عقل عملی نمیگذارد عقل نظری فعلیت پیدا کند؛ درنتیجه دین به کمک عقل نظری میشتابد و معنی اینکه گفته میشود دین موافق فطرت است نیز همین میباشد.
بنابراین اگر عقل نظری در مسیر فطرت حرکت کند به شناختهای درست دست پیدا میکند و معارف وحیانی را که مطابق فطرت است میپذیرد. درصورتیکه عقل عملی تابع عقل نظری و معارف وحیانی باشد، عقلانیت حاکم بر رفتار انسان عقلانیت دینی و درصورتیکه تابع شهوت و غضب باشد، عقلانیت حاکم بر رفتار انسان عقلانیت ابزاری خواهد بود. میزان تبعیت عقل عملی از شهوت و غضب در انسانها مراتب دارد و با توجه به میزان تکامل قوۀ نظری و عملی در افراد شدت و ضعف پیدا میکند. هدف از ارسال رسل و انزال کتب نیز تربیت قوۀ نظری و عملی افراد بوده است که در قرآن تحت عنوان تعلیم و تزکیه یاد شده و نتیجۀ آن ایمان و عمل صالح است. ازآنجاییکه نظریۀ علمی از سه عنصر مبانی و پیشفرضها، روابط بین متغیرها و پیشبینی تشکیل میشود، در این پژوهش ابتدا مفاهیمی که بهعنوان مبانی و پیشفرضهای نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان مورد استفاده قرار میگیرد ـ نظیر عقلانیت دینی، عقلانیت ابزاری، انسان اقتصادی و تعاملگرایی ـ بر مبنای نگرش علامه طباطبائی مطرح میشود و در نهایت با استفاده از روش فرضیهای قیاسی نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان بر مبنای مبانی و پیشفرضهای فوق تبیین میگردد. در این پژوهش ما به این نتیجه دست یافتیم که با توجه به میزان تکامل قوۀ نظری و عملی، منفعتطلبی در افراد مراتب دارد؛ هرچه قوۀ نظری و عملی در افراد تقویت شود، منفتطلبی تضعیف و هرچه قوۀ نظری و عملی تضعیف شود، منفعتطلبی تقویت خواهد شد.
پیشینۀ پژوهش
با توجه به تفاوت آشکار و عدم سازگاری مبانی انسانشناختی و نظام ارزشی مکتب سرمایهداری با مبانی و آموزههای اسلامی، اقتصاددانان مسلمان مبانی و مفروضات نظریههای رفتار مصرفکننده در اقتصاد متعارف را قابل تعمیم به فرد مسلمان ندانستهاند و تلاش کردهاند تا برای تحلیل رفتار مصرفکنندۀ مسلمان، چارچوب متناسب با ارزشهای اسلامی ارائه کنند. در این راستا برخی از اقتصاددانان مسلمان اصل موضوعة بیشینهسازی مطلوبیت را با وارد کردن احکام و محدودیتهای اسلامی بازسازی کردهاند. بهعنوان نمونه انس زرقا معتقد است که یکی از تفاوتهای ساختاری میان انسان اقتصادی غربی و انسان اقتصادی اسلامی آن است که تابع مطلوبیت دومی دارای متغیر جدیدی است موسوم به پاداش و جزا در آخرت (Zarqa, 1992; 1976). اسد زمان نیز برای ترسیم تابع مطلوبیت مسلمان چهار اصل موضوعی را مطرح کرده و مواردی از ارزشهای اسلامی مانند رفتار نوعدوستانه، اشباعپذیری مصرف، تفاوت میان نیازهای اساسی و غیراساسی را در تحلیل رفتار مصرفکنندۀ مسلمان وارد میکند (Zaman, 1987). توتونچیان با استفاده از اصل موضوعۀ مطلوبیت مفاهیم انفاق، اسراف، تبذیر و حد کفاف، مصرف را تجزیهوتحلیل کرده است (توتونچیان، 1363). برخی دیگر از اقتصاددانان مسلمان با رد اصل موضوعۀ مطلوبیت، اصول موضوعۀ دیگری را مطرح کردهاند. بهعنوان نمونه، نجاتالله صدیقی و منذر قحف معیار و منطق انتخاب مصرفکنندۀ مسلمان را باتقوا بودن و تطابق بیشتر رفتار با ضوابط شرعی میدانند. منذر قحف به تبعیت از نجاتالله صدیقی معتقد است که موفقیت در باتقوا بودن است و هر قدر رفتار فرد تطابق بیشتری با استانداردهای اخلاقی داشته باشد و درستکاری وی در سطح بالاتری قرار گیرد، وی موفقتر است (Kahf, 1981; Siddiqi, 1992; 1996). از دیدگاه اقتصاددانان مذکور مطلوبیت فرد تربیتشدۀ مکتب اسلام در گرو پیروی از احکام شرع است. به اعتقاد منذر قحف لذت بردن از مصرف کالاها و خدمات چون اطاعت از اوامر الهی شمرده میشود فضیلت است (Kahf, 1981; Siddiqi, 1992; 1996). فهیم خان نیز انتخاب مصرفکنندۀ مسلمان را دارای چهار مرحله میداند: مرحلۀ اول، انتخاب بین تخصیص درآمد به نیازهای دنیایی و انفاق فیسبیلالله است؛ مرحلۀ دوم، انتخاب بین مصارف حال و آینده؛ مرحلۀ سوم، انتخاب بین سطوح گوناگون نیازهای مصرفی حال؛ مرحلۀ چهارم، انتخاب بین گزینههای مختلف از سبد کالاهای مصرفی میباشد. به اعتقاد وی نظریۀ رفتار مصرفکننده در اقتصاد متعارف فاقد تبیین در دو مرحلۀ نخست است و نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ غربی مربوط به مرحلۀ سوم میشود که نوبت تصمیمگیری در فضای انتخاب کالا میرسد. وی معیار انتخاب مصرفکنندۀ مسلمان را رعایت اعتدال و توازن معرفی میکند؛ درحالیکه در اقتصاد سرمایهداری انتخاب بر مبنای حداکثرسازی مطلوبیت با توجه به قید بودجه صورت میگیرد. وی «نیازها» را بهعنوان جایگزین مطلوبیت مطرح میکند و نیازهای زندگی انسان را به پنج نوع (لوازم حفظ دین، نفس، عقل، نسل و مال) و سه سطح (ضروریات، حاجیات و تحسنیات) تقسیم میکند. به اعتقاد ایشان درحالیکه خواستهها بهواسطۀ مفهوم مطلوبیت معین میشود، ولی نیاز که یک دیدگاه اسلامی است بهوسیلۀ مفهوم مصلحت تعیین میگردد. وی همچنین تصریح میکند که مطلوبیت یک امر ذهنی است که به امیال ذهنی افراد وابسته است، ولی مصلحت درحالیکه یک مفهوم ذهنی است به امیال ذهنی افراد وابسته نیست؛ چون معیارهای مصلحت از ناحیۀ شریعت تعیین میشود (Khan, 1984; 1992; 1995; 2002).
مقالات دیگری نیز در این زمینه نگاشته شده که به برخی از آنها اشاره میشود.
محمد اکرم خان نیز در مقالهای مصرف را دارای چهار بعد اعتدال، اسراف، تبذیر و بخل میداند و معتقد است که ابعاد مختلف مصرف با توجه به طبقات مختلف اجتماعی ممکن است معانی مختلف پیدا کند. همچنین ایشان خاطر نشان میکند رفتارهای مصرفی در بسترهای مختلف فردی، اجتماعی و عمومی رخ میدهد. در نهایت ایشان میل نهایی به مصرف را بسط میدهد و میل نهایی به اعتدال، میل نهایی به اسراف، میل نهایی به تبذیر و میل نهایی به بخل را معرفی میکند(M Fahim Khan, 2020). فرح یاسر هم در مقالهای به بررسی رفتار مصرفکننده از دیدگاه اسلامی پرداخته است. وی تلاش میکند نشان دهد که اصول اسلامی تا چه اندازه در رفتار مصرفکنندگان تأثیرگذار است و چه جایگاهی در انتخابها و تصمیمهای اقتصادی آنان دارد. این مطالعه با استفاده از روشهای تحقیق تجربی صورت گرفته و دادهها از طریق ابزارهای آماری تحلیل شدهاند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قوانین شریعت، مفاهیم اخلاقی و ملاحظات دینی نقش قابل توجهی در شکلدهی الگوهای مصرفی افراد مسلمان دارند و مصرفکنندگان در انتخاب کالاها و خدمات، ملاحظات اسلامی همچون حلال بودن، سادهزیستی و دوری از اسراف را در نظر میگیرند (Yasser, 2017). شلحین نیز در مطالعهای دربارۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان به این نتیجه دست یافته است که رفتار مصرفکنندۀ مسلمان با عقلانیت اسلامی مطابقت دارد و آگاهی بالا نسبت به ارزشها و اخلاق اسلامی موجب تعهد به مصرف محصولات حلال میشود (Sholihin, 2023). سیدکاظم صدر نیز معیار انتخاب مصرفکنندۀ مسلمان را بیشینه کردن رضایت یا محبت خداوند میداند. منظور وی از حب، محبت فرد تربیتشده تحت آموزههای اسلام است که در اثر این تربیت فرد به کالاهای حرام و مکروه محبتی نشان نمیدهد و در واقع محبت او به کالاهای منحصر است که مصرف آنها موجب رضایت پروردگار میشود (صدر، 1375). سیدمحمدکاظم رجائی نیز در بررسی منطق فعالیتهای اقتصادی از دیدگاه علامه طباطبائی، لذتها را به لذتهای فکری مطابق با فطرت، فکری مخالف با فطرت و موافق هواهای نفسانی تقسیم میکند و نتیجه میگیرد که لذتهای نوع اول و دوم موافق با فطرت و سازگار با هدایت تشریعی میباشد و لذتهای نوع سوم منشأ اختلاف و استخدام انسانها توسط یکدیگر میگردد (رجائی، 1395). رضا اکبریان و غلامحسین محمودی نیز رفتار مصرفکننده را در اقتصاد اسلامی مورد بررسی قرار دادهاند و به این نتیجه دست یافتهاند که هدف مصرفکننده در جامعۀ اسلامی حداکثر کردن رضایت خداوند است (اکبریان و محمودی، 1394). حسن اعمی بنده قرایی نیز در بررسی تئوریک نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان، متفاوت بودن خط بودجۀ مصرفکنندۀ مسلمان و غیرمسلمان، کوچک بودن سبد کالای مسلمان نسبت به غیرمسلمان و ثابت بودن و کاهشی نبودن مطلوبیت نهایی مخارج روی کارهای نیک را نتیجه گرفته است (اعمی بنده قرایی، 1401) محمدحسین کرمی نیز در کتابی تحت عنوان اقتصاد خرد با رویکرد انتقادی بر اساس نگرش اسلامی، در پنج بخش و سیزده فصل نظریۀ رفتار مصرفکننده، تولیدکننده و تخصیص منابع را از دیدگاه اقتصاد اسلامی و غربی مورد بررسی قرار داده است (کرمی، 1396).
مفاهیم محوری در مبانی فلسفی علامه طباطبائی ناظر به نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان
در این پژوهش به بررسی تأثیر مبانی فلسفی علامه طباطبائی بر نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان میپردازیم. منظور از مبانی فلسفی نگرش علامه طباطبائی مطالبی است که ایشان در تفسیر بعضی آیات در رابطه با ماهیت، طبیعت، ساحتهای معرفتی انسان و ماهیت و هستی جامعه بیان کرد است. بنابراین ابتدا به توضیح بعضی مفاهیمی نظیر عقل نظری، عقل عملی و فطرت پرداخته میشود و در ادامه عقلانیت دینی، عقلانیت ابزاری، انسان اقتصادی و تعاملگرایی بیان میگردد و در نهایت به تبیین نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان بر مبنای فروض فوق پرداخته میشود.
عقل نظری و عقل عملی: عقل همان نیروی است که کلیات را درک میکند و بهواسطۀ آن انسان توان ساختن و کشف قوانین عقلی را پیدا میکند (غزالی، 1417ق، ص28). در یک تقسیمبندی، فلاسفه عقل را به عقل نظری و عقل عملی تقسیم میکنند. عقل نظری همان نیروی درککنندۀ کلیات است، اما از آن جهت که هستها را درک میکند عقل نظری گفته میشود (طباطبائی، 1364، ج8، ص51ـ55). عقل عملی نیز همان نیروی درککنندۀ کلیات است، ولی اموری را درک میکند که مربوط به افعال اختیاری ما میشود، مثل اینکه عدالت خوب است و ظلم بد است (مظفر، 1990، ج2، ص113).
فطرت: «فطر» به معنی ابتدا و اختراع است و «فطره» به معنی نوع آفرینش است (مطهری، 1388، ج3، ص450ـ457). کلمۀ فطرت در قرآن در مورد رابطۀ انسان با دین بهکار رفته است؛ یعنی انسان بهگونهای آفریده شده است که آمادگی پذیرش دین را دارد و اگر به حال خودش واگذار شود و تحت هیچگونه تعلیموتعلم قرار نگیرد، فطرتش او را بهسوی توحید هدایت میکند (طباطبائی 1364، ج10، ص444).
1. تأثیر مبانی فلسفی نگرش علامه طباطبائی بر نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان
1ـ1. تأثیر مبانی معرفتشناختی نگرش علامه طباطبائی بر نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان
بر اساس معرفتشناسی اسلامی فرایند شناخت از بدیهیات آغاز میشود و به بدیهیات ختم میشود؛ چون انکار نظریات مستنتج از بدیهیات به انکار بدیهیات میانجامد و کسی که واجبالوجود را انکار میکند درحقیقت استحالۀ دور و تسلسل را انکار میکند (طباطبائی، 1364، ج5، ص508ـ510). اما طبق دیدگاه علامه طباطبائی تمام علوم انسان، اعم از علومی که از طریق حواس یا از راه فکر و استدلال حاصل میشود و علوم عملی که انسان آنها را برای رفع حوائج زندگی اعتبار کرده است، «الهام الهی» است که بدون واسطه یا بهواسطۀ ابزار و ادواتی که خداوند در اختیار انسان قرار داده است به انسان الهام میشود (طباطبائی، 1364، ج5، ص508ـ510).
بنابراین ازآنجایکه همۀ علوم از جانب خداوند به انسان الهام میشود، برای اینکه این الهام صورت بگیرد، باید عقل انسان با فطرت سالم و تقوای دینی همراه باشد. اگر عقل انسان با فطرت سالم و تقوای دینی همراه نباشد، این الهام صورت نمیگیرد؛ یعنی عقل نظری به شناختهای درست دست نمییابد (طباطبائی، 1364، ج5، ص508ـ510).
علامه طباطبائی در تفسیر آیات اول سورۀ بقره (1 و 2) که ایمان به غیب، اقامۀ نماز، انفاق، ایمان به رسولان و کتابهای قبلی و یقین به آخرت را جزء صفات متقین میداند، معتقدند که متقین بهواسطۀ هدایت اولی که از سلامت فطرت آنها ناشی میشود، به این صفات دست یافتهاند و قرآن هدایتی دوم است که به هدایت اولشان افزوده میشود. بهعبارتدیگر، متقین دو هدایت دارند: هدایت اول که از سلامت فطرت آنها ناشی شده است و بهواسطۀ آن، آنها به صفات مذکور دست یافتهاند؛ و هدایت دوم که قرآن است (طباطبائی، 1364، ج1، ص70). به اعتقاد ایشان هدایتی را که متقین بهواسطۀ سلامت فطرتشان به آن دست یافتهاند، درحقیقت همان درک بدیهیات است که عقل به کمک فطرت سالم به شناخت آنها راه یافته است و از طریق درک بدیهیات اولیه به صفات مذکور دست یافته است. بارزترین مصداق بدیهیات اولیه نیز تعلق و وابستگی وجودی ممکنات به ذات واجب است که با علم حضوری درک میشود و اگر انسان به فطرت انسانی خویش مراجعه کند، در خواهد یافت که او و تمام موجودات عالم فقیر و نیازمند هستند و باید یک موجود بینیاز باشد که نیازمندی آنها را برآورده کند (طباطبائی، 1364، ج1، ص71ـ72). بنابراین با توجه به رابطۀ عقل، دین و فطرت، در ادامه کارکرد عقل نظری، عقل عملی و فطرت بیان میگردد، و بر مبنای رابطۀ عقل، دین و فطرت، عقلانیت دینی و عقلانیت ابزاری بیان میشود تا در تبیین نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان مورد استفاده قرار بگیرد.
1ـ1ـ1. کارکرد عقل نظری
با توجه به مطالب قبل میتوان گفت عقل نظری مدرک حقایق است؛ یعنی هستی و حقیقت اشیا را درک میکند و کارکرد عقل نظری نیز درک حقایق و شناخت حقیقت و هستی اشیاست، اما عقل نظری در صورتی به شناختهای صحیح دست مییابد که به مقتضای فطرت به فعلیت رسیده باشد و در سایۀ تقوای دینی عمل کند (طباطبائی، 1364، ج5، ص508ـ510).
2ـ1ـ1. کارکرد فطرت
فطرت، نحوۀ خلقت و آفرینش هر موجود است که او را بهسوی کمال هدایت میکند. بنابراین هر موجودی، اگر به مقتضای فطرتش عمل کند، به کمال میرسد (طباطبائی، 1364،ج16، ص281). علامه معتقد است که وجود خداوند و نیاز به پیامبر، جزء بدیهیات است که عقل با سلامت فطرت آنها را درک میکند (طباطبائی، 1364، ج16، ص280). پس از مباحث فوق نتیجه میگیریم که بدیهیات اولیه هدایت اول است که عقل با سلامت فطرت آنها را درک میکند و درصورتیکه عقل با سلامت فطرت همراه نباشد، بدیهیات اولیه را درک نمیکند؛ درنتیجه به هدایت اول دست نمییابد و وقتی به هدایت اول دست نیافت، به هدایت دوم که توسط قرآن صورت میگیرد نیز دست نمییابد. بنابراین عقل نظری در صورتی شناخت درست ارائه میکند که همراه با سلامت فطرت و تقوای دینی باشد.
3ـ1ـ1. کارکرد عقل عملی
به اعتقاد علامه طباطبائی، طبیعت در وجود هر موجود زنده، جهازاتی را کار گذاشته و این جهازات، اقتضائاتی دارد که در اثر این اقتضائات، قوای فعاله، احساسات و امیالی را پدید میآورد و این احساسات باعث میشود ما تصورات و تصدیقاتی را اعتبار کنیم، آنگاه آن تصورات و تصدیقات را میان خود و مادۀ خارجی واسطه قرار دهیم، و عملی بر طبق آن انجام دهیم تا غرض ما حاصل شود (طباطبائی، 1364، ج2، ص171)
علامه معتقد است که هرگاه خالیالذهن در احوال انسان نظر کنیم خواهیم دید که بین او و کارهای حیاتیاش بهاندازۀ فکر و ادراک واسطه شده است که کثرت آن ما را به دهشت میاندازد (طباطبائی، 1364، ج2، ص173). بر این اساس هرگاه از عقل در جهت تأمین حوائج زندگی دنیایی استفاده شود، عقل به کمک شهوت و غضب دست به اعتبار تصورات و تصدیقاتی میزند که ماهیت اعتباری دارد و اثر حقیقی بر آنها مترتب میشود؛ مثل ریاست و مرئوسیت.
علامه معتقد است خداوند انسان را مجهز به نیروی عقل نموده و همۀ موجودات را مسخر او گردانیده تا در آنها تصرف کند و به کمال برسد. انسان نیز به مقتضای فطرتش از عقلش استفاده میکند و سایر موجودات را در خدمت میگیرد تا به خواستهها و علایقش برسد، چه آن موجود بیجان باشد یا جاندار باشد، یا حتی از نوع خودش باشد. انسان در صورتی همۀ خواستهها و حوائجش تأمین میشود و به کمال میرسد که بهصورت اجتماعی زندگی کند؛ چون انسان استخدامگر است و به تنهایی به همۀ خواستهها و حوائجش دست نمییابد، بلکه تنها در اجتماع به همۀ خواستهها و حوائجش دست مییابد؛ لذا به زندگی اجتماعی تن میدهد. در اجتماع چون همۀ انسانها به عقل عملی مجهز و استخدامگرند، لذا کشمکش و نزاع پدید میآید، و این کشمکش و نزاع در سایة قانون فروکش میکند (طباطبائی، 1364، ج10، ص380).
پس کارکرد عقل عملی این است که به کمک شهوت و غضب ادراکاتی را پدید میآورد که ماهیت اعتباری و با توجه به غایت و هدفی که در اعتبار آنها منظور شده است، اثر حقیقی دارد. همچنین همین عقل عملی است که انسان را وادار میکند که برای رسیدن به خواستهها و حوائجش همه چیز را به خدمت بگیرد و ابزارآلات اختراع کند. بدینسان زندگی اجتماعی شکل میگیرد و قانون پدید میآید. قانون نیز یا از عقل بشر نشئت میگیرد که در این صورت انسان را به سعادت خیالی، یعنی سعادت و کمالی که واضعان قانون تصور کردهاند میرساند، یا از ناحیۀ خداوند است که در این صورت انسان را به سعادت حقیقی میرساند (طباطبائی، 1364، ج10، ص389).
4ـ1ـ1. کارکرد احساسات فطری
احساسات فطری منشأ جلب منفعت و دفع ضرر هستند که از این طریق زمینۀ بقا و دوام انسان را فراهم میکند و انسان را بهطرف کمال هدایت میکند. علامه معتقد است که طبیعت موجودات زنده را به ابزار و قوای مجهز نموده است که حوائج آن موجود را برطرف میکند. اگر آنگونه که باید از آن ابزار و قوا استفاده کند، به کمال میرسد. انسان را نیز به ابزار و قوای مجهز نموده است که اگر آنگونه که باید از آن ابزار و قوا استفاده کند، به کمال میرسد؛ مثلاً طبیعت، جهاز تغذیه، قوۀ تغذیه، جهاز تناسل و قوۀ تولیدمثل را در وجود انسان کار گذاشته است که اگر آنگونه که باید از این ابزار و قوا استفاده کند، به کمال میرسد. کارکرد این ابزار و قوا این است که این ابزار و قوا، امیالی را در ما پدید میآورد؛ درنتیجه احساساتی در ما پدید میآید که سبب میشود اندیشههای اعتباری را پدید آوریم تا بین ما و کارهای ما واسطه قرار گیرد که از این طریق به خواستههای خود برسیم. اما این احساسات فطری به تنهایی کافی نیست؛ زیرا این احساسات فطری سبب درگیری و اختلاف میشود؛ لذا علامه معتقد است که این جهازات تکوینی که در وجود انسان کار گذاشته شده است، هرکدام مقتضی قضایای عملی است که از ناحیۀ شریعت به ما رسیده است (طباطبائی، 1364، ج16، ص389).
5ـ1ـ1. رابطۀ عقل دین و فطرت در علوم نظری
فطرت به معنای نحوۀ آفرینش است و فطریات به بینشها و گرایشهای فطری تقسیم میشود. بینش فطری به این معناست که انسان اینگونه آفریده شده است که اگر در مسیر با مانعی برخورد نکند، خداشناس بار میآید. قبلاً متذکر شدیم که احساس نیازمندی همۀ موجودات به یک موجودی که نیازمندی موجودات را برطرف کند، همچون احساس نیاز به اصل وجود راهنما، درک ضرورت روز واپسین، مسائلی است که عقل با سلامت فطرت به سادگی درک میکند. اگر کسی در این مسائل تردید میکند، معلوم است که از سلامت فطرت برخوردار نیست. پس عقل با سلامت فطرت بدیهیات را درک میکند؛ یعنی اصل نیاز موجودات به یک موجود بینیاز، اصل نیاز انسانها به وجود راهنما، اصل ضرورت روز واپسین را درک میکند؛ درنتیجه دیندار میشود. اما کسی که فطرتش تباه شده است، بدیهیات را درک نمیکند؛ درنتیجه وقتی دین بر او عرضه میشود، نمیپذیرد (طباطبائی، 1364، ج1، ص71).
6ـ1ـ1. رابطۀ عقل، دین و فطرت در علوم عملی
همانگونه که عقل نظری در صورتی به ادراک صحیح دست پیدا میکند که همراه با فطرت سالم و تقوای دینی باشد، در حوزۀ عمل نیز عقل در صورتی منشأ احکام و علوم عملی صحیح (علوم عملی که سعادت و کمال حقیقی انسان را تأمین کند) قرار میگیرد که متکی بر ادراکات نظری مطابق با واقع و وحی باشد. ادراکات نظری مطابق با واقع نیز از عقل همراه با سلامت فطرت و تقوای دینی حاصل میشود. هدف عقل نظری رسیدن به ادراکات مطابق با واقع است، و این در صورتی حاصل میشود که عقل همراه با فطرت سالم و تقوای دینی باشد. هدف عقل عملی رسیدن به قضایای عملی است که سعادت و کمال انسان را تأمین کند. عقل عملی در صورتی به این هدف نائل میشود که متکی بر ادراکات نظری مطابق با واقع و وحی باشد.
7ـ1ـ1. عقلانیت دینی
عقلانیت میتواند به معنای عقلانیت معرفتهای عقلی باشد و یا به معنای عقلانیت احکام عقل. در بحث فعلی میخواهیم عقلانیت «معرفتهای عقلی» و «عقلانیت احکام عقل» را بر مبنای رابطۀ عقل، دین و فطرت بررسی کنیم. بر مبنای رابطۀ عقل، دین و فطرت، معرفتهای عقلی در صورت عقلانی است (مطابق با واقع است) که از عقل نظری، همراه با سلامت فطرت و تقوای دینی حاصل شده باشد. احکام عقل نیز در صورتی عقلانی است (کمال و سعادت انسان را حقیقتاً تأمین میکند نه خیالاً و وهماً) که از عقل عملی متکی بر ادراکات نظری مطابق با واقع و تابع وحی حاصل شده باشد. اگر عقل نظری با سلامت فطرت و تقوای دینی همراه نباشد، معرفتهایش عقلانی نیست؛ چراکه بدیهیات را درک نمیکند و دچار شکاکیت و پوچگرایی میشود. عقل عملی نیز، اگر متکی بر ادراکات نظری مطابق با واقع و تابع وحی نباشد، به عقل ابزاری تبدیل میشود.
8ـ1ـ1. عقلانیت ابزاری
ازآنجاییکه انسان از یک طرف مجهز به نیروی عقل است و از طرفی دیگر منفعتطلب است؛ یعنی احساسات فطری او را وادار میکند که از هر چیزی به نفع خودش استفاده کند تا به امیال و آرزوهایش برسد، برای تحقق این هدف از عقل استفاده میکند. بر این اساس اگر عقل عملی متکی بر شناختهای نظری مطابق با واقع و تابع وحی نباشد، آنگاه از احساسات فطری، یعنی شهوت و غضب دستور میگیرد و درنتیجه عقلانیت حاکم بر رفتارش عقلانیت ابزاری خواهد بود. در عقلانیت ابزاری انتخاب هدف عقلانی نیست؛ زیرا عقل عملی بر ادراکات نظری مطابق با واقع متکی نیست، بلکه بر شکاکیت و پوچگرایی متکی است؛ درنتیجه انتخاب هدف عاطفی است و تنها انتخاب وسیله میتواند عقلانی یا غیرعقلانی باشد. این نیز بدین جهت است که عقل عملی از شهوت و غضب دستور میگیرد. انسان اقتصادی، بارزترین مصداق عقلانیت ابزاری است. انسان اقتصادی از یک طرف حسابگر است، یعنی به نیروی فکر و اندیشه مجهز است و از طرف دیگر منفعتطلب است. از حسابگریاش استفاده میکند تا منفعتش را حداکثری کند (داودی، 1389، ج1، ص28). این انسان اقتصادی غرب است. اما انسان اقتصادی اسلامی به نیروی عقل مجهز و منفعتطلب است، اما عقل عملیاش متکی بر ادراکات نظری مطابق با واقع و تابع وحی است.
2ـ1. تأثیر مبانی انسانشناختی نگرش علامه طباطبائی در شکلگیری نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان
به اعتقاد علامه طباطبائی انسان نوعی مستقل است که خداوند او را از خاک آفریده است (طباطبائی، 1417ق، ج2، ص112). همچنین ایشان معتقدند که انسان مرکب از روح و بدن است و مایۀ برتری انسان بر دیگر موجودات و منشأ ارزشهای معنوی و الهی، عنصر روحانی انسان است. کسی که انسان را به جنبۀ مادی و زندگی دنیایی محدود میکند، سعادت را نیز سعادت مادی دیده و در فعالیتهایش هم هدفی جز کسب مال و مقام نخواهد داشت (طباطبائی، 1417ق، ج19، ص270).
همچنین یکی از امتیازات منحصربهفرد انسان نیروی عقل و اندیشه است که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته است. اگر از عقل در راستای شناخت حقایق هستی استفاده شود، عقل نظری و اگر در راستای تأمین حوائج زندگی فردی و اجتماعی استفاده شود، عقل عملی اطلاق میشود. به اعتقاد علامه طباطبائی عقل عملی مبدع ادراکات اعتباری است؛ اداراکاتی که ماهیت اعتباری دارند و به درد عمل میخورند و انسان این ادراکات را بین خود و کارهای حیاتیاش در زندگی فردی و اجتماعی واسطه قرار میدهد. اگر در احوالات انسان نظر افکنیم خواهیم دید که بهقدری بین انسان و کارهای حیاتیاش این ادراکات واسطه قرار گرفته که انسان را به دهشت میاندازد. همچنین ایشان تصریح میکند که عقل نظری در آغاز وجود هر انسانی بالقوه است و عقل عملی که مقدمات حکم خود را از احساسات باطنی میگیرد فعلیت دارد. عقل عملی نمیگذارد که عقل نظری به فعلیت برسد. ایشان نتیجه میگیرد که عقل عملی تابع شهوت و غضب، انسان را از انسانیت دور میکند و به طرف حیوانیت سوق میدهد، دین به کمک عقل نظری میشتابد تا عقل نظری به فعلیت برسد (طباطبائی، 1364، ج2، ص221ـ224).
بنابراین عقل عملی در صورتی میتواند راهگشای انسان باشد که تابع وحی و عقل نظری باشد، یعنی تربیت شود. وظیفۀ انبیا نیز این بوده که عقل نظری را به فعلیت برساند و عقل عملی را تربیت کنند؛ چنانچه تعلیم و تزکیه در قرآن بهعنوان هدف بعثت پیامبران ذکر شده است (بقره: 129 و 151؛ آلعمران: 164؛ جمعه: 2). میتوان گفت تعلیم با تربیت قوۀ نظری و تزکیه با تربیت قوۀ عملی حاصل میشود و نتیجۀ آن ایمان و عمل صالح است. پس انسان اقتصادی اسلامی به مقتضای طبیعتاش به دنبال جلب منفعت و دفع ضرر است، اما با توجه به میزان تکامل قوۀ نظری و عملی منفعتطلبی در افراد مراتب دارد و شدت و ضعف پیدا میکند؛ هرچه قوۀ نظری و عملی بیشتر تکامل پیدا کند، منفعتطلبی کمتر و هرچه قوۀ نظری و عملی کمتر تکامل پیدا کند، منفعتطلبی بیشتر خواهد شد.
3ـ1. تأثیر مبانی جامعهشناختی نگرش علامه طباطبائی بر نظریۀ رفتار مصرفکنندۀ مسلمان
از نظر علامه طباطبائي انسان مدنی بالطبع به طبع ثانوی است؛ چون طبع اولی انسان استخدام است و در اثر استخدام اجتماع شکل میگیرد (طباطبائی، 1390، ص319ـ322)؛ یعنی فطرت انسان، از طرفی به استخدام و بهرهکشی از دیگران و از طرفی به زندگی گروهی و اجتماعی حکم میکند، و این تنافی بین دو حکم فطری (نفعطلبی انسان او را به اختلاف و بهرهکشی سوق میدهد؛ درحالیکه طبیعت اجتماعی او وی را به همزیستی با دیگران جهت میدهد) را خداوند متعال با ارسال رسولان و فرستادن کتب آسمانی بین مردم حکم کرده و تنافی این دو امر فطری را حل کرده است (طباطبائی 1417ق، ج2، ص116ـ117). با اینکه هر فرد انسان فطرتاً اجتماعی است، ولی نخستین اجتماعی که در تاریخ بشر شکل گرفته، اجتماع خانوادگی بوده که بر مبنای تناسل شکل گرفته و با مرور زمان پیچیدهتر شده و بهصورت اجتماع فامیلی و قبیلهای و ملت درآمده است (طباطبائی، 1389، ص48ـ51). برای اینکه این اجتماعی که بر مبنای استخدام شکل گرفته تعاونی باشد و همه از همه بهرهمند شوند؛ یعنی هرکس از دیگری به مقداری که آن دیگری از او بهرهمند میشود، بهرهمند شود، بشر ناچار است به قانون عدل اجتماعی تن دردهد؛ بنابراین عدالت اجتماعی چیزی است که بشر در پذیرفتن آن ناچار است (طباطبائی، 1364، ج2، ص1367).
اسلام دین فطری و اجتماعی است. فطرت به معنای آفرینش و اجتماع به معنای همبستگی و ائتلاف است. آفرینش دستگاهی بههمپیوسته است. با توجه به یکی بودن معنای فطرت و اجتماع میتوان گفت فطرت و اجتماع قرین و لازم و ملزوم همدیگر بوده و از هم تفکیکپذیر نیستند؛ پس لابد دین فطری اجتماعی هم خواهد بود. نهتنها اسلام یک دین اجتماعی است، بلکه اهمیت ویژه برای جامعه قائل است؛ چنانچه بسیاری احکامش را روی جامعه پایهریزی نموده و آن را مستقلاً مورد خطاب قرار داده، و مستحق جزا و پاداش و دارای حیات و ممات میداند، و برای جامعه حقیقتی جداگانه از تکتک افراد قائل است که دارای احکام و خواص جداگانه است. درعینحال از فرد نیز چشمپوشی نمیکند، بلکه افراد صالح تربیت نموده و در ساختن جامعة صالحه بهکار میبرد، و جامعه درحالیکه از افراد ساختهشده دارای صورت و هیئت و موجودیت مستقل از افراد میباشد (طباطبائی، 1389، 27ـ29). مطابق دیدگاه علامه طباطبائی اولاً جامعه از وجود عینی و وحدت حقیقی برخوردار است؛ یعنی شخصیت مستقل و جداگانه از افراد دارد و رابطة فرد و جامعه رابطة حقیقی است. گواه این مطلب نیز آیاتی از قرآن است که پاداش و کیفر، زندگی و مرگ، را به جامعه نسبت دادهاند؛ ثانیاً رابطة حقیقی فرد و جامعه سبب میشود که جامعه دارای آثار و خواص نیرومندی باشد که نیروی جامعه بر نیروی فکر و شعور فرد غلبه کند، بهحدیکه فکر و شعور افراد را از آنها بگیرد؛ ثالثاً شخصیت جامعه پیوند وثیقی با تفکر اجتماعی دارد، یعنی در هر جامعه تفکر افراد با فکر جامعه هماهنگ است (کیاشمشکی، 1390، ج2، ص192).
با توجه به مطالب قبل باید متذکر شد که اقتصاد خرد متعارف مبتنیبر اصالت فرد است و رویکرد فردگرایی باعث شده در اقتصاد خرد متعارف از تأثیر نهادها و ساختارهای اجتماعی غفلت شود و تأثیر نهادها و ساختارهای اجتماعی بر رفتارهای اقتصادی افراد نادیده انگاشته شود، و این نقیصه باعث عدم کارایی تئوریها اقتصاد کلاسیک و نئوکلاسیک در شرایط مختلف فرهنگی و اجتماعی و عدم موفقیت آنها در کشورهای درحالتوسعه و توسعهنیافته گردیده است. از طرف دیگر در رویکرد سوسیالیستی بر تأثیر ساختارها و نهادها تأکید میشود و تأثیر کنشهای فردی نادیده گرفته میشود. اما رویکرد درست رویکرد تعاملگرایی است که علاوه بر تأثیر متقابل کنشهای فردی و ساختارها و نهادهای اجتماعی بر یکدیگر تأثیر متقابل کنشهای افراد را بر یکدیگر نیز در نظر میگیرد. رویکرد اجتماعی که علامه طباطبائی مطرح میکند به رویکرد تعاملگرایی نزدیک است؛ چراکه علاوه بر تأثیر متقابل کنشهای افراد و ساختارها و نهادهای اجتماعی از تأثیر متقابل کنشهای افراد بر یکدیگر نیز غفلت نمیکند.
2ـ1. تبیین نظریة رفتار مصرفکنندة مسلمان با استفاده از مبانی فلسفی نگرش علامه طباطبائی
تا کنون با استفاده از مبانی فلسفی نگرش علامه طباطبائی به تبیین مبانی و مفروضات نظریة رفتار مصرفکنندة مسلمان، یعنی عقلانیت دینی، انسان اقتصادی و تعاملگرایی پرداختیم. بنابراین بر مبنای نگرش علامه طباطبائی اولاً عقل نظری در صورتی به شناختهای درست دست پیدا میکند که با فطرت سالم همراه باشد. عقل عملی نیز در صورتی انسان را به سعادت و کمال هدایت میکند که تابع عقل نظری و معارف وحیانی باشد. در این صورت عقلانیت حاکم بر رفتار انسان عقلانیت دینی خواهد بود؛ ثانیاًّ انسان اقتصادی اسلامی هم به مقتضای طبیعتش به دنبال جلب منفعت و دفع ضرر است، اما با توجه به تکامل قوة نظری و عملی منفعتطلبی در افراد ذومراتب بوده و شدت و ضعف دارد؛ ثالثاً با توجه به دیدگاه اجتماعی علامه طباطبائی که رابطة فرد و جامعه را طرفینی میداند، میتوان گفت که رفتارهای اقتصادی افراد تحتتأثیر انگیزههای درونی (منفعتطلبی) و عوامل بیرونی (ساختارها و نهادهای اجتماعی نظیر اسلامیت محیط، نهادهای فرهنگی و آموزشی، محدودیتهای شرعی و...) شکل میگیرد؛ یعنی اسلامیت محیط، نهادهای آموزشی و فرهنگی و متولیان دینی میزان تکامل قوة نظری و عملی افراد را تحتتأثیر قرار میدهد و میزان تکامل قوة نظری و عملی افراد بر میزان منفعتطلبی آنها تأثیر میگذارد.
بنابراین عقل نظری اگر با فطرت سالم همراه باشد، بدیهیات اولیه (ضرورت وجود خدا، پیامبر و روز آخرت) را میپذیرد و در مسیر دین و معارف وحیانی قرار میگیرد. هرچه بیشتر در مسیر دین و معارف وحیانی حرکت کند ایمان و تقوای دینی وی تقویت میشود. با توجه به اینکه عقل نظری و عملی دو روی یک سکه هستند و عقل نظری، عقل در عرصة شناخت و عقل عملی، عقل در عرصة عمل است، عقل عملی یا عقل در عرصة عمل از مراتب ایمان و تقوای دینی فرد تأثیر میپذیرد و بر تصمیمگیریها و رفتارهای اقتصادی وی تأثیر میگذارد. بهعبارتدیگر، رفتارهای اقتصادی افراد تحتتأثیر میزان تکامل قوة نظری و عملی یا تقوای دینی و منفعتطلبی قرار دارد؛ هرچه تقوای دینی افراد تقویت شود، منفعتطلبیشان تضعیف و هرچه تقوای دینیشان تضعیف شود، منفعتطلبی آنها تقویت میشود.
بنابراین اگر فرض کنیم مصرفکنندة مسلمان در مرحلة اول درآمدش را بین مصارف دنیوی و اخروی تخصیص دهد، افراد مختلف با توجه به میزان تکامل قوة نظری و عملی و تقوای دینیشان ترکیبات مختلفی را انتخاب میکنند؛ چراکه ایمان و تقوای دینی افراد از طریق ارزشگذاری ذهنی آنها منطق تصمیمگیریشان را تحتتأثیر قرار میدهد. به عنوان مثال، اگر ایمان و تقوای دینی افراد تقویت شود، مصارف اخروی برای آنها ارزش ذهنی و مطلوبیت بیشتری پیدا میکند؛ لذا درآمدهای بیشتری را به مصارف اخروی اختصاص میدهند، اما اگر ایمان و تقوای دینی افراد تضعیف شود، مصارف اخروی برایشان ارزش ذهنی و مطلوبیت کمتری پیدا میکند و بیشتر درآمدشان را صرف مصارف دنیوی خواهند کرد.
بنابراین انتخاب مصرفکنندة مسلمان میتواند مراتب زیاد و طیف وسیعی داشته باشد. جهت سادهسازی، مراتب انتخاب مصرفکنندة مسلمان را در سه دسته میتوان ارائه کرد:
الف) مراتب بالای ایمان و تقوای دینی (شاید مصادیق زیادی نداشته باشد و بتوان بهعنوان حالتهای حدی مطرح کرد)؛
ب) مرتبة متوسط ایمان و تقوای دینی (شاید اکثریت موارد در این دسته قرار بگیرند)؛
ج) مراتب پایین ایمان و تقوای دینی (شاید مصادیق زیادی نداشته باشد و بتوان بهعنوان حالتهای حدی مطرح کرد).
بنابراین اگر افراد در مرتبة بالای ایمان و تقوای دینی قرار داشته باشند، مصارف دنیوی برای آنان از ارزش کمتری برخوردار بوده و مصارف اخروی ارزش و مطلوبیت بیشتری دارد و بیشتر درآمدشان به مصارف اخروی اختصاص پیدا میکند؛ چنانچه خداوند در قرآن میفرماید: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلَي حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً» (انسان: 8).
اگر افراد در مرتبة متوسط ایمان و تقوای دینی قرار داشته باشند، ترکیبات مختلفی از مصارف دنیوی و اخروی را انتخاب خواهند کرد و درآمدشان را به مصارف دنیوی و اخروی اختصاص میدهند.
اگر افراد در مرتبة پایین ایمان و تقوای دینی قرار داشته باشند، بیشتر درآمدشان را به مصارف دنیوی اختصاص خواهند داد.
در مرحلة دوم تخصیص درآمد؛ یعنی تخصیص درآمد به مصارف دنیوی نیز مصرفکنندة مسلمان تنها تحتتأثیر انگیزههای درونی (منفعتطلبی) قرار ندارد، بلکه عوامل بیرونی، یعنی ساختارها و نهادهای اجتماعی و محدودیتهای شرعی نیز در رفتارهای اقتصادی وی تأثیرگذار است. بهعنوان مثال، مصرفکنندة مسلمان نمیتواند درآمدش را صرف خرید کالاهای کند که در شریعت مصرف آن کالاها تحریم شده؛ همچنین نمیتواند از کالاهای استفاده کند که هنجارهای اجتماعی و قوانین رسمی یا غیررسمی اجازه استفاده از آن کالاها را به او نمیدهد. میزان تبعیت افراد از محدودیتهای شرعی و غیرشرعی نیز به میزان ایمان و تقوای دینی آنها بستگی دارد؛ هرچه مرتبة ایمان و تقوای دینی فرد بالاتر باشد، میزان تبعیت وی از محدودیتهای شرعی و غیرشرعی بیشتر خواهد بود و هرچه مرتبة ایمان و تقوای دینی فرد پایینتر باشد، میزان تبعیت وی از محدودیتهای شرعی و غیرشرعی کمتر خواهد بود.
نتیجهگیری
با توجه به عدم سازگاری مبانی و اصول نظریة رفتار مصرفکنندة غربی با تعالیم و آموزههای اسلامی، اقتصاددانان مسلمان درصدد ارائة نظریة رفتار مصرفکنندة مسلمان بر مبنای تعالیم و آموزههای اسلامی برآمدهاند. در این پژوهش سعی شده است که نظریة رفتار مصرفکنندة مسلمان بر مبنای نگرش علامه طباطبائی تبیین شود. بر مبنای نگرش علامه طباطبائی عقل انسان بهتبع مدرکاتش به عقل نظری و عقل عملی تفکیک میشود. عقل عملی اگر تابع عقل نظری و معارف وحیانی باشد، عقلانیت حاکم بر رفتار انسان عقلانیت دینی است، اما اگر عقل عملی تابع عقل نظری و وحی نباشد، تابع شهوت و غضب خواهد بود که در این صورت عقلانیت حاکم بر رفتار انسان عقلانیت ابزاری میباشد. از طرف دیگر انسان اقتصادی اسلامی منفعتطلب است و منفعتطلبی در افراد با توجه به میزان تکامل قوة نظری و عملی شدت و ضعف پیدا میکند؛ اگر میزان تکامل قوة نظری و عملی تضعیف شود، منفعتطلبی تشدید میشود و بالعکس.
با توجه به میزان تکامل قوة نظری و عملی و مراتب منفعتطلبی انتخاب مصرفکنندة مسلمان مراتب زیاد و طیف وسیعی دارد؛ هرچه قوة نظری و عملی در افراد تقویت شود، منفعتطلبی تضعیف میشود و درآمد بیشتر به مصارف اخروی اختصاص پیدا میکند. در مقابل، هرچه قوة نظری و عملی تضعیف شود، منفعتطلبی تقویت میشود و درآمد بیشتری به مصارف دنیوی اختصاص پیدا میکند.
- اعمی بنده قرایی، حسن (1401). بررسی تئوریک نظریة رفتار مصرفکنندة مسلمان. جامعهشناسی سیاسی ایران، 3، 2067ـ2081.
- اکبریان، رضا و محمودی، غلامحسین (1394). بررسی و تجزیهوتحلیل رفتار مصرفکننده در اقتصاد اسلامی. اقتصاد و بانکداری اسلامی، 13، 53ـ82..
- توتونچیان، ایرج (1363). تئوری تقاضا و تحلیل اقتصادی انفاق. تهران: مرکز اطلاعات فنی ایران.
- داودی، پرویز (1389). اقتصاد خرد. تهران: دانایی توانایی.
- رجائی، سیدمحمدکاظم (1395). منطق فعالیتهای اقتصادی از دیدگاه علامه طباطبائی در مقایسه با اقتصاد کلاسیک. معرفت اقتصاد اسلامی، 14، 5ـ24.
- صدر، سیدکاظم (1375). اقتصاد صدر اسلام. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1364). ترجمة تفسیر المیزان. سیدمحمدباقر موسوی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1389). روابط اجتماعی در اسلام. قم: بوستان کتاب.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1390). اصول فلسفه و روش رئالیسم. مقدمه و پاورقی استاد شهید مطهری. تهران: صدرا.
- غزالی، ابوحامد (1417ق). المستصفی فی علم الاصول. بیروت: دار الکتب العلمیه.
- کرمی، محمدحسین (1396). اقتصاد خرد با رویکرد انتقادی بر اساس نگرش اسلامی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- کیاشمشکی، ابوالفضل (1390). کاربرد نظریة اعتباریات علامه طباطبائی در علوم انسانی. در: عبدالحسین خسروپناه، علامه طباطبائی فیلسوف علوم انسانی ـ اسلامی، تهران: سازمان انتشارات فرهنگ و اندیشة اسلامی.
- مطهری، مرتضی (1388). مجموعهآثار. تهران: صدرا.
- مظفر، محمدرضا (1990). اصول فقه. بیروت: دار الکتب الاسلامیه
- حسینی، سیدرضا (1394). نظریة رفتار مصرفکنندة مسلمان. تهران: سازمان انتشارات فرهنگ و اندیشة اسلامی.




